منطقه ۶ - صفحه 2

منطقه ۶

رنگین‌کمان قومیت‌ها

حضور قومیت‌های بلوچ، کرد، ترک، فارس، عرب و... رنگین‌کمانی از قومیت‌های مختلف را در منطقه ۶ به وجود آورده است. مجتمع شهید بهشتی که محل سکونت خوزستانی‌های مشهد است در چند سال اخیر یکی از مناطق گردشگری مشهد شده است. سکونت بلوچ‌ها، سیستانی‌ها و افغانستانی‌ها در شهرک‌های شهید رجایی و باهنر ترکیب قومیتی این منطقه را کامل کرده است. بنای تاریخی مصلی در خیابان مصلی که روزگاری محل برگزاری نماز‌های جمعه مردم مشهد بوده و ثبت‌ملی نیز شده از ظرفیت‌های منطقه ۶ است که اکنون پاتوق و کارگاه هنرمندان صنایع‌دستی است. بخشی از خیابان سرخس (شهدای فاطمیون) که فعال‌ترین راسته مشاغل سنتی و قدیمی مشهد است، در منطقه ۶ قرار دارد. بزرگ‌ترین مشکلات منطقه۶، زمین‌های بلاتکلیف، نداشتن اگو، وجود افراد بدون هویت و شناسنامه و بیکاری جوانان است. شهرداری منطقه ۶ مشهد  سال ۱۳۷۰ شکل گرفته و در مساحت ۱۸۶۹ هکتاری آن ۲۳۲ هزار نفر زندگی می‌کنند.

اکرم اکبری؛ زنی که پیش از رسیدن به شیرینی‌پزی، هنر‌های مختلفی را امتحان کرده اما در‌نهایت مسیرش به شیرینی‌پزی رسیده و حالا مغازه کیک و شیرینی و کارگاه شیرینی‌پزی خودش را راه انداخته و در‌کنار چند نیروی خانم دیگر آن را اداره می‌کند.
چهار‌سالی می‌شود که خانه پدری محمدتقی ضیایی درهایش به روی زائرانی باز می‌شود که از شهر‌های دور و نزدیک برای زیارت به مشهد می‌آیند. این رسم زیبا از چهارسال پیش، با تصمیم آقا‌محمدتقی و همسرش شکل گرفت.
یحیی ضیایی صاحب این کارگاه کوچک است؛ یکی از چین‌کش‌های پرسابقه مشهد که در سکوت و بی‌خبری هر‌روز، رج‌به‌رج هنرش را خرج فرش‌های دست‌باف می‌کند. هنری که از پدرش به ارث برده‌ و برای خیلی‌ها ناشناخته‌است.
در کوچه شهیدشهریور۱۹ محله امیرآباد مشهد همسایه‌ها مشکل‌گشای گرفتاری‌های هم هستند؛ یکی برای تهیه جهیزیه پیش‌قدم می‌شود، دیگری واسطه ازدواج جوان‌هاست و آن یکی سال‌هاست پای کار مسجد و خانواده‌های نیازمند ایستاده‌است.
یک اتفاق باعث شد پدر محمدحسین ملت تصمیم بگیرد او را به سالن کشتی ببرد تا علاقه‌اش به کشتی را به شکلی اصولی دنبال کند. حالا پنج‌سال می‌گذرد و محمدحسین با کسب مدال‌های متعدد استانی، رؤیای حضور روی سکوی قهرمانی جهان و المپیک را در سر دارد.
علی ضیایی حالا شش‌سال است که در قامت خبرنگار خبرگزاری پانا فعالیت می‌کند. مسیری که با وجود این سن‌و‌سال کم، تجربه‌های ارزشمندی برایش رقم زده‌است. این علاقه به حسن، برادر کوچک‌ترش هم سرایت و او را نیز هم‌قدم این مسیر کرده‌است.
احمد خوش‌نیت هنوز همان آدمی است که طاقت یک‌جانشستن ندارد. ورزش می‌کند، شعر می‌نویسد، کتاب چاپ می‌کند و برای آینده برنامه دارد؛ فقط این‌بار آرام‌تر از گذشته حرف می‌زند. انگار در این چند سال با خودش و دنیا به صلح رسیده است.