تاریخ شفاهی - صفحه 17

صفرعلی صفری یکی از معدود افرادی است که پای تنور زمینی پخت نان خراسانی مانده‌ است. آن‌طور که می‌گوید این نان اکنون در هیچ جای کشور به جز استان خراسان پخت نمی‌شود و نمونه‌اش در مشهد فقط ۶ نانوایی است که شاطر‌های آن‌ها هم مانند صفرعلی بازنشسته‌اند و، چون کسی نمی‌تواند کارشان را انجام دهد پای این تنور می‌نشینند و واپسین سال‌های بازنشستگی را پشت سر می‌گذارند. کار سخت است و هر نانوای جوانی حاضر نیست تا کمر توی تنور زمینی خم شود و ۳۰ سال آسیب پای تنور نشستن را به جان خریدار باشد.
انتهای بازار قدیمی فرش مشهد (همان بازار بزرگ مشهد قدیم) بیش‌از ۴۰۰ سال است که بزرگ‌ترین حمام عمومی ایران را در دل خود جا داده؛ حمام وقفی «مهدی‌قلی‌بیک» که ۳۶۵ سال در آن برای پاکیزگی مردم، آب جاری بود. حمامی که در دوره صفویه (شاه عباس اول) به وسیله مهدی قلی‌بیک، میرآخور و مسئول اصطبل اسب‌های شاه‌عباس ساخته و وقف حرم امام‌رضا (ع) شد.
کوچه پس کوچه‌های پایین‌خیابان را مثل کف دست می‌شناسد. از روزی که ساختمان حاجی‌لته سر به آسمان برد و خودش را از خانه‌های نقلی محله بالاتر کشید را به یاد دارد تا حالا که محله پایین‌خیابان هزار تکه شده است. محمود ناظران‌پور متولد و بزرگ شده محله پایین‌خیابان است و این هفته با خاطره‌گویی‌هایش ما را به پایین‌خیابانی می‌برد که قزلباشان هرصبح در میدانگاهی نزدیک نوغان مراسم صبحگاه برگزار می‌کردند و هندی‌ها برای خود کوچه‌ای مخصوص در نزدیک حرم مطهر داشتند. با خاطره‌های ناظران‌پور به خانه‌ها، کوچه‌ها و کاروان‌سرا‌هایی می‌رویم که شاید امروزی‌های محله پایین‌خیابان از وجود این مکان‌ها خبر ندارند.
نخستین خبر مکتوب را «اربلی»، نویسنده کتاب «کشف الغمه فی معرفه الائمه»، نوشته است که عمر آن به قرن هفتم هجری قمری می رسد. او در سطرهایی، ماجرای مسافری را حکایت می کند که شبانه وارد حرم می شود و از خادمان آستانه طلب چراغ می کند، اما هیچ نبوده تا به دستش دهند.
ساکنان نخستین قلعه آبکوه، کشاورزانی بوده اند که مأموران آستان قدس رضوی، آن ها را از ولایات اطراف می آوردند تا روی زمین های آستانه کار کنند. در این میان آستانه مقرر می کند که مردم در ازای سرپناه و کشت در زمین‌ها هر ساله یک دهم محصول برداشتی خود را به آستانه بدهند.
«قرآن قدس» که قدیمی‌ترین قرآن دارای ترجمه در جهان اسلام است و ‌اکنون در موزه آستان قدس رضوی نگهداری می‌شود، از‌جمله نمونه‌های نفیس ترجمه به یادگار مانده از قرون اولیه اسلامی است. 
ایرانیان ورود چاپخانه به کشور را در میانه قرن یازدهم تجربه می‌کنند. برابر اسناد تاریخی، نخستین کتابی که در ایران چاپ شده، «زبورداوود» یا «ساغموس» است که کشیشان ارمنی آن را در سال ۱۰۱۶ خورشیدی به زبان و خط ارمنی در ۵۷۲صفحه در جلفای اصفهان چاپ می‌کنند.
ساکنان قدیمی کوچه مهران5 خوب به یاد دارند که تا پیش از سال1370 این معبر به شکل زمین‌های رهاشده‌ای بود که جمع تعداد خانوارهای ساکن در آن به 10تا هم نمی‌رسید. در این محدوده فقط خانه‌های قبل از بولوار مهران، جزو فضاهای شهری بوده‌اند که آن‌ها هم از بسیاری خدمات‌شهری بی‌بهره بوده‌اند. در گذر زمان اما قطعه‌های 125، 200 و 250متری در این کوچه و معابر پیرامون آن ساخته شد‌ه‌ و از امکانات شهری برخوردار شده‌اند.
امروز کوچه‌پس‌کوچه‌های قدیمی شهر، زبان گویای خاطرات گذشته شده‌اند. کوچه مخابرات در بالاخیابان یکی از همین محدوده‌هاست؛ کوچه‌ای یک‌طرفه که 70سال پیش و بعد از ساخت نخستین ساختمان مخابرات مشهد در کمرکش آن و استفاده مردم از تلفن‌خانه‌ها، نام «مخابرات» گرفت و از سال‌های پایانی دهه50 هم مرکز فروش لوازم پلاستیکی شد.
شاید عجیب‌وغریب به نظر برسد که یک خارجی کفشدار حرم مطهر شود و برای حضورش کفشداری جدیدی تأسیس کنند؛ اتفاقی که 175سال قبل افتاد و مرد سیاه‌چهره‌ای از هند به‌عنوان نخستین خارجی در مشهد، اداره کفشداری حرم مطهر را برعهده گرفت.
در جوار مضجع نورانی امام هشتم (ع)، درست زیر سقف گنبدی مسجد گوهرشاد، چشم، حُکم پرنده‌ای را دارد که در باغ‌های بهشت از شاخه‌ای به شاخه دیگر می‌دود. نقش‌های اسلیمی تافته درهم، شکست نور در آینه ایوان مقصوره و دستی که سبز و فیروزه‌ای را در کنار هم نشانده است تا اُخرایی گل‌هایی که هرگز به خزان نمی‌نشینند، بیشتر به صورتت لبخند بزند، تنها گوشه‌ای از زیبایی مکانی است که کلمات در توصیفش الکن هستند؛ مکانی که یادگار بر‌جای‌مانده از بانویی فاضل است؛ «گوهرشاد» که نامش دوبار در کتیبه‌های این بنای تاریخی و مذهبی نقش خورده و مانا شده است. همت او بوده که مشهد قرن نهم را به شهری آباد تبدیل کرده و از آن پایتختی برای گسترش فرهنگ و توسعه علم می‌سازد. برابر اسناد بر‌جای‌مانده و جوهر تقویم‌ها 26 آبان سالروز پایان کار معماری این مسجد است که حالا خشت‌های آن پانصد‌و‌هشتاد‌و‌سومین سال از عمر خود را پشت سر می‌گذارند.
مغازه‌های قدیمی بسیاری در این معبر به چشم می‌خورد که سبک و سیاق دهه‌های 60 و 70 را هنوز حفظ کرده‌اند. یکی از مشکلات خیابان امیرکبیر تردد زیاد و ترافیکی است که به‌دلیل حضور همین مغازه‌ها به وجود می‌آید.
در پسوند نام شیخ‌هادی ‌راثی، باید عنوان «نخستین کتابفروش سیار مشهد» را نوشت. شیخ‌هادی مردی سخت‌کوش و در فروش کتاب بسیار سخت‌گیر بود.
کوچه محمدیه9 خانه دیگری هم دارد، به نام شهیدپاسدار غلامحسن نهانی که تنها همسایه دهنوی‌‌هاست. این خیابان که درمجموع ‌‌6شهید دارد، از حدود 2دهه گذشته به نام شهیدان دهنوی تابلو خورده‌ و از سال1396 هم خانه دهنوی‌ها با داشتن نشان ایثار مقام معظم رهبری به «خانه‌موزه شهدا» تبدیل شده ‌است.
مراسم جاروکشی که اکنون به‌صورت نمادین در حریم امام هشتم، دل زائران را با خود همراه می‌کند، مراسمی کهن است و بیش از 400سال قدمت دارد و هرکس قدم به حریم یار گذاشته‌، آن را به تماشا نشسته است. جاروکشی در عهد صفوی، خدمتی مستقل محسوب می‌شد. قدیمی‌ترین سندی که به شغل جاروکشی در حرم اشاره دارد، حکم خدمت و پرداخت حقوق به جاروکش آستانه در سال 1011 هجری قمری به مقدار یک‌تومان و 6500دینار نقد و 23خروار غله است.
آسفالت خیابان‌ها نخستین راهکار برای این پوست‌اندازی کالبدی است. اسناد مکتوب بر‌جای‌مانده، تاریخ تصویب طرح آسفالت‌ریزی خیابان‌های ارض اقدس را تا روزهای آبان سال1313 خورشیدی به عقب می‌برند. البته این طرح به دلایلی در این سال اجرا نمی‌شود و با چند سال تأخیر به سرانجام می‌رسد اما در‌نهایت این اتفاق پنج‌سال بعد به سرانجامی خوش ختم ‌می‌شود.
خیابان فدائیان اسلام 6 در گذشته به نام شاعر نامی کشور «مهرداد اوستا» شناخته می‌شده است. ابتدای کوچه چند مغازه دزدگیر و تعمیرات خودرو قرار دارد اما سبک و سیاق قدیمی آن به‌دلیل خانه‌هایی که قدمتشان به بیش از 30سال می‌رسد هنوز حفظ شده است فقط چند آپارتمان نوساز در کوچه به چشم می‌خورد. اهالی می‌گویند تا همین چند سال پیش نیز در تابلو سر کوچه نام اوستا حک شده بود اما با تعویض تابلوها این نام حذف شد.
صبح یکی از روزهای نخستین پاییز، قدم گرفته ایم سمت پایانه معراج، در بولوار توس مشهد. معراج شهدا درست در حاشیه خیابان با دری نرده دار هنوز باقی است. حیاطش با پرچم و ماشین های جنگی و جعبه های مهمات شبیه یک موزه کوچک است که مانده تا خاطره بزرگ مردانش را در سینه به یادگار نگه دارد.
150سال پیش اگر قرار بود رد یکی از ثروتمندان مشهدی را بزنیم، باید قدم در کوچه عسکریه می‌گذاشتیم که در دلش بیش ‌از 20تاجر و ارباب و مالدار زندگی می‌‌کردند. معروف‌ترینشان هم داروغه شهر بود که خانه‌ای رو به خانه تاجر کشمش مشهد، آقای کشمشیان، داشت.
داستان هرچه‌ باشد، به ائمه ‌اطهار(ع) به‌ویژه ولی‌نعمتمان امام رضا(ع) توسل می‌کنیم و آن‌ها را بین خودمان و خدا واسطه قرار می‌دهیم تا قربشان راه نجاتمان شود. آشنا‌ترین تصویر این توسل‌ها هم برای هریک از ما دخیل‌‌بستن‌ها در حرم امام ‌رضا(ع) برای شفای بیماران است. با همین نیت، داستان‌های زیادی بین مردم رد‌وبدل می‌شود که گاهی با واقعیت فاصله دارد؛ موضوعی که از 5سال پیش باعث شکل‌‌گیری کمیسیون امور شفایافتگان حرم مطهر رضوی شده ‌است.