عسکریه مانند دیگر بناها و مدارس مرحوم عابدزاده است که در شکلگیری عقاید سیاسی و مذهبی و هویتبخشی به بافت تاریخی که در آن واقع شده نقش مهمی داشته و دارد. همین امر هم مسئولان میراث فرهنگی استان را مجاب به ثبت آن در فهرست میراث ملی کرد.
در محله پایینخیابان و در خیابان شوشتری8 کوچهای وجود دارد که زمانی محل برووبیای محله بود. شاید امروز از هویت قدیم آن چیزی باقی نمانده باشد، اما هنوز هم در میان مردم به نام بزرگ و خیر محله آن زمان، حاجابرام (ابراهیم) شناخته میشود. طبق گفته بزرگترها و قدیمیها، این کوچه قدمت دویستساله دارد و ابتدای کوچه هم حمام معروف حاجابرام قرار داشته که خودش این حمام را ساخته و وقف کرده بود.
سالهای 1363 و 1364 هر چهاربرادر همزمان در جبهه بودیم. من و محمود عضو واحد اطلاعات عملیات بودیم. البته من بهدلیل علاقه زیاد، از همان سال1362 که به جبهه رفتم، آموزش غواصی دیدم و در لشکر5 نصر بهعنوان غواص برای شناسایی میرفتم. 2برادر دیگرم نیز عضو واحد تخریب بودند، اما هیچوقت هیچکداممان در یک منطقه و کنار هم نبودیم. به همین دلیل تلفنی و برخی وقتها هم در مرخصیهای چندروزه یا از رزمندههای دیگر احوال هم را جویا میشدیم.
بخش درخور توجهی از ساختمانها و خیابان چمن ۲۸ تا دهه ۵۰ جزو باغ سرسبز و بزرگی بوده که اهالی محله کوی کارگران اوقات فراغت خود را در آن میگذراندند.
اگرچه این قرارگاهها در وسعت و فواصل نزدیک به هم و در بخشهای سنگر فرماندهی، واحدهای پشتیبانی و رزمی، تدارکاتی و ایستگاههای صلواتی بازسازی شده است ولی تا حدود زیادی توانسته موقعیت و اهمیت این مراکز مهم و اساسی را در هدایت عملیاتها در دوران دفاع مقدس به نمایش بگذارد تا بازدیدکننده بتواند آن روزها را در ذهنش مجسم کند. جباری میگوید، عملیات کربلای5 یکی از مهمترین عملیاتهای دوران دفاع مقدس به شمار میرود که رزمندگان خراسانی در آن نقش اساسی داشتند و تعداد زیادی از نیروهای دشمن تلف شدند و غنایم جنگی زیادی به دست آمد.
«محمدحسین پارسایی دامن سبز» متولد ۱۳۰۲ در زابل بود و هرچند که سه چهارم عمرش را در آن خطه گذرانده بود، اما چارک آخرش را ساکن شهرک ابوذر شده بود تا لقب کهنسالترین ساکن این شهرک را در اختیار گیرد. بارها از طرف افراد مختلف پیشنهاد گفتگو با وی داده شده بود، اما هر بار به دلیلی یا دستور سردبیر برای پرداخت به سوژهای زماندار یا تنظیم نشدن زمان وی با کارهای من و در این اواخر بیماری چندین و چند ماهه او این دیدار وگفتوگو محقق نشد تا اکنون مجبور شوم برای دانستن درباره اویی که لقب کهنسالترین فرد ساکن شهرک ابوذر و همچنین آخرین بازمانده قیام «یاعلی» سیستان را در اختیار داشت، در مراسم ختمش به سراغ خانوادهاش بروم.
در قدیم امنیت و حفاظت از اموال عمومی و خصوصی، اقتضا میکرد اطراف شهر برج و بارو داشته باشد و تردد تنها از معابر مشخصی انجام شود. این معابر همان دروازههای شهر بودند. مشهد قدیم در دوره افشار، 8 دروازه داشت؛ تقریبا برای هر محله، یک یا دو دروازه تعبیه شده بود و همه این دروازهها محل آمد و شد بودند، به جز یکی!
غلامحسین مولایی که بیش از نیمقرن از سالهای عمرش را در سیمتری دوم احمدآباد ساکن بوده و روایتهای بسیاری از دهه30 و 40 این محله دارد، میگوید: در حاشیه خیابان احمدآباد از خیابان پاستور بهسمت تقیآباد مکانی بود برای تربیت اسبهای ارتش و شاه که به آن «بخش سیلمی» میگفتند. بیمارستان قائم(عج) هم در آنزمان که ما به این محله آمدیم هنوز وجود نداشت و یکی دو سال بعد گودبرداری شد. وقتی آن را ساختند اول نامش شهناز بود، سپس فرح، مصدق و بعد هم قائم(عج) نام گرفت.
شاید اگر این بنا که براساس شواهد بیش از ۷۰۰ سال عُمر دارد، متعلق به فرنگیها بود، جدا از اینکه بنا را لایِ زرورق نگه میداشتند و به حال و روزش میرسیدند، که کرور کرور گردشگر از سرتاسر دنیا برای دیدن آن شال و کلاه کنند.
حمامی قدیمی در کوچه شهید محسن کاشانی۸ به نام حمام باغ قرار داشته که ابتدای دهه70 تخریب و جای آن را بوستان سرسبزی گرفته است. روبهروی حمام گودالی بوده است که به آن «گوشله» میگفتهاند و کودکان در این گودال بازی میکردهاند. آبانباری نیز در نزدیکی حمام قرار داشته که دیگر اثری از آن نیست و جایش ساختمان ساخته شده است.
همه شهرها از بناها و عمارتهای قدیمیشان هویت میگیرند؛ بناهایی که شاید دیگر اثری از آنها باقی نمانده باشد؛ مانند بازار بزرگ مشهد که بین سناباد و نوغان و در همسایگی حرم مطهر حضرت رضا(ع) شکل گرفته بود. در این بازار بیش از 10سرا و راسته با تنوع شغلی وجود داشت و نام هر بازار از شغل آن گرفته میشد؛ همچون بازار حکاکها، سنگتراشها، مسگرها، کفاشها، آهنگرها و... . این بازار بزرگ قدیمی در دورههای مختلف تخریب شد و فقط بخش کوچکی از آن با نام بازار فرش مشهد بهجای مانده است.
کوچه امام خمینی40(ره)، یکی از خیابانهای قدیم مشهد است که حدفاصل چهارراه لشکر و میدان دهدی قرار دارد. این خیابان پشت دروازههای ارگ مشهد قرار داشته که با گسترش شهر از ابتداییترین خیابانهایی است که احداث شده است. امام خمینی(ره)40 که به خیابان جهاد2 منتهی میشود، بیشتر مسکونی است و ظاهری از خانههای قدیمی در آن به چشم نمیخورد.
منطقه قلعه ساختمان را شاید بتوان یکی از قدیمیترین محلهها در شهر مشهد نامید. محدودهای که سالها پیش از انقلاب به گفته قدیمیها، دارای چند قلعه بزرگ بوده و اندک ساکنان این منطقه داخل این محدوده روزگار میگذراندند. با گذشت زمان مردم کم کم از این قلعهها بیرون میآیند و در خانههای خشتی ساکن میشوند. با شروع انقلاب این خانهها بیشتر میشود و این سوی شهر هم کم کم با افزایش جمعیت رونق میگیرد. این محله پرسابقه و قدیمی حالا ساکنانی دارد که بیشتر سالهای زندگیشان را اینجا گذراندهاند و خاطرات زیادی از آن دارند.
قدیمیهایی مثل ما هنوز هم این خیابانها را با همان نامهای قدیمی میشناسند و کمتر از نامهای جدید استفاده میکنند، برای همین وقتی آدرسی از من پرسیده میشود، ابتدا باید فکر کنم ببینم نامهای جدیدی که میگویند مربوط به کدام خیابانهاست. از سال ۱۳۴۹ در امام خمینی ۷۰ ساکن هستیم. آن زمان نامش خیابان هفدهم بود البته منزل پدریام هم در خیابان بیستم بود. سالهاست در خیابانی ساکن هستم که در آن بزرگ شدهام.
اولین ساخت و سازهای خیابان احد از دهه ۴۰ آغاز شده و پس از آن شهروندانی از تمام نقاط شهر و دیگر شهرهای اطراف استان بهویژه شهر نیشابور و تربت حیدریه در آن ساکن شدند.
کمبود آب در مشهد ایجاد سقاخانه و شغل سقایی را در سدههای گذشته بیشتر در معرض توجه قرار داده بود. سابقه وجود سقاخانه و سنگاب در حرم مطهر رضوی به پیش از دوره صفویه برمیگردد. در موزه آستان قدس رضوی، سنگاب خوارزمشاهی وجود دارد که گفته میشود پیش از این در راهرو سقاخانه نصب بوده و آب آشامیدنی زوار را تأمین میکرده است.
زمانی که خبری از خودرو نبود و رفتوآمد مردم با پای پیاده و دوچرخه انجام میشد، بیشتر کوچههای شهر باریک و تودرتو ساخته میشد. در این میان یکی از کوچهها عرضی بسیار بیشتر و حدود 8متر داشت و بین اهالی به همین نام معروف شده بود.
با اینکه در دهههای گذشته پیشرفتهای علمی و داروهای صنعتی چشمگیر بوده است، اما باز هم عطاریها بین مردم جایگاه خود را دارند. محمد صباحی چهلساله بیشتر عمرش را در عطاری گذرانده است. او بعد از 4سال شاگردی، 22سالی میشود که در محله نوغان به شکل مستقل مغازهاش را دایر کرده و توانسته است شغل جد بزرگش را حفظ کند.
در گذشته که کوچهها باریکتر و تعداد خانهها کمتر بود، کوچه نوغان۵ بزرگتر از دیگر کوچهها بود و 40خانه یکطبقه در آن ساخته شده بود و در بین مردم به نام کوچه چهلخانه شناخته میشد.
کوچه هفده شهریور4 با وجود اینکه کمتر از 200متر طول دارد، به دلیل مجاورتش با جایگاه سوخت و انسداد دیگر معابر فرعی خیابان 17شهریور- از حد فاصل چهار راه نخریسی تا تقاطع عنصری- یکی از پرتردد ترین معابر فرعی در محله 17شهریور است. این معبر از حاشیه خیابان 17شهریور آغاز و تا حاشیه خیابان نسترن خاتمه پیدا میکند.