مسجد - صفحه 15

حمید فخرایی تعریف می‌کند: باغ یک‌قِرانی روبه‌روی خانه‌مان بود. در گذشته، هر‌کس می‌خواست از آب یا فضایش استفاده کند، باید یک‌قِران پول می‌پرداخت. با بچه‌های محله هر‌روز عصر مقابل همین باغ، بساط فوتبال‌بازی ما به راه بود.
باب آشنایی‌ این همسایه‌ها در مسجد چهارده‌معصوم (ع) فراهم شده است. یکی آشپزی مراسم و دیگری آوردن وسایل را برعهده دارد. یکی هم پا‌به‌پای دیگران در برنامه‌ها حضور دارد و به این ترتیب حلقه همدلی پابرجاست.
بانی مسجد حسین‌بن‌علی (ع) می‌گوید: ساخت مسجد از آغاز انقلاب رقم خورد، اما سال ۵۸ تابلوی تاسیس آن به‌طور رسمی نصب شد. آن روزها ما تازه به طبرسی‌شمالی ۳۰ آمده بودیم و در این محدوده مسجدی نبود.
حوالی دوره استبداد رضاخانی و ممنوعیت‌های‌ مراسم عزاداری ماه‌های محرم و صفر بود که یدالله و امان‌الله از روستای «کیوی» استان آذربایجان‌شرقی به ‌مشهد‌الرضا(ع) آمدند و هیئت قمربنی هاشم(ع) را تشکیل دادند.
پانزده‌سال از شروع فعالیت هیئت خیمه‌الحسین(ع) می‌گذرد. رضا ربانی می‌گوید: بسیجی‌های قدیم مسجد امام‌حسین (ع) در‌کنار تیم فوتبال یک خیمه برپا کردیم و این راه را ادامه دادیم.
در مسجد امام‌حسن‌مجتبی(ع) همان همدلی ایام دفاع‌مقدس حس می‌شود. بوی آبگوشت همه‌جا را پر کرده است. تهیه شام هر شب برای حدود هفتاد‌نفر از حافظان امنیت محله تبدیل به سنت این روز‌ها شده است.
محله امیریه که شامل بخش ابتدایی بولوار امیریه می‌شود، نسبت به محله صادقیه که بخش انتهایی بولوار امیریه را در برمی‌گیرد، دیرتر پاگرفت و هنوز هم درصد کمتری از این محله مسکونی شده است.
مسجد امیرالمؤمنین (ع) در خیابان مسلم شمالی، مسجدی ساده، اما زنده است که این روزها با حضور پرشور و نشاط نونهالان، نوجوانان و جوانان به مسجد حال و هوای متفاوتی به خود گرفته است.
محسن قربانی تعریف می‌کند: روزگاری، بین خیابان‌های شهید درودی ۷ تا ۱۵ کنونی کال بزرگی قرار داشت که به محل ریختن نخاله‌های شهری تبدیل شده بود. بهترین سرگرمی ما بازی «جنگی» در این تپه‌های نخاله بود.
در دل این محله، همسایه‌هایی زندگی می‌کنند که عمر کنارهم‌بودنشان از ۴۵ سال هم می‌گذرد؛ یعنی از سال‌هایی که تازه جنگ تحمیلی هشت‌ساله شروع شده بود و همسایه‌ها تمام‌قد هوای هم را داشتند. آنها با وجود مشکلات زیاد، از محله‌شان مراقبت می‌کردند.
خیابان هاشمیه ۴۰ به‌دلیل برخورداری از کاربری‌های متنوع اعم از مدرسه، فضای سبز، کلینیک درمانی و بازارمحله‌، مسجد و ... برای برطرف‌کردن نیاز‌های روزمره اهالی و پرکردن اوقات فراغت آنها مرکز محله‌ای امن و پویا به حساب می‌آید.
آرتان می‌گوید: رفتیم نمازجماعت خواندیم و بعد گفتم نمی‌شود آشوبگران این کار‌ها را در همسایگی ما انجام دهند و ما بی‌تفاوت باشیم. پرچم‌های کاغذی اسرائیل را آوردیم و و از پاره‌کردن پرچم فیلم گرفتیم و در فضای مجازی فرستادیم.
این نوجوانان دوره‌های اولیه امداد و نجات دیده‌اند و می‌دانند در موقعیت بحرانی چطور باید به دیگران کمک کنند.خاطرات شیرینی از حضور در اردوی شبیه‌ساز جبهه دارند که لباس رزم پوشیدند، اسلحه در دست گرفتند و از کنار بمب‌های شبیه‌ساز رد شدند.
شهیدعلی اسفندیاری قبل از اینکه به جبهه اعزام شود نام بروبچه‌های محله طلاب را به شعر درآورد تا خاطره آنها را برای خود و محله زنده نگه دارد. او در زمان انقلاب جزو فعالان بسیجی بود.
کوچه پورسینا‌۵۰ یکی از معابر اصلی و پرتردد خیابان پورسیناست؛ کوچه‌ای که حدود ده‌هزار نفر جمعیت دارد و از ۲۵ معبر فرعی تشکیل شده است. اهالی اینجا جزو فعال‌ترین و پرانرژی‌ترین ساکنان محله‌اند.
جواد کاووسی می‌گوید: در شرایط فعلی که فضا به‌سمت ناامنی و ترس پیش می‌رود، نقش قرارگاه‌های مردمی در آرام‌سازی محله و تزریق امید پررنگ‌تر از همیشه است. ما طبق روال همیشه مراسم و اعیاد را برگزار می‌کنیم.
توجیه کردن اهالی برای رصد رفت‌و‌آمد‌های مشکوک در کنار فعال کردن گشت‌های بسیج مسجد از برنامه‌هایی است که امام جماعت مسجد سلمان به آن اشاره می‌کند و می‌گوید: ما سرباز انقلاب هستیم.
اصغر عباسی می‌گوید: از زمانی‌که متوجه شدیم عده‌ای منافق و وطن‌فروش از داخل به مردم آسیب می‌رسانند، بسیج مساجد دست به کار شده و با گشت‌زنی‌های پیاپی به‌دنبال پیشگیری از خرابکاری این افراد است.
ما‌حصل ۵۰ سال کار‌وتلاش حاج محمد‌علی رضایی زمینی است که سنگ بنای مسجد امام حسن مجتبی(ع) در محله شهید آوینی شد. می‌گوید: سال‌۱۳۸۴ مکه بودم و با خدا عهد کردم وقت بازگشت مسجدی بسازم.
در بازارچه بانوان کارآفرین محله شهیدبسکابادی فضایی برای باهم‌بودن، همکاری و دوستی ایجاد کرده‌اند. در این‌جا بانوان نیامده‌اند که فقط چیزی بفروشند و بروند بلکه درگیر مسائل و دغدغه‌های زندگی هم نیز شده‌اند.