یک روز عادی همسایهها دور هم جمع میشوند و شروع میکنند به پاک کردن سبزی و همین میشود اولین جرقه شروع یک اشتغال خانگی!
مهدی رجبنیا با راه اندازی کارگاه مصنوعات سنگی برای چند خانواده شغل ایجاد کرده است.
حمید فخرایی و نفیسه قاسمی زوج هنرمند محصولاتشان را به کشورهای حاشیه خلیجفارس صادر میکنند. کارهای آنها تلفیقی از سبک مدرن و سنتی است تا موردپسند همه قرار گیرد.
قصه کسبوکاری که راه انداختند، از روز بیکاری مردِ خانه تا حالا که با سه فرزند و ۴۰۰ بافندۀ خانم، بازار تولید «خوشنشین خودرو» را به دست گرفتهاند، دراز است.
خانواده میرزایی از ۱۵ سال پیش چرخ یک میوه فروشی را در محله شاهد میچرخانند، از این مغازه ۱۰ جوان نان میخورند که پیشتر روز و شبشان با بیکاری میگذشته است.
هادی شاطری از کارآفرینانی است که در زمان شیوع بیماری کرونا ورشکسته شد. اما او نهتنها توانست دوباره کارش را از نو شروع کند، بلکه همسرش را هم تشویق کرد که وارد این حرفه شود.
مددجویان مؤسسه فرهنگی محله جلالیه با خرده پارچههای دور ریختنی درآمدزایی میکنند.
ملیحه رمضانزاده در ۴۰ متر از فضای خانهاش پرورش گلهای کاکتوس را آغاز کرده و قصد دارد دراین رشته کارآفرینی کند.
شیما حاتمی دختر کارآفرین محله امام خمینی که لیسانس عمران دارد تا سال ۱۳۹۱ در شرکتی مرتبط با رشته تحصیلیاش مشغول به کار بود. اما حالا با ورود به دنیای شمعسازی توانسته کارآفرینی کند.
منصوره فرامرزی میگوید: با کنجکاوی توضیحات روی بطری را خواندم و متوجه شدم دوغ کفیر دارای خاصیتهای زیادی است، اما نوع بازاری آن نمک زیادی دارد. در همین زمان ایده تولید خانگی دوغ کفیر به ذهنم رسید.
راهاندازی مرکز آموزش و توانمندسازی تولیدات خانگی در محله چهاربرج، به کمک خانوادهها آمده است.
این هنر علاوهبر کمک به محیطزیست و صرفهجویی، میتواند منبع درآمدی برای همه آنهایی باشد که بهدنبال شغلی بیرون از ادارهها میگردند.
حسین طلوع صادقزاده میگوید: کارگاه قالیبافی پدرم در خانه بود و ما بچهها باید همگی به او کمک میکردیم. من تا سال چهارم دبیرستان نصف روز قالیبافی میکردم و نصف روز مدرسه بودم.
ساختمان سهطبقهای در حاشیۀ بولوار صباست که در همۀ طبقات آن روی یک کار اهتمام ورزیدهاند؛ تولید ملی. در این ساختمان تعدادی از جوانان محلات سیدی و المهدی با اتحاد و صمیمیت میبافند و میبُرند و میدوزند!
بین چند انبار ضایعاتی، پلاک ۷۷ دنیای دیگری است. دیدن آن همه گل و گلدان که رنگ سبز روستا را روی آن پاشیدهاند، رؤیایی مبهوتکننده است و پایمان را سست میکند.
احمد رضایی و گروه انجمن مهندسان خیر هرکاری از دستشان براید انجام میدهند از ساخت خانه در منطقه محروم گرفته تا ساخت مسجد، حسینیه، درمانگاه و زائرسرای ارزانقیمت.
بیشترین قسمت مسجد حضرت ابوالفضل (ع) دراختیار خواهران است تا آنها بتوانند با خیالی آسوده برنامههای فرهنگی و اجتماعی را برگزار کنند.
علی داودنیا که حالا مدیریت یکی از قالیشوییهای مشهد را عهدهدار است، گذشته پر زحمت و پر تلاشی دارد، اما همین روزهای سخت، دستمایه امروز موفقش شده است که بتواند دست خیلیها را بگیرد و کمک حالشان باشد.
علی باقرزاده تعریف میکرد: وقتی داستان زندگی بخشدار هویزه را شنیدم، بسیار تحتتأثیر قرار گرفتم و همانجا در مدتی کوتاه، شعری سرودم که بعدها هرکار کردم، نه توانستم بیتی به آن اضافه و نه بیتی از آن کم کنم.
محمد واثقی، یکی از بنیانگذاران و تولیدکنندگان بازار مانتوی طلاب از روی یقین اعلام میکند اینجا یکی از قطبهای پوشاک تولیدی ایرانی است.