محمدامین اسعدی میگوید: پدرم فرمانده پایگاه بسیج مسجد امامسجاد (ع) بود و من هم از چهارسال پیش فعالیتهایم را اینجا شروع کردم. ارتباط و گفتوگو با همنسلان و بزرگترها روابط اجتماعیام را تقویت میکند.
محله
سجاد
محله سجاد که امروز از محلههای مدرن مشهد است، در گذشته بخشی از زمینهای مزرعه «زرگران» بوده است. باغهای خوشآبوهوای این محله، محلی برای فرار مردم مشهد از گرمای تابستان بوده است. ولیان، استاندار وقت خراسان، حدود سال ۱۳۵۴ زمینهای این محله را به مهندسان، معلمان و استادان دانشگاه واگذار کرد و حق فروش زمین را از آنها گرفت تا محله مختص همان اقشار بماند.
هدیه جهانبخش، هنرمندی که عشقش به ایران را با آبرنگ به تصویر کشیده، دختری ایرانیالاصل است که نیمی از زندگی خود را در آلمان سپری کرده، اما عشق به وطن دوباره به ایران بازگشته است.
نیناعادلی قهرمان کشوری اسکیت میگوید: اوایل کفش اسکیت نداشتم و از دختر همسایهمان قرض میگرفتم. آهستهآهسته آنقدر به این رشته علاقه پیدا کردم که دیگر نتوانستم آن را فقط به صورت یک تفریح دنبال کنم.
مجلس، مجلسِ خاطره گویی از آدمهایی بود که دو دهه پیش، رفتن را به ماندن ترجیح داده بودند و همین بهانه ماندگاری اسم و رسمشان شده بود.
علی ظریفیان بنیانگذار دومین مدرسه ملی مشهد است. مدرسهای با نام «روش نو» که در مدت زمان کوتاه حضورش، یعنی از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۶۱، الگوی بسیاری از مدارس در مشهد بود.
موسی شاکرینژاد، نوجوان چهاردهساله محله سجاد، حالا در لیگ دسته یک نوجوانان بازی میکند و برای مسابقات استانی آماده میشود. او از نوجوانان فعال فرهنگی مسجد امامسجاد (ع) هم هست.
رامین میلانی هرچند جوان است، لطف و صداقت قدیمیها را به زرق و برق و شیرینیهای دنیای مدرن امروز نفروخته و علاقه وی به سنتور و موسیقی سنتی خود گواه این امر است.
پگاه خیاطان که ساکن محله سجاد است، مدتی پیش عنوان «دختر حافظه ایران» را از رئیس انجمن تقویت حافظه و پدر حافظه ایران، دکتر «محمد سیدا» دریافت کرد.
محمد صدرا که مدال نقره استانی در رشته ووشو دارد، حلقه کتابخوانی «برپا» را در مسجد امام سجاد(ع) راهاندازی کرده است.
این ورزشکار میگوید: پدرم اعتقاد داشت بچهها ابتدا باید در تحصیل موفق باشند؛ بعد درکنار آن، فعالیت ورزشی انجام دهند. از سال۱۳۹۳ بهدنبال آموزش رفتم تا اطلاعاتم را بهروز کنم و بتوانم به جامعه و کودکان و نوجوانان خدمت کنم.
آرزوهایشان کوچک است: آرزوی دیدن دوباره همسر، کاسبی در مغازه، سکونت در خانهای که سالها کلید درش همراهشان بوده است.
بهروز محسنی میگوید: چندشب بود که بهخاطر دریافت خبر نشستن آپولو، مجبور بودم در دفتر کارم بمانم. آن زمان، هنوز تلفن وارد زندگی مردم نشده بود و من نتوانسته بودم خانوادهام را درجریان دیرآمدنم بگذارم.
محمدجواد عمیدمطلق، هممحلهای خوشذوقی است که بر بلندای پشتبام خانهاش طبیعتی دلنشین پدید آورده است.
با ساخت خانههای سازمانی در اواسط دهه۵۰ در خیابان امین برخی از رؤسای ادارات در این قسمت از شهر ساکن شدند.
قدمت خیابان میلاد۱۲ به دهه۵۰ برمیگردد. زمینهای بایر این خیابان بعداز انقلاب بهمرور قطعهبندی و ساخته شد. تا سیسال پیش، این خیابان و معابر اطراف «بنفشه» نام داشت و بعد به «میلاد» تغییر نام پیدا کرد.
همشهری کوچه بیستون مدعی است رکورددار رانندگی با خودروهای سنگین است.
سوسن وفایی، دختر نقاش دبستان شهید محمود پایدار، نفر اول نقاشی جشنواره سراسری رضوی شد.
دکتر رؤیا رستگار تعریف میکند: ناظم مدرسه درحال به صفکردن بچهها بود. چشمش که به من افتاد، با تحکم گفت «دختر جان! برو توی صف. چرا اینقدر تعلل میکنی؟» به او گفتم: «من دانشآموز نیستم؛ معلم هستم.»
تأسیس بنیاد دیابت ایرانیان قدم بزرگ خانواده فروزندهفر بودکه سالها پیش برداشته شد. حمیرا فروزندهفر میگوید: هدف و تمرکز ما بیشتر بر آگاهیبخشی و آموزش به زبان عام بوده و هست.
مجتمع تجارتی آهن سال ۱۳۷۲ گشایش یافت و ۱۵۸ آهنفروش مشهدی، دفاتر خود را در آن به راه انداختند اما این مجتمع ده سال بعد به حالت نیمه تعطیل درآمد.