تیم بسکتبال طرح مسکن ثامن مشهد به لیگ دستهاول بسکتبال کشور راه یافت و همه مشهدیها را خوشحال کرد. دنبال ماجرا را که گرفتیم، رسیدم به منطقه خودمان؛ به جایی که تنها تیم دستهیکی بسکتبال استان از آن سر بلند کرده است.
محله
بالاخیابان
محله بالاخیابان یکی از دو محله منطقه ثامن است که خردهمحلات بسیاری را در دل خودش جای داده است. تاریخ این محله به دوران صفوی و اقدام ماندگار شاه عباس اول برمیگردد. آب خیابان و بیشترین قناتهای مشهد از این محله وارد شهر میشده و باغها و باغچههای اعیاننشینها را آبیاری میکرده است.
مسجد پل سنگی آنقدر در طول سالیان دچار تغییر و ساختوساز شده که جز کتیبه صد و چند ساله، چیزی از اصالت بنای آن باقی نمانده، مسجدی که وقفنامههای موجود گواهی به دویست سال سابقه آن دارند.
یکی از مکاتب مذهبی محله بالاخیابان، مجموعه فرهنگی «زلال وحی» است که توسط حجتالاسلام معماریانی بنیان گذاشته شده است، مکانی کوچک و گرم در انتهای بهجت ۲۳.
مسعود محقق میگوید: «آقبابا» پدربزرگم بود. از کلیدسازهای قدیمی مشهد بود. مرد خوب و مهربانی بود، همه دوستش داشتند؛ من هم بیشتر از همه. وقتی این مغازه را راه انداختم، برای اینکه یادش را زنده کنم اسمش را «آقبابا» گذاشتم.
حاج احمدآقای شریفی محضردار قدیمی بالاخیابان مشهد میگوید: بیشترین مهریهای که در دفترم ثبت شده مربوط به سال۱۳۳۶ است که عروس مهرش را ۸کیلو طلا قرار داد و کمترینش یک جلد قرآن و یک شاخه نبات است.
نزدیک به یک ماه بینام و نشان، روی تخت بیمارستان مانده بود که پرستارش اسم همه گردانها را روی یک تکه کاغذ مینویسد و نشانش میدهد، انگشتش که روی لشکر ۷۷ میماند، تازه میفهمند مشهدی و همسایه امامرضا (ع) است.
از هممحلهایها که سراغ بزرگ هیئتیهای محل را میگیرم به نام «سید ترکمن» میرسم، قدیمی محله نوغان که روزگاری چندین و چند هیئت را با چندهزار عزادار به خیابان میآورده است.
عبدالعلی شعاعی حالا در ۷۹ سالگی، پیرغلام مسجد کرامت است. او بهترین دوران عمرش را همین دوران سالخوردگی و حضور در مسجد و حسینیه و در جوار آقا امام رضا (ع) نفس کشیدن و عبادت کردن میداند.
هیئت دوازدهامامیهای بالاخیابان، با ۱۲۰ سال سن، قدیمیترین هیئت محله بالاخیابان است که آمد و شد بیشتر ریشسفیدهای محله را به خود دیدهاست؛ مردم محل، سالهاست که چهارشنبهشبها در مسجد دوازدهامامیها جمع میشوند.
آقاموسی در بازارچه شهید آستانهپرست دستفروش است و دورتادور بساطش را پرچمهای سیاه زده و روی آنها عکس رهبر را چسبانده است.میگوید: چهل روز که هیچ، یک سال هم برای پدرمان سیاهپوش باشیم، کم است.
در منطقه ثامن مشهد رسم بر این است که پس از خواندن دعا و زیارت عاشورا و پس از آنکه روضهخوان، روضه را به پایان میبرد، نوحهخوان آهنگ نوحه سرمیدهد و ذکر میگیرد؛ در این شرایط عزاداران در اصطلاح دست اوّل را نشسته سینه میزنند.
عبدالعلی براری از فروشندگان قدیمی لوازم عزاداری در منطقه ثامن است که در مغازهاش رشتهها دلت را به زنجیر میکشد و چشمهایت با صدای خسته سنج میلرزد. او میگوید هیچ وقت این کاسبی کساد نمیشود.
کمکیرفتن، از آن دست سنتهای قدیمی و بینظیری است که جز مشهد، در کمتر شهری نشانی از آن دیده میشود؛ دلیلش هم البته مشخص است؛ این سنت ارتباط مستقیمی با حرم حضرت رضا (ع) و عرض ارادت عزاداری دارد.
آدمی که گوشی موبایلش هر ده دقیقه یکبار ساعت را اعلام میکند؛ خندههای ریزش کم از قهقههزدن ندارد و یک خانه دویستمتری را در نصف روز رنگ میکند؛ این آدم اگر شاعر نباشد، حتماً «علی تگزاس» است.
هاشم طوسی، از شاعران جوان منطقه ثامن است که زندگی هنری خود را وقف ذکر اهل بیت (ع) کرده است. او از سال ۷۵ و همزمان با ورود به جلسه مذهبی «شیفتگان اهل بیت» کار سرودن شعر را آغاز کرده است.
عباس پوریزدیان، گلدوز قدیمی محله بالاخیابان است. او میگوید: کریمآقا فوت و فن رفتار با ابریشم را یادم داد و از من یک «اوستا گلدوز» ساخت که خوب بلد است چطور با سوزن روی تن مخملکاشانی و ترمه یزدی، گلستانی از اشکهای اسلیمی بزند.
نقش زرکوب نام مبارک امام رضا(ع) و حرم و اسمای امامش، یک نقاشی سطح ۲ است که ارتفاع ۲.۵ متری دارد، اما هیچ طولی برای آن مشخص نشده است و بر اساس شکل دیوارهای منطقه تکرار خواهد شد.
حسن معین گوینده رادیو و از قدیمیهای کوچه ضیاء است. او میگوید:اگر میخواهید درباره مشهد ۵۰ سال پیش بنویسید، باید مشهدی را ترسیم کنید که از میدان توحید و پنجراه، پایینخیابان، گودال خشتمالها و یک میدان آب و برق به آن طرف بیابان است
روزنامه آزادی در ۳۱ خرداد سال ۱۳۲۸ خورشیدی، این خبر را به مردم میدهد که «آقای والر اولین کنسول آمریکا در خراسان به مشهد وارد شده در منزل آقای کوزهکنانی که برای کنسولگری انتخاب شده است، اقامت نمودند.»
در ضلع غربی حرم مطهر امام رضا (ع) و در کنار مقبره امیر ملک شاه (معروف به مسجد ۷۲ تن) ساختمان قدیمی حمامی قرار دارد که به «قلی بیگ» یا «شاه» و گاهی «رضوی» شهره است.