تاریخ شکلگیری مسجد و حسینیه معتمد معلوم نیست اما طبق اسناد خانوادگی و وقفنامههای خاندان« بامشکی» حداقل 170 سال قدمت دارد. مسجدی که اکنون نیز پذیرای نمازگزارانی است که مسیر عبورشان از عیدگاه میگذرد. دو تن از خانواده بامشکی در این گفتوگو همراه ما هستند تا صفحهای از تاریخ پنهان مشهد را به روی ما بگشایند و درباره وقفی حرف بزنند که گرچه موقوفه هایش گم شده، هنوز خیر معنوی اش به بانیاش می رسد.
بر اساس آنچه کلنل جولیس دالمج روی نقشه ای که در انتهای سال1248 خورشیدی از مشهد آن زمان و بناها و گذرهای آن ترسیم کرده است، صرف نظر از بناهایی مانند باروت کوب خانه، توپخانه مبارکه، قورخانه قدیم و جدید و سربازخانه که هرکدام بخشی از محدوده ارگ قدیم مشهد را به خود اختصاص داده بودند، نزدیک به 28قراول خانه، خان زنبورک چی ها، دو تکیه داروغه و تخت داروغه بناهای شهری هستند که در مشهد حدود 150سال پیش نامشان با موضوع امنیت شهر گره خورده بوده است.
چهارراه خسروی را که به سمت گنبدسبز میآییم سومین کوچه، آخوند خراسانی۵، کوچه حوض مونس یا همان شهید محمد رواقی است که انتهای آن به دیالمه۳ ختم میشود. در این کوچه دو متری حوض انباری وجود داشت که واقف آن شخصی به نام مونس بوده به همین دلیل به این نام معروف شده است.
قدمت آتشنشانی در ایران، معاصر با دوره قاجار است؛مجموعهای با کمترین امکانات که تابلو«اطفائیه» همه شناسنامه آن بوده است. قصه آتش و مردانش اما با گذشت سالها تصاویر دیگری به خود میگیرد؛ درست یک قرن پیش با خرید ماشینهای آبپاش همگام با دنیا و امکاناتش، نوین میشود و با وسایل و امکانات به روزش به مصاف آتشمیرود.
درست چند روز قبل از اینکه کرونا نفسهایش را تمام کند. مطالبی که حالا در قالب یک کتاب با عنوان«منظومه مشهدیهای قدیمی» جمع شده است. در واقع مجموعه تصاویری از گذشتههای مشهد و مردمش، فرهنگ و آداب و رسوم و اخلاق اهالی ارض اقدس را میتوان در این کتاب که خودش آن را«یکشهرانگیزبلند» توصیف کرده، دید. آمدن 10مهر که سالروز تولد او به سال 1327خورشیدی است، سببی شد تا چند سطرهایی از او، کتابش و شعرهایی که مشهد قدیم در آنها به یادگار مانده، بگوییم.
دویست سال قبل، وقتی علی خیاط بخشی از زمینهای تهپلمحله را خرید، هنوز کشاورزی بیخ گوش مردم این محدوده جریان داشت. او همان زمان زمینهایش را در رضوان13 به باغچه تبدیل کرد و مردم آن را به «حیطه علیخیاط» میشناختند. قبل از فوتش هم وقفشان کرد با شرط اینکه تا سیسال بهازای متری یکقران به مردم اجاره داده شود و پولش در تابستان برای خرید یخ سقاخانه اسماعیلطلا صرف شود. بعد از آن هم با ساخت خانه، دست نیازمندان گرفته شود. با همین نیت خانههای زیادی ساخته میشود. که در طرح نوسازی، بخشی خراب شده است.
شهید رجایی یکی از خیابانهای قدیمی محله ایوان طرق است که بهواسطه بودن ایوان تاریخی طرق به این نام در بین اهالی شناخته میشود. قدمت ایوان طرق را محلیها بین ۷۰۰ تا ۸۰۰ سال تخمین میزنند.
میدان عدالت مشهد یا آنگونهکه اغلب مردم این شهر از آن نام میبرند، «میدان اعدام» یکی از این دست تغییرات است که در طول زمان هر سه عامل، در دگرگونیهای صورتگرفته در آن مؤثر بودهاست. تغییر نامی که البته مانند بسیاری از موارد مشابه در مرتبهای مورد پذیرش عام قرار گرفته و در مرتبه دیگر از این پذیرش برخوردار نبوده است تا تقریبا هیچکس از آن محدوده بهعنوان دروازه پایینخیابان یا در لهجه مشهدی «دروازهتهخیابون» یاد نکند و کمترکسی هم آن را میدان «عدالت» بداند، اما همگان آن را به میدان «اعدام» بشناسند، گویی که هویت خود میدان هم برای همیشه در آن اعدام شده است.
تا اواسط دهه 70 بیشتر اراضی خیابان سوختانلو8 را زمینهای بایری تشکیل میداد که نمای این محدوده در بولوار طبرسی را نازیبا کرده و برای ساکنان مشکلساز شده بود.
با گسترش ساختوسازها این محدوده رونق گرفت. دسترسی آسان به دو ایستگاه قطار شهری ولایت و فجر و احداث مراکز آموزشی متعدد، سالن و زمینهای ورزشی، فضای سبز و ... اکنون خیابان سوختانلو8 را پرتردد کرده است.
اراضی کشاورزی اکبرآباد متعلق به فردی به نام علی میرفندرسکی بوده است. او که زمینهای زیادی هم داشته، در سال ۱۳۴۱ این محدوده ۹۰ هکتاری را با قیمت هر سهم ۵ هزار تومان به ۲۸ کشاورز اهل توس میفروشد.
میدانی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، برای بزرگداشت واقعه ۱۷شهریور و شهدای آن در سال ۵۸ به همین عنوان نامگذاری شد. این میدان حالا به دلیل قرارگرفتن در مسیر خیابانهای منتهی به سمت حرم و همچنین به دلیل نزدیکی به مجتمعهای تجاری، اهمیت زیادی دارد.
شروع به کار خیریهها در مشهد، گویی با تاریخ پزشکی این شهر و حمایتهای درمانی ارتباط تنگاتنگی دارد. تاریخ پزشکی مشهد هم با فعالیتهای آستان قدسرضوی از دوره صفوی گره خورده است، آن هم با موقوفاتی که هدفش دستگیری از زائر، مسکین، بیمار و درراهمانده بوده است. شهری که همیشه و در همه دورانها آخرین پناه مردم دردمند است؛ بهویژه به وقت آمدن بلایی که در برابرش از خود دفاعی نداشتهاند.
در دوره قاجار است که پای دولت های خارجی برای تأسیس بانک، به ایران باز میشود. دقیقترش این است که انگلیس و روسیه موفق میشوند امتیاز تأسیس بانک را از حکومت بگیرند و در ایران فعالیت کنند. «بانک استقراضی روس»، یکی از این بانک ها ست که پایش به مشهد میرسدو تجار مشهدی هم برای تجارت با روس ها به ناچار با این بانک وارد مراوده میشوند. در اردیبهشت1281 خورشیدی، شعبه مشهدی این بانک خارجی افتتاح میشود و خبرش در روزنامه «ادب» به چاپ می رسد.
در اواخر دوره قاجار، زمانی که مشهد با کمبود درمانگاه و بیمارستان روبه روست، آستان قدس رضوی به تأسیس بزرگ ترین و مهم ترین بیمارستان در شرق کشور به نام شاه رضا (امام رضا(ع) فعلی) اقدام می کند.
هنوز هم قدیمیها خیابان پاسداران را به نام خیابان جم میشناسند. خیابانی که نامش برگرفته از محمود جم والی خراسان در حوالی سال 1310 بوده است. بهجز ساختمان دارایی در ابتدای آن دیگر از معماریهای قدیم اثری به چشم نمیخورد. هر چند هتل باختر یکی از اولین هتلهای مشهد در این خیابان ساخته شده، اما بنای آن بازسازی شده و نشانی از دوران قدیم ندارد. به گفته آنهایی که بیش از هفتدهه از عمرشان میگذرد، ساختمان نیمهکاره نزدیک فرمانداری روزگاری (قبل از انقلاب) اداره شیلات مشهد بوده است و مردم برای خرید ماهی به اینجا می آمدند.
در حیاط خانهها یکی یکی باز میشد، میوهفروشها گاریهای چوبیشان را هل میدادند وسط خیابان و بعد حرکت میکردند. مقصد همگی میدان بار رضوی بود که فاصله زیادی با این کوچه نداشت.
وقتی میرسیدند که ساعت هنوز از هفت صبح هم نگذشته بود. هر گاری حداقل ٢٠٠، ٣٠٠کیلو میوه بار میزد. گاریها را پر از میوه میکردند و بعد همگی برمیگشتند. یک سمت کوچه از ابتدا تا میانه پر میشد از میوههای روی گاری. آن سالها آنقدر حضورشان پررنگ بود که اسم کوچه را هم گذاشته بودند کوچه گاریها.
تاریخ نخستین داروخانهها یا به نوشته مکتوبات قدیمی، دواخانههای مشهد را نه در دل کوچه و خیابانهای تغییرشکلداده امروزی، که باید ابتدا از سیاهه سندهای کاهی جستوجو کرد.
رهباغ بهشت همان راسته مسگرهای قدیم است که با تخریب بافت قدیمی و ساخت باغچههای چندتکه در راسته آن، به گذری برای زائران حرممطهر تبدیل شده است. هویت این کوچه در میان بناهای تاریخی آن مانند حسینیه داروغه، آبانبار، مسجد قبرستان خردو و منبع آب صدساله و دیوارچینیها، باغچههای گسسته رهباغ و ساختمانهای برافراشته هتلها سرگردان است.
تاریخ پزشکی اطفال شهرمان با اسم «حسین سامیراد» گره خورده است. پزشکی که اولینهای بسیاری را برایمان رقم زده است، اما چهره گمنامی در مشهد دارد و هیچ کجا نامی از او دیدهنمیشود. اولین متخصص بیماریهای کودکان، مؤسس درمانگاه رازی، مؤسس انجمن تعاون بهداشتی برای مبارزه با بیماری سفلیس، رئیس هلال احمر مشهد، رئیس انجمن حمایت از جذامیان مشهد و...
از آنجا که دکتر شیخ به واسطه کارهای خیر فراوان نزد مشهدیها مشهور است و بیمارستانی ویژه کودکان نیز به نامش نامگذاری شده؛ برخی تصور میکنند او اولین متخصص اطفال در مشهد بودهاست؛ اما اطلاعات ما نشان میدهد دکتر حسین سامیراد را باید اولین پزشک متخصص اطفال مشهد دانست.
«ممتحنالدوله»، از رجال ناصری، در باب ورود کبریت به ایران نوشته است: «اولین دفعه که کبریت به ایران آمد، شخصی به نام اسماعیلآتش، کبریتها را در دست میگرفت و فریاد میکشید با آتش، آتش درست میکنم.» آری، درست شنیدید با آتش، آتشدرستکردن در آن سالها برای ایرانیان آنچنان آشنا نبود اما بازار کبریت وارداتی برای اعیان و اشراف داغ داغ بود و ایران، مشتری پروپاقرص کبریت اتریش، سوئد و روسیه. سالها بعد ولی بالاخره نخستین جرقههای احداث کارخانه کبریتسازی درایرانِ سال 1276خورشیدی زده شد و با کمک سرمایهگذاران روسی، نخستین کارخانه کبریتسازی درکشور پا گرفت.