محله بالاخیابان - صفحه 7

محله

بالاخیابان

محله بالاخیابان

محله بالاخیابان یکی از دو محله منطقه ثامن است که خرده‌محلات بسیاری را در دل خودش جای داده است. تاریخ این محله به دوران صفوی و اقدام ماندگار شاه عباس اول برمی‌گردد. آب خیابان و بیشترین قنات‌های مشهد از این محله وارد شهر می‌شده و باغ‌ها و باغچه‌های اعیان‌نشین‌ها را آبیاری می‌کرده است.

محله بالاخیابان
فرحناز خانم همراه با چند نفر با سینی پر از نذری دم در می‌ایستد و به هرکسی که از این کوچه راهی حرم است، نذری می‌دهند.
محمدهاشم یگانه برادر شهید می‌گوید: محمدرضا در دوازده‌سالگی همراه گروه سرود، برای اجرا تا چذابه رفت. پس از برگشت، کار هر روزش این بود که دل مادر و پدرم را به‌دست بیاورد تا برای رفتن به جبهه رضایت بدهند.
این کوچه به‌واسطه هم‌جواری با حوض‌انبار بازار فرش به‌نام حوض چهل‌پایه خوانده می‌شد و بیش از پنجاه خانوار داشت که امروز کمتر از انگشتان یک دست خانوار در آن باقی مانده است.
مرتضی قاسمی تصمیم گرفته است تابستان در کفش‌فروشی کار کند. می‌گوید: ترجیح می‌دهم بخشی از هزینه‌های تحصیلم را خودم متقبل شوم تا از لحاظ مالی فشار کمتری به خانواده‌ام وارد شود.
آقاسیدحسن تفقد باوجود کم سن‌وسال بودن، نقش کمکی برای مادرش داشت: پارچه‌ها که شسته می‌شد، با مادر ریجه می‌کشیدیم و پرده‌ها را پهن می‌کردیم. ناهار هم همان‌جا نان و سکنجبین، اشکنه یا نان‌دوغ می‌خوردیم.
بعد از طواف اول، درست در پشت مقام ابراهیم از شدت گرما و ازدحام جمعیت روی زمین افتادم. خیلی سریع برادران بنگلادشی و مصری دور من حلقه زدند. آب روی سر و صورتم ریختند.
حاج‌ناصر فارسی از آب‌انبار چسبیده به مسجد ترک‌ها به‌عنوان بزرگ‌ترین آب‌انبار محله بالاخیابان یاد می‌کند که آب فراوانی داشت و بعد از فوت میرممد مدتی به کفاشی تبدیل شد.
حاج‌محمود نصیری می‌گوید: آقای وارسته، خواروبارفروش محل دوسه‌سال بعد از من به این اینجا آمدند. مرحوم‌حاج‌آقای‌سیادت متولی اصلی چاپخانه سیادت نیز از قدیمی‌های محله بودند.
اهالی نوغان در بیشتر مراسم مذهبی، میهمان حسینیه‌ها و تکیه‌های دیگر محلات منطقه بودند، اما ما دوست داشتیم که خودمان هم میزبان باشیم؛ این بود که به همت خیران و مردم نوغان حسینیه‌ای دایر کردیم.
حاج ناصر زارع‌پور مهریزی، با ۴۷سال سابقه، قدیمی‌ترین کاسب کوچه حمام باغ است او از خاطرات گذشته این محله می‌گوید؛ از ۱۳سال شاگردی‌اش برای یادگرفتن نجاری تا مراودات دیروز و امروز اهالی با یکدیگر.
حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمدامین هاشمی طلبه جهادگر یکی از بسیار افرادی بود که بعد از سیل به یاری خانواده‌های سیل زده شتافت، او از کارواشش هم مایه گذاشت و خودرو‌های سیل‌زده را رایگان صفرشویی کرد.
علی گل‌محمدی این دستگاه‌ها را بیش‌از پنجاه سال قبل برای تولید جوراب خریده بود و تا دو سال قبل هم با آن جوراب تولید می‌کرد؛ اما با رفتن شاگردش، چون خودش دیگر توانی ندارد، کار متوقف شد و همچنان نخ‌ها بدون استفاده روی آن سوارند.
کوچه شهید کامیاب ۲۲ چندان قدیمی نیست و در نقشه‌های قدیم مشهد همچون «دالمج»، هنوز باغ بوده است. این کوچه در دهه ۳۰ ابتدا به‌عنوان یکی از فرعی‌های بن‌بست خیابان هاتف شکل می‌گیرد.
حاج‌محمد انوشیروانی یکی از قدیمی‌های کوچه حمام باغ بود که با نام فرزند شهیدش کارهای نیک فراوانی همچون: ساخت حسینیه در گناباد، ساخت درمانگاه و مدرسه در روستای علی‌آباد جاده سیمان و... انجام داد.
حمیدرضا معصومیان مربی دروازه‌بانان تیم ملی افغانستان می‌گوید: اعضای تیم‌ افغانستان اغلب بچه‌هایی هستند که در ایران به دنیا آمده و بزرگ شده‌اند. کادر مربیان این تیم نیز همه‌شان ایرانی هستند.
حاج علی گل محمدی می‌گوید: از همان اول هم به خودم قول دادم که هوای زائران را داشته باشم. الان هم با کمترین سود جوراب دست زائر می‌دهم. به برکت همین دعای زائران تا حالا دستم را پیش کسی دراز نکرده ام و در این سن سرحال و سلامتم.
ضامن ­آهو، بزرگ‌ترین اثر ولی شفیعی هنرمند منطقه ثامن با الهام از اثر جاودانه استاد فرشچیان، بر روی دیوار‌های محله بالا خیابان به تصویر درآمده است.
محسن غلامی از هفت‌سالگی قدم در مدرسه نابینایان «امید» می‌گذارد و درسش را با امید آغاز می‌کند؛ معدل او هیچ‌گاه از ۱۸ کمتر نشده است.
این کوچه طبق گفته قدیمی‌های محل در گذشته به‌نام «لتو» شناخته می‌شد، چون محل زندگی و حیطه چند تن از لات‌های بزرگ همچون حسین‌آب‌بند، اکبر سبیل و اکبر لات بود.
حجت‌الاسلام‌والمسلمین داوودی‌نژاد می‌گوید: یکی از مشکلات در مسیر کمک‌رسانی به سیل‌زده‌ها واضح‌نبودن درگاه‌های کمک است. اگر گروه جهادی مسجد محله فعال نبود، امکان کمک به سیل‌زده‌ها نبود.