تاریخ شفاهی - صفحه 12

کوچه شهید قرنی16 یا کوچه شهید جواد اکبری‌ در محله سعدآباد واقع شده است. آن‌طور که در خاطر قدیمی‌های کوچه ماندگار است این معبر پیش از دهه60 به کوچه «خوش» و سپس به «کوی سوزنچی» معروف بود. بعد از انقلاب بولواری که کوچه در آن قرار دارد به نام شهید سپهبد قرنی نام‌گذاری شد و این کوچه نیز به نام شهید قرنی16 پلاک شد. سپس با شهادت سرباز وظیفه جواد اکبری نام این شهید نیز زینت‌بخش کوچه شد.
خیابان صدف که اکنون از بولوار وکیل‌آباد تا آموزگار کشیده شده است، جزو قدیمی‌ترین معابر و محله‌های منطقه‌11 است و در ابتدای تشکیل‌، از وکیل‌آباد تا بولوار فرهنگ فعلی را شامل می‌شده است. هنوز هیچ سند مکتوبی درباره تاریخچه تشکیل محله صدف نوشته نشده و برای دستیابی به این منظور، چند روز متوالی راهی محله می‌شویم و مغازه به مغازه و خانه‌‌به‌خانه پای صحبت‌های اهالی می‌نشینیم و پرسان‌پرسان به حاج حسن مقدسی می‌رسیم که اولین فرد ساکن در این محله بوده است.
یکی از محدوده‌هایی که هنوز هم حضور طلاب در آن زیاد به چشم می‌خورد، همین کوچه است. کوچه‌ای در خیابان آیت‌الله بهجت3 که به‌واسطه وجود مدرسه علمیه امام‌رضا(ع) و همچنین دو خانه شخصی که وقف اسکان طلاب شده‌، محل رفت‌وآمد بسیاری از طلبه‌هاست.
یکی از این چهره‌ها که با تربیت فرزندانش برای برخاستن بر محور حق و عدالت قدم‌های بزرگی برداشت و سخت کوشیدن را به آن‌ها آموخت تا همواره در راستای مبارزه با بی‌عدالتی لحظه‌ای آرام ننشینند، مرحوم آیت‌الله سیدجواد حسینی‌خامنه‌ای است؛ بزرگ‌مردی که به عنوان پدر رهبر معظم انقلاب شناخته می‌شود. او که در خاندانی اصیل در علم و تقوا و از پدری فقیه به نام آیت‌الله سیدحسین مجتهدخامنه‌ای و مادری پاک‌دامن چشم به جهان گشود، چنان پرورش یافت که با گذشت زمانی کوتاه، با مجوز مرحوم آیت‌الله نائینی و تأیید مرحوم آیت‌الله عبدالکریم حائری، اجازه روایت و اجتهاد به ایشان داده‌شد.
کوهسنگی و معابرش جزو شریان‌های اصلی رفت‌وآمدی محسوب می‌شوند. به همین دلیل بیشتر کوچه‌های کوهسنگی مانند کوهسنگی14 با زیرنویس شهید رضا مطهری‌نژاد ترافیک دارند. عرض کم معبر و وجود اداره «سازمان تأمین اجتماعی (مدیریت درمان)»و بیمارستان 17شهریور ترافیک این کوچه را دوبرابر کرده است. به همین دلیل جای پارک در راسته خیابان کوهسنگی و معابر فرعی‌اش به‌سختی پیدا می‌شود.
مشهدِ 50-40 سال پیش یک میدان اعدام داشت که هنوز هم هست. جایی در دروازه پایین خیابان که الان به نام میدان عدالت مشهور است، اما قدیمی‌های مشهد هنوز هم وقتی می‌خواهند آدرس بدهند، به همان نام قدیمی‌اش وفادار هستند. میدان اعدام مشهد اما سال‌ها بعد جابه‌جا شد و سر از قاسم‌آباد درآورد.
حمام حسین‌آباد آخرین روزهایش را سپری می‌کند. مثل بیشتر بناهای قدیمی سال‌های سال است که از کار افتاده و بین ورثه است. با راهنمایی حسین فرجی به در منزل حسین دری سالارآبادی می‌رویم. یکی از فرزندان دری سالارآبادی بزرگ، سازنده و مالک این حمام.
همسایگی با امام رضا(ع) باعث شده است که هر فرد ارادت خود را به هر طریقی که می‌تواند بیان کند حتی با نام‌گذاری مکان‌های شهر. در محله کلاهدوز نیز مسجدی به نام ایشان مزین شده است که جریانات قبل و بعد از انقلاب را به خود دیده و با گذشت زمان هنوز برای مردم همان جایگاه قبلی خود را دارد.
شاید راه‌اندازی مغازه‌های عینک‌فروشی در مشهد به یک قرن هم نرسد. هنوز هم نسل عینک‌فروشان قدیمی‌ را می‌توان در گوشه و کنار شهر دید. ابوالقاسم جوان یکی از این عینک‌سازان قدیمی‌ شهر است.می‌گوید: عینک‌فروشی آسیا قدیمی‌ترین و مشهورترین عینک‌سازی در محدوده باغ ملی بود و زمانی که من در آن شاگردی می‌کردم افراد سرشناس شهر از فرماندار گرفته تا استاندار و چهره‌های معروف سیاسی از مشتری‌های همیشگی عینک‌فروشی آسیا بودند. حتی خانواده حاج حسین ملک نیز برای تعمیر یا خرید عینک‌های خود به این مغازه می‌آمدند.
مکانی با نام «مکتب بافت» که با شعار «جایی که هر مشهدی می‌تواند ریشه‌های گم‌شده‌اش را در آن بجوید» قرار است تکه‌آیینه‌های شکسته از تخریب بافت تاریخی و قدیمی شهرمان را پیداکند و با تاریخ و پیوندهای عاطفی و مذهبی درهم آمیزد تا این تکه‌های به‌هم‌چسبیده نمایانگر تصویر گذشته باشند که به مرور زمان بتوان آن را احیاکرد. البته زیرنظر «مکتب بافت» در هفته گذشته «خانه خراسان» نیز در همان ساختمان خیابان وحدت3 افتتاح شد.
خیابان آیت‌الله غفاری12 یکی از خیابان‌های اصلی شهرک ابوذر است که 16معبر فرعی به نام «شهید باقری» به خیابان‌های اطراف دارد. این خیابان به معابر مهمی مانند جاده قدیم مشهد نیشابور و بولوار صبا (صبا91) متصل است. از ویژگی‌های این خیابان و کوچه‌های اطراف آن می‌توان به سرسبزی و وجود فضای بازی مناسب برای کودکان اشاره کرد.
بعد از گذر از پل کشف در بولوار پنجتن، راه را که ادامه دهی و 4روستای شترک، شیرحصار، امرغان و گوشه‌کنار را در جاده‌ هلالی پشت سر بگذاری، به روستای برزش‌آباد می‌رسی؛ روستایی در 14 کیلومتری مشهد. روستایی که بنا به نقل‌ها و‌ روایات، روزگاری یکی از نوادگان امام چهارم(ع)‌ در آنجا زندگی می‌کرده‌ و امروز‌ آستانه امامزاده سیدعبدالله اسحاق(ع)‌‌، محلی برای زیارت اهل دل است. در روستا از هر که سراغ صحن و سرای این امامزاده را بگیری،‌ مسیر تنها قبرستان ده را نشان می‌دهد.
اشرف کیخا 36ساله، کارشناس‌ارشد روان‌شناسی که بیش از 15سال ساکن اقبال بوده است در تحقیقات محلی به جمع‌آوری مستندات شفاهی از دل خاطرات قدیمی‌های محله اقبال پرداخته است. بخش زیادی از مجموعه تألیف‌شده او به‌دلیل علاقه به خانواده‌های شهدا به زندگی آن‌ها در این محله اختصاص دارد.
محمدعلی عنبرانی، بچه کوچه حوض امیر و پسر عباسعلی کفاش، سومین نسل از ساعت‌سازانی است که مسئول ساعت حرم شدند. او معتقد است به دعای مادرش آقا او را طلبید و به‌واسطه کار اصلی‌اش که ساعت‌سازی بود، کوک ساعت‌های حرم حضرت رضا(ع) را هم برعهده گرفت. سه‌ سالی می‌شود که بازنشسته شده است، اما می‌گوید 32سال مراقب بوده تا مبادا عقربه‌های ساعت از کار بیفتد. عنبرانی درباره چگونه کوک‌کردن ساعتی که زنگ‌زدنش خاطرات زیادی را برای ما مشهدی‌ها داشته است و دارد و ساعت‌هایی که او هر روز کوک می‌کرده است، حرف‌های زیادی برای گفتن دارد.
ردپای ساعت‌های حرم را اگر در دل تاریخ دنبال کنید، به دوره صفویه می‌رسید. این زمانی است که صنعت ساعت در ایران رواج یافته بود؛ دورانی که تاجران اروپایی ساعت‌های ساخت قاره سبز را به‌عنوان کالای لوکس به ایران وارد می‌کردند. حرم مطهر که نقطه آغاز بسیاری از نمودهای تمدن نو در مشهد بوده، در صنعت ساعت هم پیشتازی کرده است. صدای ساعت آستان حضرت رضا(ع) زنگ خاطرات بسیاری از مشهدی‌های کهن‌سال را روشن می‌کند. اکنون حرم دو ساعت بزرگ کهن در صحن انقلاب و آزادی دارد که هر کدام سرنوشت خاص خودشان را دارند و در همه رواق‌ها و صحن‌ها ساعت‌های دیجیتالی جای ساعت‌های عقربه‌ای و مکانیکی را گرفته است.
نمی‌دانم نخستین ساعت‌ساز حرم که بوده است؛ این را هیچ‌کس نمی‌داند. در منابع مکتوب و شفاهی اثری از نام کسی که نخستین‌بار موظف شد مراقبِ تداوم ثبت وقت در حرم باشد، نیست. در میان اسناد، بیشتر از نام افراد، انگار جایگاه ساعت‌سازی در حرم مطهر مطرح بوده است. بااین‌حال، اگر از امروز شروع کنیم و به عقب بازگردیم، به سه نام وحیدی، عنبرانی و درودگر می‌رسیم که در چند دهه گذشته نگهبانِ زمان در حرم بوده‌اند.
کوچه ثبت یا همان خیابان امام خمینی(ره)28 یکی از خیابان‌های قدیمی مشهد و منتهی به گنبد سبز است. وجود بانک ملی مرکزی در ابتدای این خیابان و بانک کارگشا و اداره ثبت اسناد در آن سبب تردد بسیاری در این خیابان شده که با ترافیک همراه است. نام خیابان برگرفته از ساختمان ثبت اسناد است که با بیش از یک قرن قدمت در این معبر برپاست و هنوز هم نمای قدیمی‌اش را حفظ کرده است.
حدود 150سال قبل وقف بزرگی در حرم‌مطهر ثبت شد که واقفش مردی به‌نام آق‌بابا بود. کسی‌ که در کوچه و بازار مردم او را با نام «حاج‌آقاجان» می‌شناختند. او که معمار‌باشی بود و صحن آزادی را به دستور علی‌نقی‌میرزا، پسر فتحعلی‌شاه، ساخت، درست در مجاورت همین بنا در پشت باغ‌ رضوان چندهزار متر زمینش را هم وقف امام‌رضا(ع) کرد.
اینجا در دل یکی از فرعی‌های محله پایین‌خیابان، کلکسیون ضبط و رادیو احمد عطایی نوشین قرار دارد و خودش می‌گوید «اگر از روی شناسنامه بخواهید بدانید، 72سالم است، اما خودم فکر می‌کنم 10سال جوان‌ترم!» عطایی کسی است که کار جمع‌آوری کلکسیون ضبط و رادیو را از 40سال پیش و با دست‌فروشی شروع کرده است و حالا هم از عشقش به دستگاه‌های صوتی قدیمی می‌گوید.
ورودی غربی حرم امام‌رضا(ع)، درست نقطه‌ای که باید با گذر از بازار فرش قدیمی به آن رسید، با مسجدی زینت یافته‌ که هرکسی آن را به یک نام می‌شناسد؛ یکی «شاه» می‌نامد و دیگری «هفتادودوتن». در حقیقت این مکان قبل از مسجد شدن، آرامگاه «امیر غیاث‌الدین ملک‌شاه» بوده و گویا سال‌ها بعد از فوت و دفنش در سرداب مقبره، تبدیل به مسجد شده و از زمان ساخت محراب کج داخل آن (برای تبدیل شدن به مسجد) نام «شاه» -برگرفته از لقب خود امیر غیاث‌الدین- گرفته است.