همسایه - صفحه 14

محمد شوقی از کار تأسیسات آب و برق سر در‌می‌آورد و هر‌کس مشکلی در این زمینه داشته باشد، اول از همه در خانه او را می‌زند.
روابط همسایگی در این مجتمع‌ها پر‌رنگ نیست و مستأجر‌ها شناخت کافی از بقیه ندارند.
بانوان توسی چهارشنبه‌ها سر یک ساعت مشخص به درِ خانه‌ مادران شهدا می‌روند و اجازه می‌گیرند تا برای چندساعتی دخترشان شوند و در حد توان، کار‌های روزانه‌شان را انجام دهند.
هرکس که نذری دارد، می‌آورد. همه دور دیگ نذری جمع می‌شوند و هرکدام به‌نوبت حلوا را هم می‌‎زنند و هر یک حاجتی را در دل می‌گذراند تا اگر برآورده شد، سال آینده نذری را او ادا کند.
برخی اهالی کوچه‌های پورسینا و شهرک شهید رجایی ملازهرا را به خوبی می‌شناسند. کمتر کسی را می‌توان یافت که پیش او قرآن نیاموخته باشد.
بیشتر ساکنان خیابان میثم شمالی‌۴ با هم نسبت خانوادگی دارند و هنوز به همان سبک و سیاق قدیم با هم مراوده دارند.
حالا می‌گویند مسائل امنیتی و بهداشتی خانه‌های زائرپذیر باید رعایت شود و به حق هم هست، اما بزرگ‌تر‌ها می‌گویند قدیم این حرف‌ها نبوده است سنتی دیرینه در رضائیه هست که زائر آقا را نمی‌گذارند بی‌جا و مکان بماند.
قلب این پاتوق، سرایی است با نام «سرای همسایه» که قرار است آغازگر کلی اتفاق خوب و نشاط‌آور و گود صمیمیت اهالی محله باشد.
افرادی که در مجتمع ولی عصر (عج) محله گلدیس زندگی می‌کنند شاید سطح مالی متوسطی داشته باشند، اما از نظر فرهنگی در سطح بالایی هستند.
کوچه حجاب ۹۲ معبری است در محله حجاب که یک شاخصه مهم دارد؛ در این کوچه، بیشترین تعداد مجتمع با بلوک‌های فراوان ساخته شده و جمعیتی بیش از ۹ هزار نفر را در خود جای داده است.
کوچه امت یک (شهید علی‌اکبر زوار کاریزی) را به همدلی و وحدت ساکنانش می‌شناسند. همسایه‌ها هوای هم را در خوشی و ناخوشی دارند و به هر بهانه‌ای دور هم جمع می‌شوند.
۱۰ خواهر و برادر با فرزندانشان در ساختمان پنج‌طبقه‌ای در محله مجیدیه زندگی می‌کنند، ساکنان این ساختمان در شادی و غم و در سختی و راحتی کنار هم هستند.
اینجا دم عیدی همه کمر همت می‌بندند تا‌جایی‌که می‌توانند عید را روانه خانه همسایه کنند؛ شاید با دید و بازدید، شاید خانه‌تکانی برای او یا بردن قابلمه گرمی از غذا برای ناهار.
حدود بیست‌سال قبل بود که نیروی زمینی ارتش در شهر مشهد اینجا زمین‌هایی را خریداری کرد و برای ساخت به پیمانکار سپرد. حدود چهارسال طول کشید تا خانه‌ها ساخته شود.
در و دیوار این خانه با عطر و بوی مادربزرگ و پدربزرگ و همسایه‌هایی که مدام در پی خیررسانی به هم بودند، عجین شده بود. وقتی صحبت آن روزها را می‌کند، چهره‌اش خندان و دهانش شیرین می‌شود. هنوز هم با خاطره همان آدم‌ها و حال‌وهوایی که در آن بزرگ شده و خو گرفته، دل‎خوش است. علی علما‌خباز، یکی از قدیمی‌های ته‌پل‌محله، با خاطراتش ما را به نیم‌قرن پیش می‌برد و روایت‌های جذابی درباره جریان مهربان زندگی به تصویر می‌کشد.
ذره‌ای گرد کهنگی زمان بر ساختمان‌ها و سروروی مغازه‌ها نیست؛ گردی باقی‌مانده از گذشته که گویای نام تاریخی کوچه یعنی «حمام حاج‌نوروز» باشد. اما در میان همه این مدرن‌شدن‌ها که با آمدن افراد جدید همراه بوده است، به برکت ماندن چند قدیمی که کاسبی را در مغازه پدری ادامه می‌دهند، رسم همسایگی با آدابی از همان نسل پدر و پدربزرگ‌ها جان دارد.سراغ همسایه‌ خوب را که می‌گیریم، بیشتر کاسبان مغازه‌ای را معرفی می‌کنند که از آنِ حاج‌احمدآقا بود و تا بیست‌سال پیش که محله با ساکنانش جان داشت، قصابی بود. البته که فقط نامش گوشت و مرغ‌فروشی بود، اما بیشتر به خیریه‌ای می‌ماند که چند خیر هرماه پولی دست حاج‌احمد می‌رساندند تا از همین مغازه دست‌گیر مستمندان باشد.
وقتی تعداد بطری‌های آب مصرفی ورزشکاران باشگاه در خیابان نسترن محله سجاد زیاد شد، زهرا غیور به‌عنوان یکی از گردانندگان این باشگاه، به فکر تفکیک زباله افتاد. از همان موقع، این فرهنگ در خانواده‌اش نهادینه شد. حالا دو سال از آن ماجرا می‌گذرد. او اکنون با نرم‌افزار بازیافت به‌خوبی آشناست و استفاده از آن را به مادر و خواهرهایش هم توصیه کرده است.
یکی از افراد کلیدی در این پیوند سه نفره، مجید شاهی است. او از قدیمی‌ها و بزرگ‌شده کوچه حمام حاج‌نوروز است. کسب‌وکارش از دهه1370در محله نوغان شکل گرفته است. از همان روزگار نیز پای کار فعالیت‌های فرهنگی و مذهبی نوغان بوده است و در این مسیر، دو همسایه دیگرش نیز او را همراهی کرده‌اند.
این مجتمع چهار بلوک دارد؛ هر طبقه‌، دو واحد صد‌و‌سی‌متری دوخواب، یک واحد صدو‌چهل‌‌متری دو‌خواب و یک واحد صدو‌شصت‌متری سه‌خواب دارد. دو بلوک دیگر هم در هر طبقه، دو واحد صد‌‌وچهل‌متری دو‌خواب و دو واحد صدو‌شصت‌متری سه‌خواب دارد. قیمت‌ واحد‌ها هم از متری 23 تا 30میلیون‌تومان متغیر است.این پروژه کمبودی ندارد؛ سیستم گرمایش آن، شوفاژ مرکزی است. و سیستم سرمایش نیز قبلا چیلر بود اما اکنون برخی واحد‌ها کولر آبی دارد و برخی کولر گازی. هر بلوک، یک سیستم شوتینگ برای زباله‌ دارد و شهرداری، زباله‌های داخل مجتمع را هر یکی‌دو‌روز یک‌بار جمع می‌کند.
باز هم سه همسایه خوب می‌نشینند در قاب تصویرمان. این‌بار در کوچه‌ای که گلستان شده است. قصه‌اش طولانی و دراز است. اما همین را بگویم که یکی از همسایه‌های خوبمان رسم مهربانی‌اش را تا تغییر نام کوچه به «گلستان»کشانده است. اینجا شهید صارمی37 است؛ خیابان گلستان.