از همان کودکی به بازیگری علاقه داشت اما غم از دست دادن خواهر و مادرش که در نه و یازدهسالگی رقم خورد، حس و حالی برایش نگذاشت. در مقابل احساس میکرد باید بنویسد تا غمش سبکتر شود و در حال حاضر جزو نمایشنامهنویسان است.
حدیثه عدالتجو اکنون در آستانه بیستوهشتسالگی با افتخار در عرصه معلمی فعالیت دارد و همزمان در فعالیتهای هنری مشغول است. او فیلم کوتاه «روشنتر از خاموشی» را کارگردانی کرده است.
امیرمحمد پیراسته نوجوان مبارز و قهرمان محله فرهنگیان در رشته کیک بوکسینگ است. سال1397 در مسابقات قهرمانی استان خراسان رضوی که هیئت ورزشهای رزمی نیشابور برگزارکننده آن بود مقام دوم مسابقات را در رده سنی نوجوانان به دست آورد. همان سال در مسابقات آزاد که هیئت ورزشهای رزمی خراسان رضوی مسئولیت برگزاری آن را برعهده داشت مقام سوم را در کیک بوکسینگ کسب کرد.مهمترین مسابقهای که در آن شرکت کرده هشت ماه پیش در اربیل عراق بوده که توانست در همان دور اول حریف را شکست دهد و کمربند طلایی این مسابقه را به دست آورد.
توکلی که به دلیل زندگی در روستا تا نوزدهسالگی گود زورخانه نرفته بود، به پیشنهاد چند نفر از اهالی روستای خود چند سالی است که گودی را در روستا درست کرده تا بچهها از سن کم بتوانند باستانیکار شوند. او میگوید: «روستای فرزق 800خانوار جمعیت دارد و روستای کوچکی نیست.
بنا به علاقهای که در بچههای روستا با دیدن من به وجود آمده بود سال86 حمام عمومی قدیمی روستا را که سالها خاک میخورد و کاربردی نداشت تبدیل به گود زورخانه کردیم. با همراهی اهالی توانستیم در مدت کمی بنایی و شکل حمام را به زورخانه تغییر بدهیم از همان موقع تعداد افراد علاقهمند به این ورزش در روستا زیاد شده است و جوانان باستانیکار خوبی را تربیت کردهایم.»
محمد عرفان بعد از کسب رتبه دوم مسابقات زیرنظر استاد قرآن، دوباره از همان ابتدا حفظ قرآن را با اصول تجوید شروع میکند. دراینباره میگوید: یکبار دیگر با جزء30 قرآن شروع کردم. این مرتبه در کنار حفظ لفظی آیات، تجوید و دیگر قواعد صرف و نحوی را هم یاد گرفتم. سیدعلی مؤمنیان استاد از همان کلاس سوم تا امروز معلم و همراهم بوده است. با توجه به تجربه گذشته، حفظ برایم خیلی آسان شده بود و در مدت چند ماه بیش از نصف قرآن را از بر شدم.
زهرا دائی، نوجوان شانزدهساله هماکنون در سال دهم رشته شبکه و نرمافزار هنرستان فنی و حرفهای راهنور تحصیل میکند و در بهار امسال موفق شد مقام نخست طراحی بروشور مسابقات استانی آموزش و پرورش را از آن خودش کند. میگوید: در حوزه رایانه باید مدام در حال آموختن بود چراکه اگر توقف کنید باید مطمئن باشید از بازی فناوری عقب خواهید افتاد و دیگران از شما جلو خواهند زد.
نگار تفقد صدیق اعتمادبهنفس خوبی دارد و میداند استعدادش در ورزش میتواند او را به اهداف ورزشیاش برساند. درباره شروع ورزش هاکی میگوید: سال دهم که بودم، هیئت هاکی استان فراخوانی زد و به دنبال ورزشکارانی بودند که به هاکی علاقه داشته باشند. با توجه به اینکه این رشته در ایران چندان شناخته شده نیست تیمی نداشتیم و این فراخوان انتخابی ملی بود. سال 98 برای مسابقه رفتم و انتخاب شدم. یک ماه تمرین کردیم و بعد رفتیم برای کشوری.
رحیم برگی از چهارسالگی پا در عرصه ورزش گذاشت. آنزمان پدرش باشگاه کشتی داشت و در این باشگاه فوت و فن این ورزش را تمرین میکرد. کلاس دوم دبستان که بود با ورزشهای رزمی آشنا شد و از آنزمان کیوکوشین کاراته را به کشتی ترجیح داد و بر آن متمرکز شد. باشگاهی در نزدیکی خانهشان بود که به آنجا میرفت و تمرین میکرد. او خیلی زود استعدادش در این رشته را نشان داد و سال79 به مسابقات استانی راه پیدا کرد و مقام سوم را به دست آورد.
پرچم افغانستان در دست جوانان میرقصید و حاضران یکصدا فریاد میکشیدند: «گلشهر، گلشهر، گلشهر». استقبال پرشوری از ورزشکاران تیم ملی فوتسال افغانستان شده بود. این تیم در مسابقات زیر 20 سال آسیا مقام دوم را به دست آورد.
یکی از اعضای این تیم، سیدحسین موسوی، هجدهساله و ساکن شفیعی 56 و محله نیزه است. او در مسابقات آسیایی 6 گل به ثمر رسانده و در جدول برترین گلزنان مسابقات، دومین است. فوتبال حرفهایاش را در زمینهای خاکی گلشهر از سال 91 شروع کرده است؛ تیمی با عنوان جوانان کابل. میگوید: اوایل فوتبال بازی میکردم و 2 سال است که فوتسالیست شدهام.
من چند ماه مدام تمرین میکردم و مطالعه داشتم، اما در روز برگزاری آزمون متوجه شدم چند نفری خیلی خوب و آماده هستند. یکی از استان گیلان و یکی از البرز. راستش تا وقتی هم که فردای آزمون برای مراسم اختتامیه به همراه پدرم به هتل ثامن رفتیم، تردید داشتم اول شده باشم؛ اما شک نداشتم یکی از سه نفر اول من خواهم بود. معرفی برترینهای این المپیاد از آخر به اول بود. وقتی نفرات سوم و دوم را صدا کردند و اسم من نبود، متوجه شدم که مقام اول این المپیاد را به دست آوردهام.
برای گرفتن هر امتیاز، توپ تا 5دقیقه روی میز جا به جا میشد. استرسم آنقدر بالا بود که اشک ناخودآگاه از چشمانم میریخت دوباره هر دو10 شدیم. فقط از خدا خواهش میکردم که ببرم. 11 بر 10 به نفع من شد و برای امتیاز آخر فقط اشک میریختم. داورها میدیدند چطور اشک میریزم. 12 به10 بازی تمام شد. حریفم ناراحت و عصبی شد و راکت را به سمت میز پرتاب کرد و از سالن بیرون رفت. آنقدر خوشحال شده بودم که فقط میپریدم و احساس میکردم چند سانتی قد کشیدم. این روایتی است که ریحانه رسولی از هیجان روز مسابقه و قهرمانیشان بیان میکند.
علیرضا رضایی ابتدا ورزش کاراته را شروع و بعد از مدتی به سبک کیوکوشین علاقهمند میشود. او که جدیت و تلاش خاصی در انجام تمرینات داشته است بهزودی نظر استادش را جلب میکند. در این سه سال همیشه تمام تمرکز و انرژیام را سر کلاس روی تمرینات و حرفهای استادم گذاشتهام و حتی بعد از اتمام کلاس نیز سؤالاتی را که برایم پیش آمده است از او میپرسم.
هانیه دختری است که برای آیندهاش هدفهای بزرگی دارد و خودش را در قامت یک قهرمان میبیند. هانیه شیرزاد در دهسالگی کاراته را آغاز کرد، ورزش رزمیای که هیجان روزهای کودکیاش را بیشتر کرده و همانطور که در مسابقات کشوری و استانی درخشیده است، این روزها با پنج ساعت تمرین در خانه و باشگاه خودش را برای مسابقات بینالمللی خاورمیانه که سههفته آینده در مشهد برگزار میشود، آماده میکند.
الهه تاج پور، نوجوان موفق محله خاتم الأنبیا(ص)، توانسته در چهاردهمین المپیاد دانش آموزی فرش دست باف ایران1401، مقام سوم را به دست آورد.الهه 18سال دارد و فرزند چهارم و آخر خانواده و دانش آموز پایه دوازدهم رشته طراحی فرش است. می گوید: نقاشی و طراحی را دوست نداشتم. برخلاف من خواهرم عاشق نقاشی بود. او همیشه نقاشی های مدرسه ام را می کشید و لوح های افتخارش نصیب من می شد.
گوش راستم در مسابقات ده جانبه بندرعباس شکست. حریفم شمالی بود و مقام سومی کشور را داشت. قبلش به من اخطار داده بودند که کشتیگیر قدری است و تندر میزند. بهدلیل ترسم حریف همان ابتدا سه امتیاز از من جلو افتاد؛ اما کمکم لِم مسابقه دستم آمد و فهمیدم میتوانم برنده شوم. لحظه آخر که میخواستم ضربه فنیاش کنم ناگهان سرش را بالا آورد که به گوش راستم خورد. شدت ضربه به حدی بود که گوشم شکست.پس از آن هم گوشم چندین وچند بار ضربه خورد. ضربههایی که در طول این سالها آن را به چوبی خشک تبدیل کرده است.
«ریاضی درس شیرینی است، فقط باید این طعم را بچشیم تا متوجه شویم یادگیری آن ساده و تنها راهش هم تمرین کردن زیاد است.» این جمله را میگوید و شروع میکند به توضیح دادن اینکه چطور روزی هشتساعت درس میخواند تا به همه کارهای روزمرهاش هم برسد. محیا ماروسی نوجوان سیزدهساله محله نیروهوایی سال قبل در جشنواره ریاضی جابربن حیان با محوریت «یادگیری با طعم ریاضی» به همراه تیم پنجنفری مدرسه موفق شد رتبه اول کشور را کسب کند.
شیهانعلی ملانوروزی میگوید: مسابقه جهانی کیوکوشین در سطح بالا در کشورمان برگزار شد، بزرگترین استادان جهان در تهران حضور یافتند، اما صدا و سیما در حد چند دقیقه کوتاه در اخبار فقط مقامها را اعلام کرد!
به نظر من کشتی بیشتر از اینکه بخواهد ورزش باشد، راه و رسم زندگی است، فردی که در پستی و بلندی کشتی قرار میگیرد، چه قهرمان المپیک باشد و چه کسی که فقط به خاطر علاقهای که دارد در این حوزه تمرین میکند، شیوه زندگی را تمرین میکند. اعتقاد دارم کشتی و نوع تمرینات آن باعث میشود تا فرد طعم سختیها را بچشد و درسهایی بگیرد که در زندگی بسیار به درد میخورد، اینکه برخی افراد کشتی را فقط به چشم یک ورزش نگاه میکنند قبول ندارم چون کشتی در تاریخ ما، آیین پهلوانی و جوانمردی ما ریشه دارد.
روزگار کودکی ما یعنی دهه60 اوج فیلمهای بروسلی، جکی چان و دیگر ورزشکاران هنرهای رزمی بود. همه پسربچههای همسن وسال من بعد از دیدن این فیلمهای رزمی با صداهای عجیب و غریبی همان حرکات را تکرار میکردند. چند دقیقهای به در و دیوار خانه میپریدیم تا اینکه با صدای پدر یا مادر آرام و ساکت میشدیم. من تحتتأثیر همین فیلمها به ورزشهای رزمی علاقهمند شدم. چون اتفاقا در نزدیکی خانه ما یعنی خیابان موسوی قوچانی یک باشگاه ورزشی رزمی وجود داشت آنقدر اصرار کردم تا پدرم اسمم را در این باشگاه نوشت و از کودکی ورزش تکواندو را شروع کردم.
اردیبهشت امسال مقام سوم کشوری را در مسابقات کُشتی آزاد و در رده سنی نونهالان کسب کرده و به تیم ملی این رده سنی نیز دعوت شده است. امیررضا علیپور، دانشآموز سال نهم، ساکن محله شاهد است. خودش میگوید از وقتی این مقام را کسب کرده است، دوستانش در مدرسه نیز به رشته کشتی علاقهمند شدهاند و او در حد توان آنها را راهنمایی میکند. امیررضا از دوستان همسن و سالش میخواهد ورزش را جدی بگیرند و باعث افتخارآفرینی برای خانواده، هممیهنان و کشورشان شوند.
ورزش حرفهای را از سنین نوجوانی شروع میکند. مشوق اصلی او در این راه پدرش است؛ پدری که خود در روزگار جوانی به ورزش جودو و کشتی پهلوانی میپرداخت و در این راه مقامهایی نیز کسب کرده، بزرگترین حامی فاطمه در عرصه ورزش قهرمانی است. فاطمه شبانی با تلاش و تمرینات شبانهروزی خود پلههای ترقی و موفقیت در عرصههای ورزشی را پشت سر گذاشته و خیلی زود به عضویت تیم ملی بانوان (در رده نوجوانان و جوانان) درمیآید و در مدت بیش از 10سال ورزش حرفهای، در رشتههای رزمی رتبههای مختلفی را کسب میکند.