رمضان کردستانی موسفیدکرده هفتادوچهارسالهای است که تاریخ شفاهی شغل دلو یا سطلسازی است. ابزار کارش میخ است و لاستیکهای کهنه و بقایای بهجامانده از لاستیکهای بدون استفاده ماشینها.
کوچه ثبت کوچهای بنبست است که نخستین اداره ثبت مشهد و خراسان، خوابگاه دخترانه مطهره، موسسه خیریه عمید صفوی، حوزه علمیه خواهران، پایگاه بسیج خواهران، خانه اشرافی بینشها، حسینیه بجستانیها را در خود جای داده است.
مسعود سنجر در طول ۲۶ سال کاری، از هیچ سندی بدون بررسی و دقت در قدمت خانه، موقوفه یا ملکی و آستانه بودن و ... نگذشته است و بدینترتیب حالا اطلاعات خوبی از تاریخ و هویت محلات مشهد دارد.
پدر و مادر شهید علینژاد حدود چهل سال در گرمابه گلبهار کار میکردند. گرمابهای که حالا دیگر به تاریخ پیوسته است. انگار چیزی روی دل مادرشهید سنگینی میکند، اما لب از لب نمیگشاید. میترسد حرفهای کهنه، نو شوند.
مرحوم عبدالهادی قلمبُر که اسفند سال گذشته از میان ما رفت، نخستین مدیر امور اداری و مالی راهآهن مشهد بود؛ او که سرد و گرم ۱۰۳ سال زندگی را پشت سر گذاشت، تاریخ شفاهی راهآهن مشهد بود.
سیدعلیاصغر اسدی یکی از شاگردان قدیمیترین عینک ساز مشهدی است. او میگوید: در ۱۳۲۳ اولین عینکسازی «هیمالیا» بود من سال ۱۳۳۵ شاگرد عینکسازی شدم از آن تاریخ تا به امروز در این مغازه مشغول به کارم.
حاجمحمد کاشیطرقی در دهه ۵۰ مسئولیت تقسیم اراضی زراعی را بهعهده داشته و اکنون بیشتر اسناد قدیمی طرق به انشا و خط اوست.
تکیه کرمانیها در آن روزگار که میشد پیکری را در جایی بهجز آرامستانها دفن کرد، همسایه دیواربهدیوار قبرستان «قبر میر» بوده است. عاشقان سیدالشهدا(ع) دوست داشتند در حیاط تکیه به خاک سپرده شود.
رضا انسان کنک علیا میگوید، فرماندهمان میگفت: ما در کردستان همانند دروازهبان در زمین فوتبال هستیم. درست است که یکجا مستقر شدهایم، ولی مسئولیتمان بیشتر از دیگران است.
بیستویکم تیر، سالروز قیام مردم مشهد در اعتراض به سیاستهای ضداسلامی رضاخان در صحن مسجد گوهرشاد است. این قیام زمانی شکل گرفت که رضاخان، دینستیزی را به اوج خود رسانده بود.
حاج محمود وظیفهدان خاطراتی از روزگاری که در مغازه نفتفروشی پدرش کار میکرده دارد: فاصله لوله تلمبه دستی تا دهانه گالن زیاد بود و وقتی نفت توی گالن میریخت، مثل نوشابه کف میکرد.
قدیمیترین سند یافتشده که در آن از کلاتهبوغا یاد کردهاند، سندی مربوط به دوره صفویه است. بعدازاین دوره، تعداد اسناد درباره کلاتهبوغا افزایش مییابد؛ اسنادی که عموما به تعمیر قنات مربوط میشود.
حاج اسماعیل روز حاجیها در سال۱۳۱۰ به دنیا آمده است؛ برای همین نامش را حاجاسماعیل گذاشتهاند. او در طرق به دنیا آمده و سالهاست که در همین محله سکونت دارد.
پژوهشگر قدیمی تاریخ مشهد، این مسیر را از پدرش به ارث برد و پس از فوت او بر سر این کار نشست. ابتدا یادداشتهای پدر را سامان داد و منتشر کرد و بعد کتابهای خودش متولد شد.
رضا افضلی سال ۱۳۷۷ احوالات مشهدقدیم از نحوه زندگی مردم آن روزگار و روابط آنها گرفته تا توصیف کوچه و خیابانها، همه را در کتاب مثنوی «مشهدیهای قدیمی» به نظم چیده است.
محمدمهدی رضادوست وقتی در این محل ساکن شد، موی سیاه و شور جوانی داشت؛ حالا عصا در دست و با موهای سپید، دنیایی خاطره در ذهن دارد. آن موقع به او میگفتند «کلانتر محل»!
رمضان مقبلپور زرندی، چهره شناختهشدهای برای اهالی محمدآباد است؛ او یکی از قدیمیترین سلاخهایی است که در کشتارگاه محمدآباد مشغول به کار شد.
محمد ترابی، نخستین معلم محله قرقی است که در طول سالیان دراز شاگردان زیادی تربیت کرده است. او حالا خانهنشین شده است.
با دستهای زمخت مهربانش آجرهای کهنه را میشمارد، آجرها به شماره پنجاه که میرسد، پیرزن به پیرمرد سالخوردهای که با یک تسبیح بلند روبهرویش ایستاده با لهجه شیرینی میگوید: «بابای مرضی، یه دنه تسبیح بنداز!»
همه آن کلهقندی مثلثشکلِ تراشخورده و شاقولی که ۵۰ سال است بالا و دور و بر مقبره فردوسی تکان نخوردهاند کار دست آقای امیری است و کارگرهایش.