محمدرضا غیوری راد، طلبه جوانی است که مدتی پیش در مسابقات جهانی هاپکیدو در کره جنوبی موفق شد بر سکوی دوم بایستد و مدال نقره را به گردن بیاویزد.
دلم میخواهد شب و روز مبارزه کنم. وقتی رفتم باشگاه و مبارزه بچهها را دیدم، خیلی خوشحال شدم. از آن روز به بعد هر روز منتظر بودم که عصر شود و به باشگاه بیایم.
اگر در کنار تلاش و کوشش خودش حمایت خانواده را نداشت، یک جای کار میلنگید و به اینجا نمیرسید. آنها علاوه بر حمایت عاطفی، هزینه مسابقات او را هم تقبل میکنند.
با وجود مزاحمتهای پسر همسایه و دید بدی که به این ورزش داشتم، با خودم فکر میکردم که اگر من هم کاراته بلد بودم، میتوانستم از خودم دفاع کنم.
وحیدرضا فرجی شانزدهسال فوتبال بازی کرد، اما کمکم بهسمت مربیگری رفت. او اکنون مدرک A مربیگری آسیا دارد.
سارا صابری میگوید: کتاب داستانی درباره کاراته در کتابخانه مدرسه پیدا کردم. برایم جالب بود و آن را خواندم. با این کتاب بود که علاقهام به کاراته بیشتر شد.
صدرا ایزدی آنقدر در کیوکوشین زبده و آبدیده شد که در همان سن کم وقتی پا به میدان مسابقات گذاشت، بیشتر حریفانش را در همان راند اول ناکاوت کرد.
اسما تمدنی دختر بااستعداد روستای کریمآباد، در نزدیکی گلشهر است که هرروز خود را به محله امیرالمؤمنین (ع) میرساند و ژیمناستیک تمرین میکند.
ایلیا افشارکهن با اینکه نزدیک به دو سال است که کاراته را شروع کرده، در همین مدت کوتاه توانسته مدال طلای استانی و مقام سومی کشوری را در رشته کاراته به دست آورد.
به هر مسیری قدم بگذاری، سختی زیاد است؛ مثلا چندماهی که باید برای برگزاری رقابتها خود را به تهران میرساندم و برمیگشتم، شرایط برای من و خانوادهام خیلی سخت بود، اما عقب نکشیدم.
مشوق رز کشاورز برای ورود به کاراته، دخترخالههایش بودند؛ دخترخالههایی که روزی حریف تمرینی بودند و حالا به رقیب ورزشیاش تبدیل شدهاند.
علی حیدری، پاکبان باهمت منطقه ۸ از دوران کودکیاش و نحوه یادگیری کشتی میگوید: ساعتها از پشت شیشه کلاس به تمرین بچهها نگاه میکردم. میدیدم که استاد چگونه آنها را تمرین میدهد. در خانه همانها را تمرین میکردم.
در کلاسها و جلسههای قرآن با بچهها صحبت میکنم و استعداد، نکات مثبت رفتاری و قرآنی آنها را برایشان پررنگ میکنم. به آنها اعتمادبهنفس میدهم. تلاش میکنم جلسهها برای بچهها شیرین باشد.
مهدی فقط قهرمان کاراته نیست، قهرمان اخلاق هم هست. خرید میکند، در کارهای خانه به من کمک میکند، کارهایش را خودش انجام میدهد، هوای دوستانش را دارد و در درس به آنها کمک میکند و خلاصه هرچه را از خصوصیات خوب یاد گرفته است، انجام میدهد.
اولین مدال زندگیاش را که سال۱۳۹۷ کسب میکند، مدال نقره هاپکیدو در سطح استان است. بعداز آن مقام سوم استان را نیز در همین رشته به دست میآورد، اما در همان مرحله متوقف میشود و چندسال بعد به مدال طلا میرسد.
خواهران کشتیگیر غفوریان میگویند: تفاوت کشتی با دیگر ورزشها در این است که وقتی ببازی دستت پس زده نمیشود؛ بلکه دستت گرفته میشود تا بلند شوی و دوباره شروع کنی. کشتی دنیای دیگری دارد که باخت در آن معنا ندارد.
تمرینهای رزمی به مهریماه آموخته است که اخلاق اصل اول در ورزش است و بیشتر از مقام و رتبه میتواند آدم را مطرح کند.
کتابخواندن یکی از بهترین تفریحات امیدرضای 13 ساله است است. او که در حال حاضر بیش از سیصدجلد کتاب دارد، میگوید: هر سال تعداد زیادی از کتابهایم را به کتابخانهها اهدا میکنم تا دیگران هم بتوانند از آنها استفاده کنند.
سعید صفاریان از زمانیکه به سازمان آتشنشانی پیوست، والیبال ساحلی را شروع کرد و توانست با تیم شهرداری مشهد در مسابقات جهانی این رشته نیز بدرخشد.
ایلیا تحت تأثیر برادرش که بسکتبالیست است، به این رشته ورزشی علاقهمند شده و از هفتسالگی تمریناتش را شروع کرده است. البته از همان ابتدا خیلی زود استعدادش را نشان داده، بهطوریکه مربیاش به مادرش گفته است: ایلیا استعداد ورزشی فراوانی دارد و میتواند در این عرصه موفق شود.