اسناد - صفحه 2

کارنامه صدیق‌الدوله نشان می‌دهد که آدمی فعال و در همان حال باریک‌بین و دقیق بوده‌ است. او بلافاصله پس از ورود به مشهد، با سامان‌دهی امور آستان‌قدس و نیز پرداختن به نیاز‌های شهری تلاش کرد تا برای زائران و مجاوران آسایش بیشتری ایجاد کند.
در زمان اواخر قاجار و اوایل پهلوی، نگهداری از اطفال بی‌سرپرست و رهاشده نیز از وظایف مدیریت شهری به شمار می‌رفت. با ساخت شیرخوارگاه شهرداری مشهد، اوضاع تا حدی دگرگون شد و بهبود یافت. پیش از این، تنها پناهگاه کودکان، خیریه‌ها یا دارالعجزه آستان قدس بود.
از شکننده‌ترین ضربات بر پیکر رژیم شاه، حرکت کارکنان نیروی هوایی در نوزدهم بهمن ۱۳۵۷ است. اعتراضات همافران در ماه‌های پایانی حکومت پهلوی از این جهت مهم است که رفته رفته به دیگر نیرو‌های نظامی سرایت و حکومت شاه را سرنگون می‌کند.
کشتار یکشنبه خونین مشهد، شرایط مشهد را همچون کل کشور به کلی تغییر داد و خفقان را به بالاترین حد خود رساند. با این حال مردم دست از مبارزه نمی‌کشند و چند روز بعد از کشتار فجیع ۱۰ دی ۱۳۵۷ دوباره تجمعات و راهپیمایی‌ها را از سر می‌گیرند.
ازآنجاکه مسیحیان، به‌عنوان پیروان یکی از ادیان الهی، در ایران همواره مورداحترام بوده و آزادانه زندگی و فعالیت کرده‌اند، در مشهد نیز که مذهبی‌ترین شهر ایران است، حضور چشمگیری داشته و صاحب‌کلیسا بوده‌اند.
اگر بخواهیم درباره آثار تاریخی شهر مشهد سخن بگوییم، نخستین‌بار در ۱۵‌دی‌۱۳۱۰ چند اثر تاریخی شهر در زمره آثار ملی قرار می‌گیرند؛ آثاری، چون حرم امام‌رضا (ع)، آرامگاه خواجه‌ربیع، مصلای پایین‌خیابان و گنبد هارونیه.
مشهد در روز‌های شنبه و یکشنبه نهم و دهم دی‌ماه ۱۳۵۷، شاهد حوادث و وقایع بسیار تلخی بود اما این حوادث باعث از بین رفتن ترس مردم از مواجهه مستقیم با نیرو‌های حکومتی شد و مسیر نهضت را تا پیروزی کامل هموارتر کرد.
در مشهد، سابقه تأسیس نخستین میدان‌بار که با هدف عرضه مستقیم کالا به‌وجود آمد، به دوره قاجار می‌رسد. برابر اسناد موجود، آصف‌الدوله اولین میدان‌بار را راه‌اندازی می‌کند. روزنامه ایران، گزارش شادی و شکرگزاری مردم را از این اتفاق چاپ می‌کند.
طبق اسناد تاریخی، مردم آن دوره رغبتی برای فرستادن فرزندانشان به مدارس جدید نداشتند و بخش عمده‌ای از آنها ترجیح می‌دادند که فرزندان خود را به شیوه قدیم تحت تعلیم و تربیت قرار دهند یا اصلا قید چنین موضوعی را بزنند.
سابقه سانسور فقط مختص امروز نیست و شاید باورتان نشود اگر بشنوید که این موضوع هزاران‌سال سابقه دارد. زمان قاجار که با جنگ، قحطی و کشتار همراه بود، نامه‌ها پیش از گیرنده، توسط افراد دیگری خوانده می‌شدند.
طبق مستندات درج‌شده در روزنامه‌های دوره قاجار، از اوایل حکومت احمدشاه قاجار، حمام‌های زیادی به دوش مجهز بوده‌اند و در عصر رضاخان نه‌تنها دوش در حمام‌ها اجباری می‌شود که خزینه‌ها نیز برچیده می‌شوند.
عین‌السلطنه در توصیف مشهد می‌نویسد: مشهد شهر کوچکی نیست. بازارش معمور و رو به ترقی و آبادی است. ترک‌ها خانه‌های خوب ساخته و می‌سازند. تجارت روس از راه عشق‌آباد رواج دارد. قونسول روس و انگلیس عمارت و باغ عالی دارند.
بر اساس اسناد، مشهد از ابتدای ایجادش اقلیمی خشک داشته و امرا و حاکمان و تاج‌داران بسیاری در طول تاریخ تلاش کرده‌اند آب را به این سرزمین برسانند. نخستین این افراد، امیرعلیشیرنوایی بود که آب چشمه‌گیلاس را به مشهد کشاند.
سرشماری انجام‌شده در مشهد شامل شش محله اصلی بود: نوغان، سرشور، عیدگاه، سراب، پایین‌خیابان و بالاخیابان. بر‌اساس این سرشماری، جمعیت کل مشهد ۵۷‌هزار‌و‌۲۸۷ نفر و تعداد خانه‌ها ۷‌هزار‌و‌۶۶۷ باب ثبت شده بود.
دارالشرع یک مَسنَد حقوقی بود؛ مسندی که یک مجتهد صاحب‌فتوا آن را در اختیار داشت. این مجتهدان معمولا دانش‌آموختگان حوزه‌های بزرگ علمیه در اصفهان، تهران، نجف و همچنین مشهد بودند و از مراجع اعلم و مشهور اجازه فتوا داشتند.
علی‌قلی‌خان در دوره سلطنتش قادر به تأمین امنیت نبود و همین موجب شد لات‌ها و گردن‌کشان شهر قدرتی در شهر به‌هم بزنند تا آنجاکه کار از دست علی‌قلی‌خان و نیروهایش در رفت. یکی از مهم‌ترینِ این اوباش، حاجی‌محمد باباقدرتی بود.
نامیدن کوچه به نام کربلا به‌دلیل تجمع کاروان‌سالار‌های کربلاست و در سال‌های قبل از سده ۱۴ هجری که زائران کاروانی و با استفاده از شتر و اسب و قاطر عازم کربلا می‌شده‌اند، این کوچه محلی بوده است برای آغاز سفر زیارتی.
در بازدید و  معاینه جسد، آثار گلوله‌ها و رد داسی که با آن سر کلنل را از بدن جدا کرده بودند، مشاهده و شناسایی شد. برای محل دفن سه مکان حرم مطهر، باغ رضوان و باغ نادری پیشنهاد شده بود که ظاهرا با نظر نخست وزیر وقت، پیکر کلنل را در جایگاه قبلی آن به خاک سپردند.
در ساختار مدارس نوین مشهد، سخت‌گرفتن درحوزه مواد آموزشی یک رسم متداول بود؛ انگار می‌خواستند با چنین رویه‌ای، توانمندی کادر آموزش مدرسه را به رخ والدین و البته رقبا بکشند.
اسناد می‌گویند که وضع مساعد پرورش گوسفند در خراسان و روابط نزدیک با افغانستان سبب شد کارگران ایرانی این هنر را از مهاجران افغان بیاموزند و به‌این‌صورت خراسان به یکی از مراکز مهم پوستین‌دوزی تبدیل شود.