عبدالرضا تقیزاده سنگ تراش است و سنگ قبر میسازد. میگوید: در میان مردم وجهه خوبی ندارد. به همین دلیل وقتی کسی از کارم میپرسد، میگویم تابلونویسم.
سالهاست که خراسانیها، در روزهای ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ ماه شعبان بر سر مزار رفتگان خود حاضر میشوند و در مراسمی با نام «چراغبرات» برای شادی اموات خود فاتحه میخوانند و قرآن قرائت میکنند.
حسنعلی نخودی در فکر برگشتن به نجف بود، اما یک شب که به زیارت رفته بود، نهتنها تصمیم گرفت که تا آخر عمر در مشهد بماند، بلکه وصیت کرد در حرمرضوی دفن شود و حتی جای قبر خود را به مریدان نشان داد.
۵مهر، نودمین سال پا گرفتن نخستین غسالخانه بلدیه در مشهد است؛ غسالخانهای که، چون از لحاظ امکانات بهداشتی به انواع امروزی خود شبیه بود، بعد از افتتاح به این نام شهرت یافت: «غسالخانه جدید بلدیه».
تکیه کرمانیها در آن روزگار که میشد پیکری را در جایی بهجز آرامستانها دفن کرد، همسایه دیواربهدیوار قبرستان «قبر میر» بوده است. عاشقان سیدالشهدا(ع) دوست داشتند در حیاط تکیه به خاک سپرده شود.
«روغنجوشی» چراغبرات، آنقدر برای ما مشهدیها خاطره ساخته است که نمیتوانیم تصور کنیم تقریبا بقیه ایرانیها در این روز و شبها، هیچ آیینی برای درگذشتگانشان برگزار نمیکنند.
فلسفه چراغبرات را مردم مشهد خوب میدانند. سنتی دیرینه که هر سال دو روز مانده به میلادمنجی عالم بشریت فضای آرامستانهای شهر را متفاوت میکند.
به عقیده حاچی کفاش تمام مردهها در سهشب چراغبرات آزادند و منتظر خیرات قوم و خویشان خود؛ خیراتی که هرکس بهاندازه توانایی خود انجام میدهد.
زیارت اهل قبور در آخرین پنج شنبه سال یکی از رسوم اهالی توس است. قدیمیها به آن عید علفه می گفتند که طی آن دو شب قبل عید را علفه مردهها و شب بعد را علفه زندهها میگفتند.
سند تاریخی نام اسلامیه بسیار قدیمی بوده که حداقل از سال ۸۱۵ مطرح بوده است. این روستای تاریخی پساز الحاق به شهر و تلفیق با روستاهای توس سفلی و علیا امروز به نام محله فردوسی شناخته میشود.
میان مشهدیها، نام شیخطبرسی بیش از همه تداعیکننده نام یکی از خیابانهای اصلی شهر است و مانند بسیاری از عناصر هویتی شهر، آن را خوب نمیشناسیم.
غلامرضا زعفرانیه میگوید: هر روز همدرد کسانی هستم که عزیزی از دست دادهاند. خودم عزیزان زیادی از دست دادهام که همینجا آرام گرفتهاند؛ پدر و مادرم و معصومه، همسرم.
اکنون یکی از مراکز مهم هویتی محله کوی مهدی، بوستان بهشت است که نیمه اول سده چهارده خورشیدی مهمترین آرامستان عمومی مشهد بود.
خیلی از مشهدیها حتی نمیدانند آرامستان ارامنه در مشهد وجود دارد. این آرامستان که جایی در حاشیه تقاطع عامل به بولوار شهید کریمی قرار گرفته است بیش از ۱۰۰ سال قدمت دارد.
قبرستان ارامنه، تنها قبرستان مسیحی مشهد در دوره قاجار محسوب نمیشده و در محدوده خیابان عنصری امروزی، جایی نزدیک به باغ خونی، قبرستان دیگری وجود داشته است.
این گزارش روایتی است از دکتر ابوالقاسم بختیار، پزشک بختیاری عاشق فردوسی که برطبق وصیتش، همجوار حکیم سخن در آرامستان قدیمی محله فردوسی به خاک سپرده شد.
روستای حسینآباد خواجهربیع جزو موقوفه مزار خواجهربیع بوده و اکنون مجموعه باغ خواجهربیع توسط آستان قدس رضوی اداره میشود.
سیدحسین کاظمیان در سنگ مزارنویسی اتفاقهای عجیب بسیاری پیش میآید: یکبار سنگ مزار پدری را مینوشتم که برای نجات پسرش در دریا به آب زده و غرق شده بود.
یکی از میرابهای معروف مشهد در دوره تیموری، «شمسالدین میرکاریزی» بود. در گذشته، مردم بر سر مزار او، آش اوماج و کماج خیرات میکردند.
نوغان یکی از شهرهای قرارگرفته در دشت توس و مرکز آمدوشد بزرگان و صاحبان علم بوده است. رجال و شخصیتهای زیادی نزدیک به ۱۰ قرن از محله نوغان برآمدند.