روزی داوطلب خواستند تا کیسه مهماتی را که در تیررس دشمنان مانده بود به سلامت بیاورد. عباسعلی غفوریان سیستانی داوطلب شد و در هنگام انجام اینکار با ترکش خمپاره ۶۰ مجروح شد و در همان روز به شهادت رسید.
محله
بالاخیابان
محله بالاخیابان یکی از دو محله منطقه ثامن است که خردهمحلات بسیاری را در دل خودش جای داده است. تاریخ این محله به دوران صفوی و اقدام ماندگار شاه عباس اول برمیگردد. آب خیابان و بیشترین قناتهای مشهد از این محله وارد شهر میشده و باغها و باغچههای اعیاننشینها را آبیاری میکرده است.
سیدامیرحسین قاضیزاده هاشمی میگوید: «من بچه خیابان طبرسی هستم و در واقع نوغانیام. پدربزرگ و مادر و پدرم هم نوغانی بودند. پس از مهاجرتم به اتفاق خانواده به فریمان، دوباره از ۹ سالگی ساکن نوغان شدیم.»
خانه «خانقاه نعمتاللهی»، یکی از خانههای قدیمی و ثبت ملی شده شهر مشهد است. این خانه در بهمن سال ۱۳۸۲ ثبت ملی شد. این منزل فوقالعاده زیبا، قدیمی و خوشساخت شاهد رویدادهای مهم تاریخی مشهد در دوران رونق خودش بوده است.
شب شعر «سپندوار»؛ محفلی که از اواخر دهه ۸۰ و در پی نشستهای شعری همزمان با سفرهای نوروزی رهبر معظم انقلاب به مشهد شکل گرفت و بهتدریج هویتی مستقل پیدا کرد؛ هویتی که آن را از یک مراسم مناسبتی فراتر برد.
راضیه طهرانیان میگوید: دیدم شهر آنطور که باید، رنگ عزا ندارد و فضاآراییها، بیشتر در حد حماسی است. من معلم مدرسه هستم و با عیدیای که دولت داد، پارچه خریدم و با دو نفر از خانمها کار دوخت پارچههای مشکی با عکس رهبر شهید را شروع کردیم.
شهید آیتالله سیدعلی خامنهای میفرمایند: از شش سال تحصیل در حوزه مشهد خاطرات بسیاری دارم که یک مورد آن را ذکر میکنم و آن عبارت بود از شیفتگی شدید من به مطالعه کتابهای داستان و رمانهای مشهور جهانی و ایرانی.
کاروانسرا یا سرای ملک در شهر مشهد از جمله کاروانسراهای درونشهری است که پس از عهد ناصری، در دوره مظفرالدینشاه قاجار ساخته شده و تا اواخر دوره پهلوی نیز پابرجا بوده است.
«پنجمین خیابان شهر» در سالهای ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۰، مسیری طولانی بود که قرار بود شهر را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم کند.این گذر از بیرون شهر آغاز میشد، خیابان نادری را قطع میکرد و با قوسی در میانه، به خیابان ارگ میرسید اما در نهایت ناتمام ماند!
هر کمربند، کیف و چمدان که خراب شود، در دستان محمد علی کریمی کرامتی با دقت و حوصله تعمیر میشود. او سالهاست که در این کار تجربه دارد و این هنر را برای خدمت و گرهگشایی از کار زائران بکار گرفته است.
حدود ۱۰۰ سال پیش برای ساخت خیابان آیتالله خزعلی امروز، ۲ طرح توسط بلدیه و آستان قدس پیشنهاد و در نهایت راه کنونی ساخته میشود.
زمستان ۵۷، زمستان عجیبی بود؛ هم سرد، هم در بحبوحه انقلاب. آن روزها، مهدی اردکانی، دهیازدهساله بود که شهادت یکی از هممحلهایهایش، شهیدمحمدحسین رادمرد را در صف نفت دید!
محمد خدادادی تولیدکننده دریچههای آلومینیومی کولر است؛ میگوید: جزو اولیننفراتی است که این دریچهها را سال۷۱ در مشهد تولید کرده است. او اختراعات بسیاری در طول عمرش داشته و ایده ساخت وسایل هم از نیازهای روزمره به ذهنش میرسد.
زندگی کاری مهدی عبدی بیشتر بر فراز زمین معنا پیدا کرده؛ از پرواز با ارتفاع کم روی زمینهای کشاورزی برای پاشیدن بذر و سم تا اطفای حریق هوایی جنگلها. او از نسلی است که مجبور بودند بین آرزوهای بزرگ و سختیهای معیشت، راه خودشان را پیدا کنند.
قرارشان سهشنبههای هر هفته، چند ساعت پیش از نماز ظهر روز نظافت مسجد صاحبالزمان(عج) است. هیچ اجباری هم برای آمدن در کار نیست. یکیدو نفر از خانمها بدون گلایه، از پایههای ثابت این کار هستند.
هنوز همسایههای قدیمی تهپلمحله حال هم را میپرسند و مانند قدیم در جریان اوضاع زندگی هم قرار میگیرند. در بولوار رضوان همسایهها بیشتر از اینکه به خانه هم بروند، در روضههای خانگی از احوال هم باخبر میشوند.
علاقه حاجمهدی عبدی به محله قدیمیاش و تعلقخاطری که به اهالی رفته و مانده دارد، سبب شده دفتری بردارد و نقشه خیابانها و کوچهها را برای خود ثبت کند. او از قدیمیها میخواهد اگر جزئیاتی از گذشته دارند، اطلاعاتش را در اختیار بگذارند.
فریدون مالکیتلخابی یکی از معمارانی است که روح خانههای تاریخی در عمق وجودش همیشه جاری است. او بیش از دو دهه است سرنوشت شغلیاش را در لابهلای خشتخشت خانههای تاریخی مشهد یافته است.
این زن شجاع زمان جنگ، همه مردهای خانهاش را روانه جبهه کرده بود؛ میگوید: سیدکاظم که رفت، آقا را هم تشویق کردم که برود جبهه. خودم بردمش راهآهن و راهیاش کردم. با رفتن آنها داوود هم هوایی رفتن شد.
راسته بازار نوغان، یکی از کهنترین بافتهای ایران که قدمتش را تا ۱۵۰۰ سال هم میدانند، مجموعهای از کوچهها و خانههایی که نامشان مثل پاییز شاعرانه است.
کوه و کتاب، دو مأمنی بود که سیدجواد سقاء رضوی از پنجاه سال پیش به آنها پناه برد و به سبک زندگیاش تبدیل شد تا آنجاکه هیچ روزی را بدون آنها شب نمیکرد. بعدها دوچرخه هم اضافه شد.