کد خبر: ۱۵۴۸۵
۰۱ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۰
همسر شهید حسین پاکدل‌خانقاهی

شهید حسین پاکدل‌ برای تولد فرزندش به امام‌رضا(ع) متوسل شده بود

شهید حسین پاکدل‌خانقاهی در همان چهار سال زندگی مشترکشان صاحب یک فرزند شد، اما هیچ وقت پسرش را ندید. او همیشه به همسرش می‌گفت می‌دانم فرزندم پسر است. اسمش را جواد بگذار.

حسین پاکدل‌خانقاهی و همسرش، در چهار سال زندگی مشترکشان، صاحب یک فرزند شدند، اما شهیدخانقاهی هیچ وقت پسرش را ندید. او همیشه به همسرش می‌گفت «می‌دانم فرزندم پسر است. اسمش را جواد بگذار.»

به گفته زهرا خانم قاسم‌پور، این شهید هشت سال دفاع مقدس، برای تولد فرزندش به امام‌رضا (ع) متوسل شده بود و برای همین می‌خواسته هم‌نام با پسر امام‌رضا (ع) باشد.

زهراخانم، از اهالی محله سرافرازان، برای ما از همسر شهیدش می‌گوید.

 

توسل به امام رئوف برای بچه‌دار شدن

سیزده‌ساله بود که او را به عقد پسرخاله‌اش حسین‌آقا درآوردند. به قول خودش، شوهرش جوان سربه‌راهی بوده؛ برای همین خانواده‌اش باوجود سن کم، راضی به این وصلت بودند. آنها سال ۶۱ ازدواج کردند و راهی خانه بخت شدند.

او تعریف می‌کند: ما تا چهارسال بچه‌دار نمی‌شدیم. حسین‌آقا خیلی به امام‌رضا (ع) ارادت داشت و برای هر مشکلی به ایشان متوسل می‌شد. گویا برای بچه‌دارشدن هم به این امام رئوف توسل کرده بود. البته آن زمان من از این موضوع اطلاعی نداشتم.

بعد چهار سال که زهرا‌خانم متوجه شد باردار است و این موضوع را به حسین آقا گفت، او گفت «می‌دانم فرزندمان پسر است. اسمش را جواد بگذاریم.»

زهراخانم تعریف می‌کند: بعد اینکه فهمیدم باردارم، حسین‌آقا گفت برای تولد این بچه به امام‌رضا (ع) متوسل شده و باردارشدنم را نتیجه لطف آقا می‌دانست.

 

شهید حسین پاکدل

 

قلب‌های حسین برای جوادش

او ادامه می‌دهد: من همیشه به حسین‌آقا می‌گفتم از کجا معلوم؛ شاید دختر باشد. اما او می‌گفت «این بچه را امام‌رضا (ع) به ما داده و من به دلم افتاده که پسر است.»

زهراخانم در ماه اول بارداری بوده که همسرش راهی جبهه می‌شود و دیگر او را نمی‌بیند. در این مدت، چندنامه از حسین آقا به دستش می‌رسد که در آنها قربان‌صدقه همسر و پسرش می‌رفته.

همسرم را دیده بود که به او سفارش کرده بود به من بگوید جوادالائمه(ع) را فراموش نکنم

او تعریف می‌کند: حسین‌آقا در یک قلب بزرگ برای من نامه می‌نوشت و کنارش یه قلب کوچک می‌کشید و داخل آن می‌نوشت «جوادجان، همیشه در قلب منی بابا».

زهراخانم در ماه هشتم بارداری بوده که خبر شهادت همسرش را به او می‌دهند. البته حسین پاکدل ابتدا مفقودالاثر شده بود و به همسرش چیزی نگفته بودند، اما ماه هشتم بارداری، پیکر شهید را آوردند.

 

تولد بعد از مراسم چهلم

دو روز بعد از اینکه مراسم چهلم این شهید را برگزار کردند، زهراخانم راهی بیمارستان شد و فرزندش به دنیا آمد. او تعریف می‎کند: تا لحظه تولد نمی‌دانستم بچه‌ام دختر است یا پسر. وقتی به دنیا آمده بود، پرستار آمد بالای سرم و گفت بچه‌ات پسر است. بعد هم سراغ پدرش را گرفت. می‌خواست این خبر را به او هم بدهد که من زدم زیر گریه و گفتم همسرم شهید شده است.

او ادامه می‌دهد: همان روز‌ها همسایه مادرم در عالم خواب، همسرم را دیده بود که به او سفارش کرده بود به من بگوید جوادالائمه (ع) را فراموش نکنم.

به گفته زهراخانم همسایه مادرش از هیچ‌کدام از این مسائل خبر نداشته. ولی وقتی پیغام را می‌رساند، زهراخانم می‌دانسته منظور شهید این بوده که حتما نام بچه را جواد بگذارند، او هم به این درخواست شهید عمل می‌کند.

زهراخانم با اشاره به اینکه اکنون کشورمان مجدد در وضعیت جنگی قرار دارد، می‌گوید: مدام با خودم می‌گویم خدا به داد دل همسران و مادران مدافعان امنیت برسد.

او ادامه می‌دهد: خیلی‌ها در این سال‌ها به همسر و فرزندان شهدا چیز‌هایی می‌گفتند که برایشان سنگین بود، اما هیچ‌کس نمی‌داند این خانواده‌ها چه مشکلاتی را پشت سر می‌گذارند.

 

* این گزارش چهارشنبه یکم مهرماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۷۷ شهرآرامحله منطقه ۹ و ۱۰ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
05:00
03:04
اینستاگرام