محله بالاخیابان - صفحه 5

محله

بالاخیابان

محله بالاخیابان

محله بالاخیابان یکی از دو محله منطقه ثامن است که خرده‌محلات بسیاری را در دل خودش جای داده است. تاریخ این محله به دوران صفوی و اقدام ماندگار شاه عباس اول برمی‌گردد. آب خیابان و بیشترین قنات‌های مشهد از این محله وارد شهر می‌شده و باغ‌ها و باغچه‌های اعیان‌نشین‌ها را آبیاری می‌کرده است.

محله بالاخیابان
مسجد پل سنگی، طبق روایتی که اهالی از پیش‌نماز قدیمی، مرحوم حاج‌سیدمحمدرضا بختیاری، نقل می‌کنند، نام خود را از سنگ بزرگی گرفته است که برای عبور مردم از گذرگاه آبی نوغان قرار داده شده بود. این سنگ، پایه‌ای برای هویت تاریخی مسجد شد.
ماست حاج‌اکبر آوازه داشت و صف آن مثل یک دورهمی محلی بود. وارد که می‌شدیم، بوی فراورده‌های مختلف دماغمان را پر می‌کرد. گاهی هم آب‌راهه باریکی از آب ماست لابه‌لای موزائیک‌ها جاری بود.
قصابی حسین پوراسحاق در کوچه حمام‌باغ، جایی برای زنده‌کردن خاطرات اهالی بالاخیابان است.جایی که مشتری‌ها علاوه بر خرید، دور هم می‌نشینند، از خاطرات شهر و دیارشان می‌گویند.
محمد دستمالچیان خراسانی فیلم ساز مشهدی که مجموعه مستند‌هایی را در ارتباط با هویت شهر تولید کرده، اعتقاد دارد که برای پرداختن به موضوع هویت شهری، نیاز به ایجاد مراکزی داریم.
همسایه‌ها به شوخی شهربانو نیکبخت را «شهردار محله» یا حتی «پلیس۱۱۰» می‌نامند. زیرا مانند مادری دلسوز هوای همه را دارد و در هر مسئله‌ای پیش‌قدم است.
مسجد سجادیه؛ مسجدی بااصالت و وقفی در کوچه تاریخی آب‌میرزاست؛ کوچه‌ای که به‌دلیل ایجاد آب‌انباری بزرگ در آن، لقب مالکش را که یکی از بزرگان سادات رضوی بوده، به خود گرفته است.
خانه اکبرزاده تنها یک باد و باران تا تخریب کامل فاصله دارد؛ خانه‌ای قاجاری که نمای سردرش منحصربه فردترین نمونه معماری از سردر‌های تاریخی در میان اندک خانه‌های قدیمی باقی مانده شهر است.
حمید معصومیان که همه عمرش را در خیابان افسر گذرانده، می‌گوید: به آنها که از همه جای مشهد و روستا‌های دیگر می‌آمدند برای مداوا پیش یدالله شکسته‌بند، می‌گفتیم «بروید تا همین ستون زرده.»
ابراهیم فاروقی خادم مسجد فاطمیه هراتی‌ها می‌گوید: در یکی از زمستان‌های چند‌سال پیش، مردی از شهرستان به مشهد رسید. غریبه‌ای خسته، اما مؤدب، که بعد‌از نماز، از من خواست اجازه دهم شب را در مسجد بماند.
بست خیابان آیت‌الله شیرازی سال۱۳۲۹ شمسی و در عهد نیابت تولیت محمود بدر هم‌زمان با تعمیر و مرمت بست پایین و پوشیده‌شدن روی نهر بازسازی شد. پس از آن نیز چند دوره شکل آن تغییر کرد.
فاطمه ناجی سال‌هاست در هر برنامه‌ای برای مسجد صاحب‌الزمان (عج) آشپزی می‌کند و حالا هر شب برای بسیجی‌هایی که در ایست بازرسی محله بالاخیابان فعالند، غذا‌های متنوع درست می‌کند.
ماشاءالله خانم تعریف می‌کند: خدابیامرز حاج محمدابراهیم همیشه می‌گفت: خلیل، عصای دستم بود! رفیقم بود. وقتی او خبر شهادت پسرش را شنیده بود، گفته بود «کمرم شکست.»
به‌دنبال تهیه تدارکات، لشکر ایران پس از ورود به مشهد، به پنج توپ قلعه‌کوب مجهز شد و به سمت قندهار لشکر کشیدند. این محاصره دو ماه طول کشید و بالاخره قندهار به دست سپاهیان ایران آزاد شد.
قاسمی می‌گوید: زمان‌های قدیم مردم دوست داشتند قرآن سر عقد عروس و داماد را برای تبرک از مشهد بخرند. چون مغازه ما در مسیر رفت‌و‌آمد زائران قرار داشت، خیلی‌ها برای خرید قرآن سفره عقد اینجا می‌آمدند.
حمام حضرتی که در ضلع شمالی حرم رضوی قرار داشت، می‌گفتند همان مکانی است که پیکر امام‌رضا (ع) را بعد از شهادت آن‌حضرت غسل داده‌اند. این حمام موقوفه آستان‌قدس‌رضوی بود.
یگانه احمدی فکرش را هم نمی‌کرد یک تمرین دم‌دستی برایش سکوی پرتابی شود تا فقط چند‌روز بعد بتواند در ناحیه مقام بیاورد و بعد از یک‌سال بیشتر از ۱۰‌مدال خوش‌رنگ را آویزان دیوار اتاقش کند.
فاطمه هراتی از شهر‌هرات یزد به مشهد آمد و می‌گویند او اولاد می‌خواست که بعداز حاجت‌رواشدن اتاق سه‌در‌چهار خودش را همراه با درخت توت حیاط و چاه آبی وقف مسجد کرد. مردم هم روی همان زمین بنای مسجد را ساختند.
سیدمهدی مرجانی می‌گوید: اینجا از قدیم دریادل بود و این قسمت هم ته‌پل‌محله. یک بازارچه محلی اینجا بود؛ همین جایی که الان کوچه شهیدجاویدی ۶ است. جای این پله‌ها کوچه بود که شیب داشت.
سیدرضا رضوی که عطر خوش نان‌هایش دریادل را پر می‌کرد و خیلی از قدیمی‌های محل به عشق خوش‌وبش‌کردن با او صبح‌ها تا نانوایی سنکگ رضوی می‌آمدند، هم ریش‌سفید محل بود و هم دست به‌خیر داشت.‌
عفت شیدا در کورترین نقطه که از امکانات اولیه زندگی بی بهره بود، معلمی را شروع کرد و ۱۰ سال به عنوان معاون نمونه شناخته شده و در جشنواره «الف تا» مقام اول کشوری و در «درس پژوهی» نیز مقام اول استان را دریافت کرده است.