فاطمه ناجی سالهاست در هر برنامهای برای مسجد صاحبالزمان (عج) آشپزی میکند و حالا هر شب برای بسیجیهایی که در ایست بازرسی محله بالاخیابان فعالند، غذاهای متنوع درست میکند.
محله
بالاخیابان
محله بالاخیابان یکی از دو محله منطقه ثامن است که خردهمحلات بسیاری را در دل خودش جای داده است. تاریخ این محله به دوران صفوی و اقدام ماندگار شاه عباس اول برمیگردد. آب خیابان و بیشترین قناتهای مشهد از این محله وارد شهر میشده و باغها و باغچههای اعیاننشینها را آبیاری میکرده است.
ماشاءالله خانم تعریف میکند: خدابیامرز حاج محمدابراهیم همیشه میگفت: خلیل، عصای دستم بود! رفیقم بود. وقتی او خبر شهادت پسرش را شنیده بود، گفته بود «کمرم شکست.»
بهدنبال تهیه تدارکات، لشکر ایران پس از ورود به مشهد، به پنج توپ قلعهکوب مجهز شد و به سمت قندهار لشکر کشیدند. این محاصره دو ماه طول کشید و بالاخره قندهار به دست سپاهیان ایران آزاد شد.
قاسمی میگوید: زمانهای قدیم مردم دوست داشتند قرآن سر عقد عروس و داماد را برای تبرک از مشهد بخرند. چون مغازه ما در مسیر رفتوآمد زائران قرار داشت، خیلیها برای خرید قرآن سفره عقد اینجا میآمدند.
حمام حضرتی که در ضلع شمالی حرم رضوی قرار داشت، میگفتند همان مکانی است که پیکر امامرضا (ع) را بعد از شهادت آنحضرت غسل دادهاند. این حمام موقوفه آستانقدسرضوی بود.
یگانه احمدی فکرش را هم نمیکرد یک تمرین دمدستی برایش سکوی پرتابی شود تا فقط چندروز بعد بتواند در ناحیه مقام بیاورد و بعد از یکسال بیشتر از ۱۰مدال خوشرنگ را آویزان دیوار اتاقش کند.
فاطمه هراتی از شهرهرات یزد به مشهد آمد و میگویند او اولاد میخواست که بعداز حاجترواشدن اتاق سهدرچهار خودش را همراه با درخت توت حیاط و چاه آبی وقف مسجد کرد. مردم هم روی همان زمین بنای مسجد را ساختند.
سیدمهدی مرجانی میگوید: اینجا از قدیم دریادل بود و این قسمت هم تهپلمحله. یک بازارچه محلی اینجا بود؛ همین جایی که الان کوچه شهیدجاویدی ۶ است. جای این پلهها کوچه بود که شیب داشت.
سیدرضا رضوی که عطر خوش نانهایش دریادل را پر میکرد و خیلی از قدیمیهای محل به عشق خوشوبشکردن با او صبحها تا نانوایی سنکگ رضوی میآمدند، هم ریشسفید محل بود و هم دست بهخیر داشت.
عفت شیدا در کورترین نقطه که از امکانات اولیه زندگی بی بهره بود، معلمی را شروع کرد و ۱۰ سال به عنوان معاون نمونه شناخته شده و در جشنواره «الف تا» مقام اول کشوری و در «درس پژوهی» نیز مقام اول استان را دریافت کرده است.
حسن اعتمادی پس از چند سال شاگردی، شیرینیفروشی گوهرشاد را راه انداخت؛ حرفهای که پسرش جعفر و نوهاش علی هم آن را ادامه دادند و شصتسال است شیرینی اعیاد و عروسیهای مردم دریادل و نوغان را آماده میکنند.
حسین قاسمخانی میگوید: نزدیکترین فرد به خواهرم، من بودم. تکیهکلامش رسیدگی به نیازمندان بود! گاهی به او میگفتم «پس برای خودتان چی؟ دستکم شرایط زندگیتان طوری باشد که راحت باشید!»، اما زیر بار نمیرفت و به زندگی ساده خودش راضی بود.
کاشانی۸ در محله بالاخیابان یکی از مسیرهای پرتردد زیارتی است که کسبه این گذر، آداب مهماننوازی را رعایت میکنند. یکی از این افراد مجتبی ساده، مغازهدارقدیمی این معبر است که همسایهها او را معتمد محله میدانند.
هدایت گواهی که از دو سال پیش مسئولیت مرمت خانه قاجاری سوهانگر را به عهده دارد، درباره نقاشی صد ساله روی یکی از دیوارهای این خانه میگوید: این بزرگترین نقاشی بناهای تاریخی در بافت تاریخی موجود در مشهد است.
الیاس مجاور میگوید: بچههایی که در سوریه همراه بودند، شغلهای خوبی داشتند، اما رها کردند و آمدند دنبال کاری که یقین داشتند تکلیفشان است. اگر بحث معنوی دفاع را نادیده بگیریم، سختیای که خانوادههای ما کشیدند، جبرانشدنی نیست.
جایی که حالا خانه کوزهکنانی در آن قرار دارد، روزگاری بخشی از محله اعیاننشین چهارباغ بوده که به داشتن عمارتهای باشکوه در دل باغهای سرسبز معروف بوده است. خانه کوزهکنانی در طول سالیان چندباری بازسازی شده است.
حمام شاه که پس از مرمت در سال ۱۳۸۵ بهعنوان موزه مردمشناسی به روی مردم گشوده شد، درواقع بنای عصر صفویه و قاجار بود که با همت مرمتگران به اصل خود بازگشت، اما این حمام در دهه ۳۰ بالاتر از سطح امروزی قرار داشت.
محدثه حسینپور دستکم برای ۳۰ خانم سرپرستخانوار کارآفرینی کرده و این روزیرسانی و برکت را مدیون لطف و عنایت امامهشتم (ع) میداند.
در دوره سلاطین، چهارباغ مشهد اقامتگاه پادشاهانی میشده است که بهقصد زیارت به مشهد میآمدهاند؛ چنان که رضاقلیخان هدایت از دو سفر شاهعباس صفوی به توس یاد کرده که هر دو بار، پس از زیارت در چهارباغ اقامت کرده است.
نادیا علاوه بر بازیگری در خبرنگاری هم افتخارآفرین شده است. خودش میگوید: خبرنگاری برای من تجربه جدیدی است. از وقتی وارد این حرفه شدم، نگاهم به جهان تغییر کرده و اعتمادبهنفسم بیشتر شده است.