تاریخ شفاهی - صفحه 13

ردپای ساعت‌های حرم را اگر در دل تاریخ دنبال کنید، به دوره صفویه می‌رسید. این زمانی است که صنعت ساعت در ایران رواج یافته بود؛ دورانی که تاجران اروپایی ساعت‌های ساخت قاره سبز را به‌عنوان کالای لوکس به ایران وارد می‌کردند. حرم مطهر که نقطه آغاز بسیاری از نمودهای تمدن نو در مشهد بوده، در صنعت ساعت هم پیشتازی کرده است. صدای ساعت آستان حضرت رضا(ع) زنگ خاطرات بسیاری از مشهدی‌های کهن‌سال را روشن می‌کند. اکنون حرم دو ساعت بزرگ کهن در صحن انقلاب و آزادی دارد که هر کدام سرنوشت خاص خودشان را دارند و در همه رواق‌ها و صحن‌ها ساعت‌های دیجیتالی جای ساعت‌های عقربه‌ای و مکانیکی را گرفته است.
نمی‌دانم نخستین ساعت‌ساز حرم که بوده است؛ این را هیچ‌کس نمی‌داند. در منابع مکتوب و شفاهی اثری از نام کسی که نخستین‌بار موظف شد مراقبِ تداوم ثبت وقت در حرم باشد، نیست. در میان اسناد، بیشتر از نام افراد، انگار جایگاه ساعت‌سازی در حرم مطهر مطرح بوده است. بااین‌حال، اگر از امروز شروع کنیم و به عقب بازگردیم، به سه نام وحیدی، عنبرانی و درودگر می‌رسیم که در چند دهه گذشته نگهبانِ زمان در حرم بوده‌اند.
کوچه ثبت یا همان خیابان امام خمینی(ره)28 یکی از خیابان‌های قدیمی مشهد و منتهی به گنبد سبز است. وجود بانک ملی مرکزی در ابتدای این خیابان و بانک کارگشا و اداره ثبت اسناد در آن سبب تردد بسیاری در این خیابان شده که با ترافیک همراه است. نام خیابان برگرفته از ساختمان ثبت اسناد است که با بیش از یک قرن قدمت در این معبر برپاست و هنوز هم نمای قدیمی‌اش را حفظ کرده است.
حدود 150سال قبل وقف بزرگی در حرم‌مطهر ثبت شد که واقفش مردی به‌نام آق‌بابا بود. کسی‌ که در کوچه و بازار مردم او را با نام «حاج‌آقاجان» می‌شناختند. او که معمار‌باشی بود و صحن آزادی را به دستور علی‌نقی‌میرزا، پسر فتحعلی‌شاه، ساخت، درست در مجاورت همین بنا در پشت باغ‌ رضوان چندهزار متر زمینش را هم وقف امام‌رضا(ع) کرد.
اینجا در دل یکی از فرعی‌های محله پایین‌خیابان، کلکسیون ضبط و رادیو احمد عطایی نوشین قرار دارد و خودش می‌گوید «اگر از روی شناسنامه بخواهید بدانید، 72سالم است، اما خودم فکر می‌کنم 10سال جوان‌ترم!» عطایی کسی است که کار جمع‌آوری کلکسیون ضبط و رادیو را از 40سال پیش و با دست‌فروشی شروع کرده است و حالا هم از عشقش به دستگاه‌های صوتی قدیمی می‌گوید.
ورودی غربی حرم امام‌رضا(ع)، درست نقطه‌ای که باید با گذر از بازار فرش قدیمی به آن رسید، با مسجدی زینت یافته‌ که هرکسی آن را به یک نام می‌شناسد؛ یکی «شاه» می‌نامد و دیگری «هفتادودوتن». در حقیقت این مکان قبل از مسجد شدن، آرامگاه «امیر غیاث‌الدین ملک‌شاه» بوده و گویا سال‌ها بعد از فوت و دفنش در سرداب مقبره، تبدیل به مسجد شده و از زمان ساخت محراب کج داخل آن (برای تبدیل شدن به مسجد) نام «شاه» -برگرفته از لقب خود امیر غیاث‌الدین- گرفته است.
«زائر غلام هزاری» هنرمند بی‌نشان و بی‌ادعایی که این روزها برای احیا و زنده نگه داشتن تار و موسیقی ایرانی، سازش را بغل می‌گیرد و در کوچه و خیابان‌ها بدون انتظار از مردم و چشمداشت مالی آهنگ‌های موسیقی اصیل ایرانی - اسلامی و سنتی می‌نوازد. وقتی 13 سالش بود، تار را به عشق نواختن آن برای همراهی با صدای مادرش با یک پیت پنج‌کیلویی حلبی و سیم ترمز ساخت. اهل تربت‌جام است اما سال‌هاست که به مشهد آمده و درکوچه‌ی باغ حسن خان در نزدیکی حرم مطهر زندگی می‌کند.
هنگامی که در مراسم 95سالگی کتابخانه، صحبت از چگونگی تشکیل آن می‌شود هیچ فردی بهتر از مریم جمیلی، مسئول فعلی کتابخانه، تاریخچه آن را نمی‌تواند بگوید. او با استناد به دفتری بزرگ و قدیمی که در این کتابخانه به قلم رمضانعلی شاکری وجود دارد، برای حاضران می‌‌خواند: «در سال 1300هجری شمسی بخشنامه‌ای از طرف وزارت فرهنگ صادر شد و به ادارات معارف توصیه شد برای روشن‌شدن افکار عمومی در هر جا امکان داشته باشد کتابخانه‌ای تأسیس کنند ولی در ضمن همان دستور یادآور شده بود که وزارت فرهنگ برای این‌کار اعتباری ندارد و باید از مساعدت خیرخواهان استفاده کنند.»
آپارتمان‌های مرتفع ‌از قدیمی‌ترین و در نوع خود منحصربه‌فردترین بنا‌هایی است که در اوایل دهه50 و تقریبا هم‌زمان با مجموعه آپارتمان‌های ششصد دستگاه افتتاح و بهره‌برداری شد.
کوچه امام‌خمینی24 را قدیمی‌ها به‌نام کوچه «سینما آسیا» می‌شناسند؛ سینمایی که زمانی پاتوق جوانان مشهدی بود. آن‌طور که می‌گویند، این کوچه امتداد خیابان ارگ قدیم بوده است. این معبر که از سمت دیگر آن «آخوند خراسانی9» نام‌گذاری شده است، کوچه‌ای باریک ولی پرجنب‌وجوش و تاریخی است. از بناهای به‌جامانده در این کوچه می‌توان به مطب دکتر اسکندری اشاره کرد. البته چند ساختمان مربوط به دهه چهل مانند بیمه ایران و خانه شالچی هنوز در این خیابان قرار دارند.
تا پیش‌از دهه پنجاه، چند گودال بزرگ در اطراف حرم‌مطهر قرار داشت که یکی از آن‌ها «گودال نمازگاه» در اطراف پنج‌راه پایین‌خیابان، درست در انتهای کوچه کنونی 17شهریورشمالی یک بود؛ گودالی بزرگ که طبق گفته‌های حاج‌آقا محسنی، از قدیمی‌های پایین‌خیابان، محل برگزاری نمازجماعت، به‌خصوص در عیدها بود و مردم برای ورود و خروج از آن باید از پله استفاده می‌کردند. نام این گودال با پرشدنش در اواخر دهه1350 بین مردم به‌مرور کم‌رنگ شد.
خانه موسوی (پریشانی) یکی از خانه‌های قدیمی و تاریخی مشهد است که در سال 1384 در فهرست آثار ملی قرار گرفت. تمام شهرت این خانه قدیمی و تاریخی به هنر و معماری خاص آن است که توسط صاحب اولیه این خانه با نهایت وسواس و ریزبینی در جای‌جای آن مشهود است. خانه موسوی (پریشانی) انتهای خیابان نوغان 6، کوچه محمدزاده قرار دارد و شکوه و جلال اولیه خود را از دست داده است اما اگر عینک زیبابینی به چشم بزنید و گرد و غبار ناملایمات روزگار را با دست از آینه نمایش پاک کنید، حتما زیبایی‌های این خانه را خواهید دید.
محمدعلی بیرقدار، اولین هواشناس بین‌المللی مشهدی و مدیر اسبق هواشناسی شرق کشور از تحصیل‌کرده‌های قدیم نوغان است، او برایمان درباره تغییر اقلیم مشهد و موضوع تغییر محیط‌زیست می‌گوید.
ما تنها نسلی نیستیم که درگیر بیماری واگیردار شده‌ایم. بیماری‌های واگیردار بارها در طول تاریخ مثل بختک روی سر مردم ظاهر شده و آن‌ها را به مبارزه طلبیده است.
زمین مسجد علی اصغر(ع) سال۱۳42 توسط مرحوم آقای «احمدی» وقف و به همت ساکنان محله در یک طبقه با زیربنای 120متر به‌شکل شیروانی ساخته شد. نیم‌طبقه‌ای هم در زیرشیروانی بود که برای خواهران استفاده می‌شد. سال1385 به همت هیئت امنای مسجد و کمک مردم همین محله مسجد بازسازی و در 4طبقه ساخته شد که هر طبقه آن 180متر زیربنا دارد.
یکی از برادرانش مخترع است و در سوئد زندگی می‌کند، دیگری نیز دکترای روان‌شناسی دارد و ساکن کرج است، اما او به‌دلیل علاقه‌ای که از دوران کودکی به جمع‌آوری اشیای قدیمی داشته است از همان زمان تا مبلغی به دست می‌آورده، با خرید وسایل قدیمی سرمایه‌گذاری می‌کرده است. دلیل این موضوع را علاقه‌اش می‌داند و بیان می‌کند: «شاید در نظر بسیاری پول دادن برای این اشیا آن هم با قیمت زیاد، سخت باشد، اما برخی با خریدن همین اشیای قدیمی و دیدن آن در منزل خود لذت می‌برند.»
قدیم‌ رسم بود که اسم کوچه‌ و محله‌ها را از نام بزرگان همان کوچه می‌گرفتند. مثلا همین کوچه کنار مقبره پیر پالان‌دوز که برای تاجربا‌شی‌ها در سال‌های دور معروف است، نامش را از تاجرانی که در حجره‌های این کوچه کار می‌کردند به یادگار دارد. کوچه‌ای باریک که روزگاری یعنی شصت، هفتادسال قبل محل زندگی و کار تاجرهای بنام مشهدی بود و امروز از دوران خوشش تنها نامش به‌یادگار مانده و یکی‌دو مغازه‌.
به بهانه نزدیک شدن‌ عید نوروز به سراغ آن‌ها‌یی رفتیم که مویی در آسیاب روزگار سپید و حداقل 60-70 بهار را تجربه کرده‌اند. نوروزهایی که در عین سادگی و بی‌هیچ زرق و برقی عجیب صفایی داشت. چنان صفا و صمیمیتی که حتی گفتن و شنیدن از آن روزها هم دل را خوش می‌کند و مشتاق به شنیدن خاطرات. مثلا حال و هوای جبهه و خط مقدم درروزهای پایانی سال و لحظه تحویل سال دو حالت داشت. یا نزدیک عملیات و حمله بود که در این شرایط تمام همّ و غم بچه‌ها آمادگی برای حمله بود.حالت دوم و در وضعیت عادی اولین کار سنگر تکانی برگرفته از خانه تکانی خودمان بود. بعد هم جور کردن سین‌های سفره هفت سین که شامل سیم‌چین، سرنیزه، سنبه، سربند و ... بود.
آن روزها کسی چه می‌دانست روزی احمدآقا همه‌کاره مسجدی ‌شود که به نام عرب‌ها مهر خورده‌است. روزگار او را که به گفته خودش هیچ‌وقت از خدا مال دنیا را نخواسته و به‌جای آن عاقبت‌به‌خیری را طلب کرده است، در این مسیر انداخت تا هم نوکر اهل‌بیت(ع) باشد و هم با مسجد‌داری، مردم‌داری کند. احمد بهرامی‌نیا حالا 66ساله‌است و همه‌کاره و البته به گفته خودش خادم مسجد عرب‌هاست و کمترین کارش باز‌وبسته‌کردن در مسجد قدیمی کوچه حمام‌باغ(شهیدکاشانی8) موقع نماز ظهر و مغرب است.
بازهم یک وعده بی‌سرانجام صدای مردم را درآورد؛ وعده‌ای با نام مرمت سرای عزیز‌الله اف که نخستین‌بار در فروردین سال1397 رسانه‌ای شد. آن زمان اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان و شهرداری منطقه ثامن اعلام کردند که چون این بنای تاریخی با قدمتی حدود صدساله ایمنی لازم را ندارد، باید تخلیه و مرمت شود.قرار هم بر این شد که ابتدا حیاط کوچک و سپس حیاط بزرگ سرای عزیزالله اف در پایین‌خیابان مرمت شود.