در کارخانه کمپوت افراد در سمتهای مختلف ازجمله «دلدرکن» و «پوستکن»، «سرگذار»و انباردار فعالیت میکردند و خطوط منظمی در آن وجود داشت.
دیوارهای برج که بهمرور زمان خراب میشود، در برج را هم برمیدارند. پدر آقای فتحی که نجار است، از این در چوبی بزرگ، برای مسجد در میسازد.
کوچه دلافروز یا حسینباشی ۱۲ از معابر قدیمی محله حسینباشی است. قدیمیها آن را به نام «کوچه مسجد» میشناسند.
باغ وکیلآباد به عنوان بزرگترین تفرجگاه شهر مشهد از گذشته تاکنون، محل رویدادهای فراوانی بوده است.
سبک و شیوه خاص ضربگرفتن سیدمهدی ببرحسینی، از دلایل شهرتش در میان اهل فن است؛ کافی بود یک بار پهلوانی با ضرب مرشدی او ورزش کند، چنان شیفتهاش میشد که دلش نمیخواست به زورخانه دیگری برود.
«طرخ نقی» قدیمیترین نامی است که از دل خاطرات ریش سفیدان محله آب و برق استخراج شد.
پدر دختر برای اثبات علاقهام شرطی گذاشت. شرطش این بود که چهار سال تمام برای او کار کنم و هیچ توقعی نداشته باشم.
بقایای روستای قدیم اسلامیه، یکی از بناهای ۶۰ساله، اما با ظاهر هزار ساله در محدوده تابران توس است که اهالی محله فردوسی آن را «قلعه بالا» مینامند.
دُرجان حسینزایی که خود ۱۰بچه و حدود ۲۰۰نوه، نتیجه، ندیده و کلوخانداز دارد، بیش از نیمی از اهالی محله فردوسی را به دنیا آورده است.
عمر شکلگیری قاسمآباد به ۴۰ سال پیش میرسد؛ وقتی که اولین خانههای مسکونی در نقطهای از قاسمآباد که سرتاسر بیابان بود، ساخته شد و نام شهرک لشکر بر آن گذاشته شد.
محمدحسین تقوی گیلانی خاطراتش را با تحقیق و پژوهشی درباره تاریخ و هویت مشهد قدیم درآمیخت و همه را درقالب کتابی با عنوان «خاطرات حگمت» به شهروندان مشهدی تقدیم کرد.
«بیبیبیگمآقا» و «حاجاحمد»، نبیرههای حاجمیرزاحبیب خراسانی، از ملاکان بزرگ زمان خود بودند که کارهای خیر زیادی انجام دادند و آثار وقفی زیادی در این محله برجای گذاشتند.
حسین فردوس پرست پیرمرد ۸۵ ساله محله فردوسی میگوید: به خاطر دوچرخه مهم شده بودم، هرکاری میخواستم بچهها برایم انجام میدادند.
«علیرضا سلیمانی»، یکی از سنگتراشان قدیمی شهرمان است که در پروژههای ملی بزرگی، چون باغ نادری، راهآهن مشهد، آرامگاه خیام و... همکاری داشته است.
مغازه ساعتسازی مجید بهروزینژاد در خیابان امامرضا(ع) قرار دارد. از آن مغازههایی است که خیلی از عابران بدون اینکه توجهشان به آن جلب شود، از مقابلش عبور میکنند. تابلو سردر ورودی و ویترین مغازه، قدیمی است و نشان میدهد که مطابق مد روز پیش نرفته است. بهروزینژاد و پدرش جزو قدیمیهای صنف خودشان هستند.
هیچ اثر و نشانی از گذشته خود ندارد، اما جالب است که بین اهالی هنوز هم به «پل انجیر» معروف است. صحبتها درباره این پل و نام آن بسیار است؛ برخی میگویند در این مکان درخت انجیر پرباری درکنار پلی وجود داشته و برخی دیگر ریشه این نامگذاری را مربوطبه قهوهخانهای در این مکان میدانند.
محمود ناظرانپور از علاقهمندان به تاریخ وپیشکسوت صنعت چاپ خراسان است. او روزگار کودکیاش را در قلعه خیابان گذرانده و از بزرگزادگان آن زمان بوده است. چندهکتار باغ در خیابان محمدآباد داشتند و یک خانه هم در کوچه سلام!
همه اهل محله برای آمدنش به تکاپو افتادهاند؛ بیشتر از همه مادران و پدران چشمانتظار شهدا. یک روز و دور روز که نیست؛ چند سال است که دنبال این موضوع هستند. همه دارند برای آمدن شهید تازهوارد آب و جارو میکنند. خیلیها یاد خداحافظیهای وقتوبیوقت نوجوانان محله در زمان جنگ میافتند، یاد جماعتی که در محله شور میانداخت.
امیرعلیشیر نوایی بیستم بهمن سال 819خورشیدی در شهر هرات به دنیا آمد، در عهد اقتدار و حکومت «اُلُغ بیگ»، فرزند شاهرخ تیموری و گوهرشاد خاتون. با این حال، دوران کودکی امیرعلیشیر، با قتل اُلغ بیگ به دست پسرش عبداللطیف و آغاز کشمکش های ویرانگر امرا و شاهزادگان تیموری مصادف شد.
روایتها میگویند، نخستین هواپیمایی که آسمان ایران را شیار زده، نیمه دیماه1292خورشیدی از نیلی بینهایت این فلات گذشته است، البته این هواپیما، یک طیاره قدیمی یک یا چند سرنشین و عموما نظامی بوده که در اختیار ارتش دول خارجی قرار داشته و ایران تا آن زمان از آن بینصیب بوده است. همین مناسبت هم سبب شد تا در سطرهای بعدی از نخستین هواپیما در آسمان ایران و مشهد بگوییم.