عمر زندگی مشترک مرضیه و علی موسوی گرچه به یک سال هم نرسید، معنایی برایشان پیدا کرد که هنوز هم جای صحبت دارد. مرضیهخانم عکس و یادگاری زیادی هم از آن سالها ندارد، جز یک قاب عکس از علیآقای شهید که او را همیشه به یاد خوابی که زمان مجردی دید، میاندازد.
محله
سرافرازان
محله سرافرازان از سال ۷۹ بدلیل سکونت شمار زیادی از خانوادههای ایثارگر و شاغلان در سپاه به نام شهرک آزادگان و جانبازان معروف شد. وجود مجتمعهای مسکونی چند طبقه در این محله، تراکم جمعیت آن را افزایش داده است. در این محله، شش مسجد فعال مانند مسجد سیدالشهدا (ع)، مسجد موسی بن جعفر (ع)، مسجد حمزه سیدالشهدا (ع) و ... وجود دارد.
ریحانه ناظوریزاده، از همان روزهای اولی که قدم به تاتامی گذاشت، فهمید که قرار است در این رشته متفاوت باشد. حالا در چهاردهسالگی، او با نوزدهمدال رنگارنگ، در دنیای کاراته، افتخاری برای خود به دست آورده است.
همسایههای خیابان شاملو۳ از حال هم خبر دارند، حواسشان به اتفاقات کوچه، خیابان و رفتوآمد غریبهها هست و همینها باعث شده که امنیت و اعتماد زیادی بینشان برقرار باشد. جوادآقای قیاسی، یکی از کسانی است که نامش در این خیابان زبانزد همسایههاست.
علی توپریز، خبرنگاری است که ۱۰ دی سال ۱۳۵۷ برای تهیه گزارش به میان جمعیت رفت و یکباره با صحنههای دلخراشی رو به رو شد. او با دو همکار دیگرش، تنها خبرنگاران حاضر در روزهای منتهی به انقلاب مشهد بودند.
وقتی سال گذشته رز امخوانیصمدی بهعنوان کوچکترین شرکتکننده در جشنواره قرآنی نورالمبین حضور یافت، بیدرنگ تصمیم گرفت داستان حضرت نوح را به تصویر بکشد. او مقام دوم جشنواره را در رده سنی ۵ تا ۹ سال برای رز به ارمغان آورد.
دغدغه اصلی حسین صادقی حفظ محیط زیست و مراقبت از فضای سبز شهری است. این شهروند چهلوهفتساله میگوید اگر از کنار مشکلات بگذریم بخش زیادی از فضای سبز و درختانی که با هزینه و زحمت فراوان کاشته میشوند، ممکن است از بین بروند.
محمدرضا کیانینسب بدنبال اجرای ایدهای بود که اثر طولانی داشته باشد و به درختکاری رسید! حالا طول محدوده سبزی که آقامعلم در انتهای کوهپارک، معروف به باغ معین برای آن تلاش کرده به یککیلومتر امتداد پیدا کرده است.
معبر نماز ۲۱ که به نام شهیدعارفی مزین شده است. این کوچه تصویری دوگانه از زندگی شهری را به نمایش میگذارد، از یکسو وجود مسجد حجتبنالحسنالعسکری (ع) و دو بوستان خطی، رنگوبو و حال و هوای خوبی به این معبر داده است.
در موزه زمینشناسی محله سرافرازان بیش از ۱۵۰۰نمونه زیبا و جالب از سنگ، کانی و فسیل بر اساس دستهبندیهای علمی در ۴۰ویترین به نمایش گذاشته شده است.
زمین ورزشی روباز محله سرافرازان بعد از ۴ سال همچنان با استقبال ورزشکاران روبهرو است. انگار همین دو تا تیر دروازه و زمین والیبال بدون تور همه دلخوشی بچههایی شده است که در محلهشان امکانات دیگری ندارند.
خیابان پیروزی ۲۰ که به نام شهیدعلیزاده نامگذاری شده، هرروز میزبان رفتوآمد پرشمار دانشآموزانی است که مسیر مدرسهشان از این معبر میگذرد. درکنار مدارس، وجود دو بوستان محلی، فضایی را برای اوقات فراغت و تعامل اهالی فراهم آورده است.
مسیر موفقیت خانواده زاهدیراد از شانزده سال پیش و یک توصیه برای ثبت نام در کلاس چرتکه برای افزایش تمرکز فرزند اول کلیدخورد و به مسیری رسید که حالا راهگشای بیشتر والدین است.
براتعلی دهستانی میگوید افتخار میکند که در عملیات فتحالمبین اسیر شده است؛ عملیاتی که در آن بیشتر خاک ایران آزاد شد و همه یا شهید شدند یا اسیر و مجروح. اسارتی که هشت سال طول کشید.
خیابان زیتون یکی از گذرگاههایی است که حالوهوای متفاوتش جلب توجه میکند، کوچهای نزدیک به بوستان بزرگ کوهپارک با آبوهوای خنک و پاکیزه که امکاناتی مانند مسجد و پارک بازی و تجاریهای محله به آن روحی زنده و اجتماعی بخشیده است.
معلولیت هیچگاه سهیلا اسحاقنیا را از جاده موفقیت دور نکرد؛ از روزی که پای صفحه مانیتور نشست از طراحی پوستر و لوگو شروع کرد تا اکنون که با ظرافت و حساسیت زیاد، نقشهای سوزندوزی را طراحی میکند.
حدود بیستسال پیش معصومه محترمی کلاسهای آموزش روخوانی و روانخوانی قرآن را در خانهاش برپا کرد. همین جلسات بهانهای برای دورهمیهای همسایهها شد که از آن زمان تاکنون ادامه دارد و موجب گرهگشای از همسایهها شده است.
بسیار پیش آمده است که وقتی در پارکها قدم زدهام، درختهای پوسیده وخشکی را دیدهام که مصرفی جز برای تبدیل شدن به زغال، تخته و... نداشتهاند و آنها را به شکلهای زیبایی در آوردهام که همه از آن استقبال کردهاند.
رجبعلی رحیمی رزمندهای که ساکن شهرک آزادگان در بولوار پایداری است، مدت ۲۴ ماه در عملیاتهای والفجر ۱ و ۲ و بدر در جبهه حضور داشت و ۲۶ ماه در اسارت بود.
علی میگوید: کلاس نهم که بودم در دوره «بینهایت شو» آستان قدس شرکت کردم. این دوره به لحاظ معرفتی و سبک زندگی، من را متحول کرد و همه موفقیتهایم را نتیجه آن میدانم.
علی آزادنیا از نسل هنرمندانی است که اوایل انقلاب با پست رسمی «بازیگر تئاتر» به استخدام اداره فرهنگ و هنر درآمدند. او با وجود بازنشستگی، هنوز از تئاتر دل نکنده، کلاسهای بازیگری و کارگردانیاش را خودش اداره میکند.