ازآنجا که چهارباغ جزو محلات اعیاننشین مشهد بهشمار میرفته، محل سکونت جمعی از سرشناسترین خانوادههای شهر بوده است.
محله
بالاخیابان
محله بالاخیابان یکی از دو محله منطقه ثامن است که خردهمحلات بسیاری را در دل خودش جای داده است. تاریخ این محله به دوران صفوی و اقدام ماندگار شاه عباس اول برمیگردد. آب خیابان و بیشترین قناتهای مشهد از این محله وارد شهر میشده و باغها و باغچههای اعیاننشینها را آبیاری میکرده است.
کوچه شوکت الدوله در بازه زمانی بین دو جنگ جهانی اول و دوم، وضعیت بسیار خاصی پیدا میکند.
تعداد شهدای مشهد در آزادسازی خرمشهر ۱۵ نفر بود. قرار بود شهدا از مسجد بنّاها تشییع شوند. آن روز کوچه تنباکوچی از جمعیت، سیاه میزد. من و مادرش حتی نتوانستیم بهخاطر شلوغی، یکبار دیگر پسرمان را ببینیم.
محمود کمالی محمدزاده یکی از عموهای دیروز محله نوغان است که شش دستکش طلایی رشتۀ بوکس را در کارنامۀ ورزشی خود دارد. او جوانان بوکسوری را تربیت کرد که بیشترشان افتخار شهر و کشورمان شدهاند.
زهره دلشاد و همسرش حاج محمد حاجیزاده در طول ۲۳ سال، بیش از ۵۵۰ دختر و پسر را برای ازدواج به یکدیگر معرفی کردند.
قدیم ارزانی بود و مردم گوشتخور بودند. در همین راسته بازارچه حاجآقاجان بیست قصابی بود. بهجز آنها، کلی دست فروش گوشت بود که دور فلکه حضرت بساط میکردند.
رویا فضائلی بهعنوان سفیر فرهنگی مسابقات بینالمللی که بین کشورهای مسلمان در کشور اردن برگزار شده، بهعنوان اولین زن در این عرصه شرکت کرد.
رضا ایمانی یکی از اهالی قدیمی محله پایینخیابان است که برای بازسازی مسجد محله همه را دور هم جمع کرد. درِمسجد بعد از چند ماه بنایی در زمستان گذشته به روی نمازگزاران باز شده است.
مادر طلبه شهید علیرضا غفاریان همه داراییاش را در راه خدا وقف کرد و اکنون در اتاقی پنجاه متری، در میان قابهای غبارگرفته روزگار میگذراند.
مدرسۀ خیرات خان پس از بازسازی در دل حرم امام رضا(ع) جای گرفته و امروز جزئی از دانشگاه علوم اسلامی رضوی است.
یکی از نقشهایی که با آن زندگی کردم شخصیت راهب در تئاتر کاروان خورشید بود.بهخصوص صحنهای که راهب با سر امام حسین (ع) در صندوق صحبت میکند.
سرپاماندن این جلسه هفتادساله قرآن به تلاشهای حاجخانم زهرا شهفر برمیگردد که سر یک قرار همسایگی با مرحوم بیبیکلانتر ماند.
نوغان ۱۴ با نام کوچه پله معروف بود؛ کوچهای که هفت پله خاکی داشت و با اجرای آسفالت، بیشتر حالت شیبدار پیدا کرد.
قدیم کار خیاطی در مشهد سکه بود. آن زمان مردم پوشیدن لباس بازاری را بد میدانستند و لباسهای موردنیازشان را به خیاط سفارش میدادند.
کاظمبستنی رفیق ششدانگ صادقبستنی بود و نخستین مغازه بستنیفروشی بالاخیابان را با کمک هم راه انداختند. آن زمان از بستنیهای متنوع و مغازههای زیاد خبری نبود.
کربلایی عباس ناجیاصغری به «عباس گوشتی» و «عباس نادر» محله نوغان معروف بود، پهلوان محله بود و هوای نیازمندان را داشت.
درسخواندن برای دانشآموزان رشته سراجی تفریحی شیرین است و باعث شده هنوز دانشگاهنرفته، با تکیه بر خلاقیتشان درآمد کسب کنند.
جابهجایی سیصد کیلوگرم بار با موتور شوخی نیست. اما چاره چیست؟ خداراشکر تا امروز برای من اتفاقی نیفتاده، اما افراد زیادی پایشان شکسته است. افرادی هم در این راه تسلیم مرگ شدهاند.
پدر شهید امجدی دوست داشت کاری کند که خانه پدریاش در جوار بارگاه حضرترضا (ع) آباد شود و همیشه زنده و پویا بماند.
حاجی هاشمیان همان فردی است که نامههای محرمانهای که زائران برای امامرضا(ع) نوشتهاند و داخل ضریح انداختهاند را در مغازهاش مانند گنجی نگه میدارد.