بسیاری از اهالی قدیمی محله جاهدشهر را جهادگران اول انقلاب هستند. آنها با ساخت خاکریز، پل و پشتیبانی نیروهای رزمنده، حماسه بزرگی خلق کردند.
بهدنبال محل دقیق قهوهخانه عرب هستم. کسی چیزی نمیداند. در لچکی چهارراه سرخس و چمن از تعدادی پیرمرد میپرسم، زیر پایشان را نشان میدهند و میگویند: «قهوهخانه عرب همینجا بود.»
نورمحمد عرفانیگلکار، یکی از ۱۲ عضو اکیپ ویژهای است که در بازسازی آرامگاه فردوسی در سال ۱۳۴۳ نقش داشته است.
سیما سادات فیروزنیا، ساکن میثم شمالی، از ۲۴ سالگی با حضور در برنامههای پایگاه سلامت محله و شهرداری توانست منشأ تحولات خوبی در محله و منطقه باشد.
مجربی، یکی از پیشکسوتان محله سناباد درباره این محله میگوید: از پل خاکی به طرف سناباد و پنجراه سناباد به بعد بیابان بود و چاههایی که برای قناتها حفر شده بودند مشاهده میشد. ما اینجا چند قنات داشتیم.
زمانی انتهای شهر مشهد دروازه قوچان بود، در آن زمان گاراژهای فعلی این حوالی کاروانسرا بودند، پس از آنکه شهر رشد کرد، گاراژها تبدیل به محلی برای فروش محصولات کشاورزی به ویژه غلات شد.
اولین دیدار فردوسی و سلطان محمود غزنوی در جنگ اندرخ روی داده است. همینجاست که فردوسی بر دلاوری سلطان محمود در دلش درود میفرستند. این دیدار به احتمال زیاد یک طرفه بوده است.
زهره طلوعی میگوید: گودال گوشله اوایل بازگشایی بولوار دستغیب پُر شد و خانه ما به همراه تعدادی دیگر روی آن ساخته شد. «گُوشَله» جایی بود که مردم گاوهایشان را در آن نگه میداشتند.
احمد ماهوان نویسنده کتاب «تاریخ مشهد قدیم» دایرهالمعارفی ارزشمند از آداب و رسوم و اطلاعات مردمان مشهد دیروز است.
توی کوچه و حتی خانه ما از آب سناباد، جوی آبی روان بود و برای شستوشو مشکل کمآبی نداشتیم، اما آب شرب و پختوپز از کاریز باغ حاجی نادری بود.
خیابان ارگ در دوره پهلوی اول و بهویژه دوم، نشان تجدد است. اصطلاحهایی مثل حالاییها و املها مدام در این خیابان رد و بدل میشد. گاهی طبقات فرودستتر ولو برای دیدن «حالاییها» به خیابان ارگ میآمدند.
کوچه چهارشنبه بازار یا به اصطلاحِ امروزیها، کوچه نور از آن دست کوچههایی است که هویت شهر مشهد را به دوش میکشد.
حاج محمد تیموری تنها بازمانده قدیمی روستای پاچنار است که همین جا متولد شده و سجلش گواه ۹۲ سالگی اوست.
«ابراهیم امیری»، سنگتراش آرامگاه فردوسی در پروژه بازسازی این بنای تاریخی بوده است. ساخت تمام مثلثیهای تالار زیرین آرامگاه فردوسی(معروف به کلهقندیها) کار دست حاج ابراهیم است.
سال ۱۳۵۰، شهردار و استاندار وقت مشهد، میلانی را به نام خاندان ادب دوست و مردمدار مجد نامگذاری میکنند، یعنی همین بولوار مجد امروزی.
حسن رأفتی میگوید: اینکه جیوه و چند مایع دیگر با چه میزانی و درصدی باید با هم ترکیب شوند، تا شیشه به آینه تبدیل شود، جزو اسرار آینهسازها بود. همیشه این کار را در پستوی مغازه انجام میدادند.
رمضان جابریصومعه بزرگ، شهروند صد و پنج ساله محله، ولی عصر است. شناسنامهاش میگوید او متولد دی ماه ۱۲۹۷ خورشیدی است.
خیابان ابوذر، یعنی از ابتدای سیلو تا مسلم شمالی که به نام ابوذر غربی شناخته میشود، قدمتی در حدود ۴۰ سال دارد.
چله امسال را میهمان پیر محله فردوسی شدیم. حاجعبدالله ابهری، کهنسالترین فردی است که در اسلامیه متولد شده و عمر صد سالهاش را همینجا سپری کرده است.
بعد از حادثه طبس بود که دولت برای اینکه گروگانها در یک شهر متمرکز نباشند، به پخش کردن آنها در شهرهای مختلف کشور اقدام کرد. اتاق بازرگانی مشهد در خیابان ارگ یکی از مکانهای در نظر گرفته شده برای مخفی کردن آنها بود.