حدیث قائمیخور مبارز پنجساله محله الهیه است که در رشته رزمی کنشینکان کاراته فعالیت میکند. کودک بااستعدادی که از یکسال پیش بهواسطه پدر و مادر کاراتهکارش به این رشته ورزشی علاقهمند شد.
زهرا ناظری، دانشآموز هنرستان دخترانه حضرت زهرا(س) یکی از هنرجویانی است که در رشته گیاهان دارویی تحصیل میکند و بهتازگی در المپیاد هنرستانهای سراسر کشور رتبه اول رشته گیاهان دارویی را از آن خود کرده است. او میگوید: زندگی روستایی به من آموخت که باید کار کنم، تلاش روزافزون داشته باشم تا به خواستههایم در زندگی دست پیدا کنم، پدر و مادر من هر دو به حرفه کشاورزی مشغول بودند، من نیز به کشاورزی علاقهمند شدم، آن هم رشتهای خاص در علم کشاورزی به نام «گیاهان دارویی» که به شدت نظر من را جلب کرده بود. سرانجام در سال دهم و همزمان با انتخاب رشته، تحصیل در هنرستان و رشته گیاهان دارویی را انتخاب کردم.
یکی از شاخصههای قاری، بهرهمندی از صدای خوب است ولی عوامل زیاد دیگری هم وجود دارد. اینطور نیست که حتما یک قاری موفق، یک قاری بینالمللی باشد. مسابقات بینالمللی حالت نمادین دارد و بعضی را شاخص میکند ولی هستند بسیاری از استادان و بزرگان قرائت قرآن در همین مشهد یا کشور که تا به حال حتی یک بار هم در این مسابقات شرکت نکردهاند. البته که زحمات قاریان بینالمللی نیز قابل چشمپوشی نیست.
فوتسال بانوان خیلی بیشتر از فوتبال دیده میشود و راه پیشرفت آن با توجه به محدودیتهایی که خانمها دارند بیشتر است. در شهر مشهد بانوان نمیتوانند به راحتی فوتبال بازی کنند، ولی فوتسال را میتوانیم داشته باشیم. میتوانیم راحت برویم سالن و تمرینات بدنسازی و توپی داشته باشیم. هستند کسانی که علاقهمند به فوتبال باشند و بخواهند کار کنند، ولی شرایطش نیست، اما فوتسال خیلی راحتتر است. هم پذیرش آن برای خانوادهها بیشتر است، چون میدانند فرزندشان در یک فضای امن و راحت ورزش میکند و هم برای ما مربیها، چون راحتتر میتوانیم با بچهها کار کنیم.
از کودکی عاشق دویدن بوده و همین علاقه پای او را از محله راه آهن به هنرستان تربیت بدنی الزهرا(س) در محله هفده شهریور باز کرده است. زهرا افشاریان از فرصتی که برایش مهیا شد، استفاده کرده و تمرین با بهترین مربیان و دونده های کشور، او را در مدتی کوتاه پرآوازه کرده است تا بتواند با کسب رتبه های برتر در مسابقات مختلف، خود را به عنوان یک ورزشکار شاخص و مدال آور معرفی کند. او حالا در هجده سالگی و در سال آخر هنرستان، برای حضور در بین ملی پوشان و شرکت در مسابقات آسیایی برنامه ریزی می کند.
«وقتی بر سکوی مسابقات جهانی و برون مرزی ایستادم، پرچم کشورم برای موفقیت من به اهتزاز درآمد و سرود ملی را پخش کردند. آن لحظه چنان خوش حال و ذوق زده بودم که با خودم گفتم دیگران را هم به این سکو می رسانم. بعد از آن بود که وارد عرصه مربیگری شدم.» این ها را عزت فرمانی، مربی کاراته کیوکوشین محله بهمن، میگوید. او که قهرمانی در آسیا و اروپا را در کارنامهاش دارد و مربی تیم ملی و داور رسمی فدراسیون کاراته است، ۴نفر از شاگردانش را به تیم ملی، بیش از ۴۰نفر را به سکوی قهرمانی کشور و حدود ۲۰نفر را به قهرمانی اوراسیا رسانده است.
نگین بلندی، ورزشکار و نوجوان موفق محله مطهری شمالی است. او ورزش حرفهای کاراته را از نوجوانی شروع کرده است و درحال حاضر با داشتن 3مدال طلای بینالمللی، 10مدال کشوری و چندین مدال کاراته استانی یکی از پرافتخارترین شاگردان باشگاه ورزشی محله است.
کسانی که هر روز زمان زیادی از وقتشان را در فضای مجازی می گذرانند و کلیپ های با کپشن (زیرنویس) «کلیپ سمی» یا «هیولاهای دهه هشتادی و نودی» را می بینند دو دسته اند.
میگوید: «نگاه به گوش شکسته و گردن کلفت کشتیگیرها نکنید. کشتیگیرها قلبی لطیف و مهربان در سینه دارند.» با خود فکر میکنم که خودش صاحب یکی از مهربانترین قلبهاست اما دغدغهمندبودنش را بیشتر در پایان گفتوگو حس میکنم. وقتی که میخواهیم از او عکس بگیریم و او حاضر به عکسبرداری در سالن کشتی نمیشود تا مبادا تمرین بچهها مختل شود. «هاشم عفتپناه» به نوعی تاریخ شفاهی کشتی منطقه 6 محسوب میشود. اولین سالن کشتی این منطقه را او به همراه اهالی افتتاح کرده است. کشتارگاهی که تبدیل به یک سالن درب و داغان میشود تا بستری باشد برای محقق شدن آمال و آرزوی انبوه کشتیگیران جوان و پرانگیزه اینجا. سکویی برای پرتاب و رسیدن به عرصههای بزرگتر.
صبا کلاهدوز نوجوان 17 ساله و دانشآموز هنرستان فنی و حرفهای تربیت بدنی الزهرا(س) محله عنصری است، شاید سن و سال چندانی نداشته باشد اما کوله باری از تجربه در رشتههای ورزشی مختلف دارد، او که فعالیت ورزشی خود را از کودکی با ژیمناستیک شروع میکند بعد از 12 سال فعالیت ورزشی اکنون عضو هیئت مینی فوتسال استان و همچنین دارای مدرک داوری این رشته است.
دینا جباری در مدت 8سال ورزش حرفهای، مدالهای رنگارنگی را در مسابقات استانی، کشوری و بینالمللی کسب کرده است. خودش میگوید: سال1392 برای اولینبار در مسابقات کاراته استان شرکت کردم و مقام سوم را به دست آوردم. از آنزمان تا به امروز در رقابتهای مختلف کاراته استانی، کشوری و بینالمللی حضور داشتم. حاصل این حضور، کسب 25مدال رنگارنگ است. از این 25مدال 5مدال طلای کاراته کشوری و 2مدال طلای بینالمللی هستند.
محمدیوسف پوریوسف که این روزها تازه وارد کلاس اول ابتدایی شده است، در چهارسالگی کاراته را آغاز کرده و فقط بعد از 3ماه تمرین در مسابقات استانی سال97، مدال خوشرنگ طلا را به دست آورده است. افتخاراتی که از آن خود کرده و به خانه برده، از 10مدال طلا، نقره و برنز گذشته است. پسربچهای کمحرف و خجالتی که برخلاف ظاهر آرام، مبارزی قهار و سختکوش است و بیشتر حریفهایش را در همان راند اول ناکاوت میکند.
سال93 که مجسمه «ماهیگیر» را ساختم وقتی داشتیم آن را در اسکله چوبی کیش نصب میکردیم چندین نفر از رهگذران همین که تکههای بزرگ دست، سر، بدن و... این مجسمه 10متری را میدیدند میپرسیدند مجسمه داستانهای شاهنامه هستند؟ در واقع آنها دنبال اسطورههای داستانیشان بودند و من همانجا آرزو کردم کاش یک روز بتوانم مجسمه رستم و سهراب را بسازم تا اینکه در آرامگاه فردوسی قرار به ساخت مجسمه شد و امسال با نصب مجسمه رستم و سهراب به آرزویم رسیدم.
سعید بشگزی میگوید: سال یازدهم در اولین مسابقه سازههای ساختمانی که در بین هنرستانهای منطقه تبادکان برگزار شد، شرکت کردم. موضوع مسابقه دیوارچینی و ساخت جانپناه با استفاده از آجر و مصالح ساختمانی بود که توانستم محکمترین و بهترین جانپناه را بسازم و رتبه اول منطقه را کسب کنم. در سال دوازدهم نیز در مسابقات استانی دانشآموزان هنرستانی رشته ساختمانسازی شرکت کرده و در هر دو بخش عملی و تئوری رتبه اول استان را کسب و جواز حضور در مسابقات کشوری را به دست آوردم.
متأسفانه الان شاهد هستیم که زمینهای خاکی جای خود را به برجها دادهاند و غیر از فنسهای ورزشی و سالنها که جای تشکر از شهرداری دارد، ما شاهد فقر زمینهای ورزشی در شهر هستیم و اگر زمین خاکی هم وجود داشته باشد در جاهایی با امکانات پایین و در حاشیه شهر است که باید یادآور شوم باز هم در زمینهای خاکی و تیر دروازههای حلبی استعدادهای فوتبال هستند که لازم است به آنها توجه شود و تجربه نشان داده است که موفقیت از دل سختی بیرون میآید، شاید هم کسی در رفاه بوده و موفق شده است، ولی کسی که از سختی به موفقیت رسیده است، ارزش موفقیت را بیشتر میداند؛ اینها بخشی از گفتههای محسن فریمانی است.
کتابخانه عمومی دکتر علی شریعتی در خیابان امام خمینی(ره) یکی از قدیمیترین کتابخانه عمومی شهرمان است. این مکان که وابسته به نهاد کتابخانههای عمومی کشور است، در سال1303 شمسی تأسیس شده و امروز 94سال از عمر آن میگذرد. این فضا تا قبل از اینکه کرونا مهمان ناخوانده شهرمان شود، هر روز پذیرای علاقهمندان به کتاب بود. اما از بعد کرونا همانند بسیاری از پاتوقهای فرهنگی تعطیل شد.
مدیر کتابخانه در زمینه تأثیر کرونا بر کارش میگوید: «گرچه این اتفاق کتابخانهها را بست اما کتابداری را نتوانست به تعطیلی بکشاند.»
مریم جمیلی که 25سال سابقه کاری دارد و از سال1396در این کتابخانه مشغول به کار شده است، هر روز شاهد رفتوآمد شهروندان کتابخوان به این کتابخانه بوده است.
فوتبال را از کوچهپسکوچههای محله وحید شروع کرد. یک توپ پلاستیکی و چند پسربچه که خودشان را در قامت قهرمان کارتون فوتبالیستها فرض میکردند و وقت و بیوقت در زمینی خاکی پا به توپ میشدند. مهم، دویدن بود و شوت به سمت دروازه و گل. میدانستند که این رؤیا غیرممکن نیست. زیرا خداداد عزیزی، رضا عنایتی و حسن طیبی از همین کوچهها به اوج قلههای فوتبال رسیدهاند. همین است که سعید نوذریجویباری میتواند قهرمان بعدی باشد؛ جوان ۲۲ساله محله وحید که رسیدن به اوج فوتبال و پشتسرگذاشتن همه موانع سر راه، برایش آرزو نیست، بلکه هدف قطعی و حتمی است.
مریم دربندی 52ساله و متولد تهران است، او همسر جانباز و آزاده سرافراز«سید امیر فرخ فرحمند» است و به دنبال حضور موفق درمسابقات قرآنی همسران جانبازان و آزادگان حفظ قرآن را نیز شروع میکند: من و سید امیر در سال 1362 با یکدیگر ازدواج کردیم. او یکسال بعد از ازدواج و درحالی که دختر بزرگ ما به دنیا آمده بود یعنی در سال 1363 به اسارت نیروهای بعثی درآمد. اسارتی که 4سال طول کشید و امیر را بیمار و نحیف به خانه فرستاد. او درگیر بیماری سختی شده بود اما با توسل به قرآن، امام رضا(ع) و البته تلاش پزشکان بیماری همسرم بهبود پیدا کرد. بسیار خوشحال بودم و تصمیم گرفتم به شکرانه سلامتیاش حفظ قرآن را آغاز کنم.
همهچیز از یک اتفاق ساده شروع شد؛ روزی که مادر در راه برگشت به خانه، خیلی تصادفی وارد باشگاه ورزشی محلهشان شد و دخترها را برای کلاس ژیمناستیک ثبتنام کرد. آن روز مادر فکرش را هم نمیکرد روزی دخترهایش جزو افتخارآفرینان ورزش استان و کشور شوند، اما این رؤیای دور از انتظار به حقیقت پیوست. خواهران «لائی» در طول یک دهه بیش از 70مدال طلا، نقره و برنز را از آن خود کردهاند و همچنان پرشور و باانرژی به مسیر ورزشیشان ادامه میدهند.
حسین جوهری میگوید: در سنین خردسالی با تشویق پدر و مادرم کنار آنها مینشستم و به قرآنخواندنشان گوش میکردم. یک سال قبل از رفتن به مدرسه حفظ سورههای کوچک جزء سیام قرآن را با مربیگری پدرم شروع کردم. در واقع پدرم اولین مربی و معلم من در زمینه حفظ آیات قرآن بود.