کاروانسرا یا سرای ملک در شهر مشهد از جمله کاروانسراهای درونشهری است که پس از عهد ناصری، در دوره مظفرالدینشاه قاجار ساخته شده و تا اواخر دوره پهلوی نیز پابرجا بوده است.
محله
بالاخیابان
محله بالاخیابان یکی از دو محله منطقه ثامن است که خردهمحلات بسیاری را در دل خودش جای داده است. تاریخ این محله به دوران صفوی و اقدام ماندگار شاه عباس اول برمیگردد. آب خیابان و بیشترین قناتهای مشهد از این محله وارد شهر میشده و باغها و باغچههای اعیاننشینها را آبیاری میکرده است.
«پنجمین خیابان شهر» در سالهای ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۰، مسیری طولانی بود که قرار بود شهر را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم کند.این گذر از بیرون شهر آغاز میشد، خیابان نادری را قطع میکرد و با قوسی در میانه، به خیابان ارگ میرسید اما در نهایت ناتمام ماند!
هر کمربند، کیف و چمدان که خراب شود، در دستان محمد علی کریمی کرامتی با دقت و حوصله تعمیر میشود. او سالهاست که در این کار تجربه دارد و این هنر را برای خدمت و گرهگشایی از کار زائران بکار گرفته است.
حدود ۱۰۰ سال پیش برای ساخت خیابان آیتالله خزعلی امروز، ۲ طرح توسط بلدیه و آستان قدس پیشنهاد و در نهایت راه کنونی ساخته میشود.
زمستان ۵۷، زمستان عجیبی بود؛ هم سرد، هم در بحبوحه انقلاب. آن روزها، مهدی اردکانی، دهیازدهساله بود که شهادت یکی از هممحلهایهایش، شهیدمحمدحسین رادمرد را در صف نفت دید!
محمد خدادادی تولیدکننده دریچههای آلومینیومی کولر است؛ میگوید: جزو اولیننفراتی است که این دریچهها را سال۷۱ در مشهد تولید کرده است. او اختراعات بسیاری در طول عمرش داشته و ایده ساخت وسایل هم از نیازهای روزمره به ذهنش میرسد.
زندگی کاری مهدی عبدی بیشتر بر فراز زمین معنا پیدا کرده؛ از پرواز با ارتفاع کم روی زمینهای کشاورزی برای پاشیدن بذر و سم تا اطفای حریق هوایی جنگلها. او از نسلی است که مجبور بودند بین آرزوهای بزرگ و سختیهای معیشت، راه خودشان را پیدا کنند.
قرارشان سهشنبههای هر هفته، چند ساعت پیش از نماز ظهر روز نظافت مسجد صاحبالزمان(عج) است. هیچ اجباری هم برای آمدن در کار نیست. یکیدو نفر از خانمها بدون گلایه، از پایههای ثابت این کار هستند.
هنوز همسایههای قدیمی تهپلمحله حال هم را میپرسند و مانند قدیم در جریان اوضاع زندگی هم قرار میگیرند. در بولوار رضوان همسایهها بیشتر از اینکه به خانه هم بروند، در روضههای خانگی از احوال هم باخبر میشوند.
علاقه حاجمهدی عبدی به محله قدیمیاش و تعلقخاطری که به اهالی رفته و مانده دارد، سبب شده دفتری بردارد و نقشه خیابانها و کوچهها را برای خود ثبت کند. او از قدیمیها میخواهد اگر جزئیاتی از گذشته دارند، اطلاعاتش را در اختیار بگذارند.
فریدون مالکیتلخابی یکی از معمارانی است که روح خانههای تاریخی در عمق وجودش همیشه جاری است. او بیش از دو دهه است سرنوشت شغلیاش را در لابهلای خشتخشت خانههای تاریخی مشهد یافته است.
این زن شجاع زمان جنگ، همه مردهای خانهاش را روانه جبهه کرده بود؛ میگوید: سیدکاظم که رفت، آقا را هم تشویق کردم که برود جبهه. خودم بردمش راهآهن و راهیاش کردم. با رفتن آنها داوود هم هوایی رفتن شد.
راسته بازار نوغان، یکی از کهنترین بافتهای ایران که قدمتش را تا ۱۵۰۰ سال هم میدانند، مجموعهای از کوچهها و خانههایی که نامشان مثل پاییز شاعرانه است.
کوه و کتاب، دو مأمنی بود که سیدجواد سقاء رضوی از پنجاه سال پیش به آنها پناه برد و به سبک زندگیاش تبدیل شد تا آنجاکه هیچ روزی را بدون آنها شب نمیکرد. بعدها دوچرخه هم اضافه شد.
بالاخیابان از همان دورههای نخست تأسیس بهعنوان محور بازار مشهد به چشم میآمد، حال آنکه بازار اصلی شهر، از محله سرشور آغاز میشد و بعد از طی مسیری نسبتاطولانی، به صحن عتیق حرمرضوی میرسید.
در میان اهالی دریادل حتی غیرمشهدیها هم احساس غربت و دلتنگی نمیکنند؛ یکی مسئول چای روضهها، یکی پیگیر مشکلات کوچک و بزرگ همسایههاست و یکی هم با ماشینش شده است کارراهانداز مردم.
زهرا شادمان میگوید: من و همسرم گفتیم یک روز امتحان میکنیم؛ یک روز شد سه روز، سه روز شد سی روز و سی روز شد سه سال. از آن زمان تا امروز این کار ادامه داشته است و هم بانیان اضافه شدهاند و هم خانوادههایی که به آنها کمک میکنیم.
پس از این همه سال نسلبهنسل سیسمونی درستکردن، خانه زهره ایرانمنش در خیابان هاتف شناخته شده است و هرکدام از همسایهها و اقوام که وسیلهای بهدردبخور برای کودک دارند، زنگ در این خانه را به صدا در میآورند.
حجتالاسلاموالمسلمین حسنعلی اخلاقی میگوید: روز سیزدهم آبان یادآور رشادت نوجوانانی است که در برابر رژیم آمریکا ایستادند و به شهادت رسیدند. کشور ما بهخاطر داشتن دانشآموزان خوبی مثل شما به خود میبالد.
صاحب اولیه خانه پریشانی، تاجری بهنام نعیمی اهل نوغان بود. بعدها در سال۱۳۶۷، پدرم که شیفته معماری خانه شده بود، آن را با مبلغ یکمیلیونودویستهزار تومان خرید. چند دانگ از خانه هم به نام مادرم ثبت شد.