محله بالاخیابان - صفحه 4

محله

بالاخیابان

محله بالاخیابان

محله بالاخیابان یکی از دو محله منطقه ثامن است که خرده‌محلات بسیاری را در دل خودش جای داده است. تاریخ این محله به دوران صفوی و اقدام ماندگار شاه عباس اول برمی‌گردد. آب خیابان و بیشترین قنات‌های مشهد از این محله وارد شهر می‌شده و باغ‌ها و باغچه‌های اعیان‌نشین‌ها را آبیاری می‌کرده است.

محله بالاخیابان
بالاخیابان از همان دوره‌های نخست تأسیس به‌عنوان محور بازار مشهد به چشم می‌آمد، حال آنکه بازار اصلی شهر، از محله سرشور آغاز می‌شد و بعد از طی مسیری نسبتا‌طولانی، به صحن عتیق حرم‌رضوی می‌رسید.
در میان اهالی دریادل حتی غیرمشهدی‌ها هم احساس غربت و دل‌تنگی نمی‌کنند؛ یکی مسئول چای روضه‌ها، یکی پیگیر مشکلات کوچک و بزرگ همسایه‌هاست و یکی هم با ماشینش شده است کارراه‌انداز مردم.
زهرا شادمان می‌گوید: من و همسرم گفتیم یک روز امتحان می‌کنیم؛ یک روز شد سه روز، سه روز شد سی روز و سی روز شد سه سال. از آن زمان تا امروز این کار ادامه داشته است و هم بانیان اضافه شده‌اند و هم خانواده‌هایی که به آنها کمک می‌کنیم.
پس از این همه سال نسل‌به‌نسل سیسمونی درست‌کردن، خانه‌ زهره ایرانمنش در خیابان هاتف شناخته شده است و هرکدام از همسایه‌ها و اقوام که وسیله‌ای به‌دردبخور برای کودک دارند، زنگ در این خانه را به صدا در می‌آورند.
حجت‌الاسلام‌والمسلمین حسنعلی اخلاقی می‌گوید: روز سیزدهم آبان یادآور رشادت نوجوانانی است که در برابر رژیم آمریکا ایستادند و به شهادت رسیدند. کشور ما به‌خاطر داشتن دانش‌آموزان خوبی مثل شما به خود می‌بالد.
صاحب اولیه خانه پریشانی، تاجری به‌نام نعیمی اهل نوغان بود. بعد‌ها در سال‌۱۳۶۷، پدرم که شیفته معماری خانه شده بود، آن را با مبلغ یک‌میلیون‌و‌دویست‌هزار تومان خرید. چند دانگ از خانه هم به نام مادرم ثبت شد.
‌رقیه خسروشیری دو سال قبل با قبولی در رشته پرستاری به هدفش که کمک به دیگران بود، رسید، اما نقطه عطف این مسیر برایش جنگ تحمیلی ۱۲روزه بود. با دیدن اضطراب مردم، جرقه‌ای در ذهنم خورد که باید از اطراف خودم کمک را شروع کنم.
سال‌هاست در خیابان هاتف، سنتی شیرین و پربرکت جریان دارد؛ سنتی زنانه و از جنس مهربانی؛ کمک به دیگران و باور به برکت الهی. مادربزرگ‌ها، مادر‌ها و اکنون دختران و نوه‌ها این مسیر را ادامه داده‌اند.
زهرا دیده‌بان که عمرش را صرف خدمت به نمازگزاران کرده، می‌گوید: همسایه‌های قدیمی خیلی بامعرفت بودند؛ گاهی این‌قدر برایمان غذا می‌آوردند که برای چند روز شام و ناهار داشتیم.
حسن‌آقا در هفتاد وشش‌سالگی با وجود سختی‌های کار و کم‌رونق‌شدن بازار صادرات فرش، هنوز نخ‌های مرغوب را با دست‌های خودش رنگ می‌زند. می‌گوید: همه‌چیز را با تجربه و شاگردی یاد گرفته‌ام. نه درس خوانده‌ام و نه کلاس رنگ‌شناسی رفته‌ام.
مسجد پل سنگی، طبق روایتی که اهالی از پیش‌نماز قدیمی، مرحوم حاج‌سیدمحمدرضا بختیاری، نقل می‌کنند، نام خود را از سنگ بزرگی گرفته است که برای عبور مردم از گذرگاه آبی نوغان قرار داده شده بود. این سنگ، پایه‌ای برای هویت تاریخی مسجد شد.
ماست حاج‌اکبر آوازه داشت و صف آن مثل یک دورهمی محلی بود. وارد که می‌شدیم، بوی فراورده‌های مختلف دماغمان را پر می‌کرد. گاهی هم آب‌راهه باریکی از آب ماست لابه‌لای موزائیک‌ها جاری بود.
قصابی حسین پوراسحاق در کوچه حمام‌باغ، جایی برای زنده‌کردن خاطرات اهالی بالاخیابان است.جایی که مشتری‌ها علاوه بر خرید، دور هم می‌نشینند، از خاطرات شهر و دیارشان می‌گویند.
محمد دستمالچیان خراسانی فیلم ساز مشهدی که مجموعه مستند‌هایی را در ارتباط با هویت شهر تولید کرده، اعتقاد دارد که برای پرداختن به موضوع هویت شهری، نیاز به ایجاد مراکزی داریم.
همسایه‌ها به شوخی شهربانو نیکبخت را «شهردار محله» یا حتی «پلیس۱۱۰» می‌نامند. زیرا مانند مادری دلسوز هوای همه را دارد و در هر مسئله‌ای پیش‌قدم است.
مسجد سجادیه؛ مسجدی بااصالت و وقفی در کوچه تاریخی آب‌میرزاست؛ کوچه‌ای که به‌دلیل ایجاد آب‌انباری بزرگ در آن، لقب مالکش را که یکی از بزرگان سادات رضوی بوده، به خود گرفته است.
خانه اکبرزاده تنها یک باد و باران تا تخریب کامل فاصله دارد؛ خانه‌ای قاجاری که نمای سردرش منحصربه فردترین نمونه معماری از سردر‌های تاریخی در میان اندک خانه‌های قدیمی باقی مانده شهر است.
حمید معصومیان که همه عمرش را در خیابان افسر گذرانده، می‌گوید: به آنها که از همه جای مشهد و روستا‌های دیگر می‌آمدند برای مداوا پیش یدالله شکسته‌بند، می‌گفتیم «بروید تا همین ستون زرده.»
ابراهیم فاروقی خادم مسجد فاطمیه هراتی‌ها می‌گوید: در یکی از زمستان‌های چند‌سال پیش، مردی از شهرستان به مشهد رسید. غریبه‌ای خسته، اما مؤدب، که بعد‌از نماز، از من خواست اجازه دهم شب را در مسجد بماند.
بست خیابان آیت‌الله شیرازی سال۱۳۲۹ شمسی و در عهد نیابت تولیت محمود بدر هم‌زمان با تعمیر و مرمت بست پایین و پوشیده‌شدن روی نهر بازسازی شد. پس از آن نیز چند دوره شکل آن تغییر کرد.