محمد شکوهی با ۷ مدال قهرمانی کشوری و انتخاب شدن برای تیم ملی در رشته رزمی «مویتای»، آرزوهای بزرگ در سر دارد و میخواهد همانطور که پدر در صحنه جنگ خوش درخشید او هم با پیروزی در برابر حریفان، بدرخشد.
علی احسانپور در آغاز فصل جوانی و درحالیکه ۳۲ بهار از زندگیاش میرود، چند مقام کشوری و بینالمللی را در کارنامه هنری خود دارد و یکی از برترینهای هنر خوشنویسی است.
ابوالفضل یوسفزاده، مدرس رباتیک و مخترع محله پنجتن میگوید: دوستان هم تیمی من، هیچکدام ساکن مناطق کم برخوردار نبوده و نیستند، اما به این باور رسیدهاند که مناطقی مثل پنجتن استعدادهای بالایی دارد.
مهدی عزیزی میگوید: در ۸۰ شعبه فلافلی ما، برای حدود ۵۰۰نفر شغل ایجاد شده است؛ آن هم در شرایط رکود اقتصادی که برخی صاحبان صنایع و مشاغل، درحال تعطیلی واحد صنفی خود هستند.
عطیه انتظام می گوید: اول دبیرستان بودم که یکی از شعرهایم را در کلاس ادبیات خواندم. دبیرم با شنیدن شعر من به وجد آمد و بسیار تشویقم کرد این تشویق و راهنمایی، برایم انگیزهای شد تا جدیتر علاقه خود را دنبال کنم.
همه میهمانان اولین بار است که برای جشن عروسی به مسجد دعوت شده اند، آن هم برای پیوند ده زوج که قرارشان این است که ساده و بدون تشریفات سر زندگی شان بروند.
ریحانه قناد، شاعر ۱۹ ساله محلۀ ایثار، شعرهای زیادی سروده است. اولین شعر او به ۱۰ سالگیاش برمیگردد.
محله رضائیه حدود ۳۵ شهید دارد که گویا بیشترشان نوجوان و جوان بودند. سیدعلی طاهریان یکی از رزمندگان رضاییه از غیرت نوجوانان و جوانان میگوید.
این مسجد تا سال پیش یکی از مساجد شبانهروزی مشهد بود اما اکنون جزو نادر مساجد مشهد است که از ۷ صبح تا انتهای شب به روی مراجعه کنندگانش باز است.
شهرزاد لعل بذری، دختر جوان داستاننویس مشهدی است که هم پدر و هم مادرش نویسنده هستند. او تا حالا چندین جایزه کشوری برده و از ده سالگی پای ثابت جشنوارههای داستانی بوده است.
نمونه سیستم هوشمند ساختمان با قیمت زیاد، از خارج از کشور وارد میشود. هزینه سنگین خرید این سیستم، دلیلی بود که ناصر پاکفطرت، مهرداد طلایی و محسن طالبیان را بر آن داشت تا نمونه آن را در داخل کشور به تولید برسانند.
۷ سال پیش بود که چند جوان مذهبی و خوشفکر به هدایت امام جماعت مسجد امام حسن مجتبی (ع) دور هم جمع شدند و تصمیم گرفتند هیئت مذهبی «روضة الحسن (ع)» را تشکیل دهند.
سجاد عارف با همان پولی که از پس دادن ماشین دستش آمده بود، کارگاه را از پدر رهن میکند، مقداری پول برای حقوق چند ماه کارگران کنار میگذارد و کارش را شروع میکند.
بهرام جعفری میگوید: مدتی پیش، نویسندهای به ایستگاه پسماند ما مراجعه کرد. او از حرف زدنم فهمید که شعر میگویم و از من خواست که ناامید نشوم و به کارم ادامه بدهم.
امیر روشنضمیر و سعید شادکام، دو جوان محله اسماعیلآباد تا کنون چندین اختراع به ثبت رساندهاند.
سیدمرتضی قاسمیان، با اختراع ماشینمعدن و تجهیزات پالایشگاهی ثابت کرد غیرممکن وجود ندارد.
مروری بر کارنامۀ اجتماعی مصطفی توفیقی، فعال مدنی و بینالمللی که کارش را از محلۀ نوغان آغاز کرده است.
زهره دلشاد و همسرش حاج محمد حاجیزاده در طول ۲۳ سال، بیش از ۵۵۰ دختر و پسر را برای ازدواج به یکدیگر معرفی کردند.
تاکنون چندین دستگاه تولید کردهایم که میتواند کمک بزرگی به بخش صنعت بکند، اما متاسفانه هیچ حمایتی از کارمان نمیشود و آنچه میسازیم، درنهایت به ضایعات آهنفروشیها میفروشیم.
مرز، همه اش نگرانی است، به همین دلیل باشنیدن خبر اعزام محمد به سراوان خیلی نگران شدیم. اما محمد در این چهارماه خدمتش میگفت آنجا امن است.