الهام مشمول سی ساله همراه با دو نفر از دوستانش نمایشگاه نقاشی در زیست خاور دارند. او که سه سالی است در این هنر فعالیت میکند از چگونگی علاقهمندی خود و انتخاب این هنر برایمان میگوید: «یکی از دوستان قدیمیام را بعد از چند سال دیدم، به خاطر دارم زمانی که متوجه شدم کار نقاشی انجام میدهد برایم جذاب بود تا کارهایش را از نزدیک ببینم برای همین هم روزی را هماهنگ کردم تا بیشتر با این هنر او آشنا شوم.»
محله
بهشتی
بهشتی محلهای نوستالژی و تاریخی در حدفاصل خیابان کوهسنگی و پادگان ارتش است. یکی از مکانهای مهم محله، بیمارستان۱۷شهریور است که نام پیشین آن، ششم بهمن بود. خیابان امیرکبیر در گذشته بهنام «ثریا» و خیابان بهشتی نیز بهنام رضاشاه بوده است. باغ الندشت از موقوفات آستانقدس یکی ازنقاط مهم محله بهشتی است.
درس زندگی محمدعلی خطیب با سفر آغاز شد. از همان روز اول مدرسه، وقتی برای رفتن به کلاس، باید مسافت پنج کیلومتری روستای «کوشه» تا «کاخک» بیرجند را هرروز پیاده می پیمود.
کوچه شهید بهشتی48 به نام شهید شهرام رمضانزاده نغندر و آخرین معبر در خیابان شهید دکتر بهشتی است که با معابر اطرافش متفاوت است. به این صورت که مقابل آن پارکینگی برای خودروهاست و پس از تغییرات اطراف کوهسنگی، تنها بناهای باقیمانده در این کوچه،مقبره میرزا ابراهیم رضوی، حسینیه نامقیهای مقیم مشهد و دو مدرسه است.
با وجودی که بسیاری از صاحبنظران عقیده دارند برای قبولی در کنکور نیازی به حضور و استفاده از این موارد کمک آموزشی نیست، اما در اذهان عمومی این باور جاافتاده است که قبولی در رشتههای خوب، حضور در این کلاسها را میطلبد.
«امیررضا بابک» و «سجاد سهیلی» دو جوانی هستند که در همین راستا دست به ابتکار زده و با برگزاری کلاسهای کمکآموزشی با تعداد بسیار کم بهطور رایگان علاوهبر آموزش، مشاوره تحصیلی برای دانشآموزان حاشیه شهر دارند.
مجیدآقا 39ساله، ساکن محله بهشتی است و ماجرای نقاششدنش شنیدنی. پدر پرستارش که نقاش هم بوده است، زمان بیکاری را در مغازهاش سپری میکرده و مجید نیز بهتبع کار پدر از 14سالگی نصف روز را در مدرسه و نیمه دیگر روز را در مغازه پدر میگذرانده است. از طرفی، دوستی پدرش با استادان نقاش سبب آشنایی مجیدآقا با نقاشانی همچون محمد خوشصفت، محمد مهراف، قدیر صباغیان و محمد حمیدی شد؛ هر چند اندک .
گروه «شمسه فیلم» خودشان را مدیون آنهایی میدانند که دست خالی با تانکهای دشمن جنگیدهاند و برای اینکه نام و یاد آنها را که تا پای جان مبارزه کردهاند زنده نگهدارند تصمیم گرفتهاند با روایتهای مستند و فیلمسازی راوی آن روزهای آن پاکباختگان باشند.
این جمع مستندساز جوان با کشف یکدیگر و درستکردن یک گروه با کمترین امکانات شروع به ساخت مستندهایی درباره جنگ و دفاع مقدس به نام «سیزده پنجاه و نه» کردهاند.
مغازههای قدیمی بسیاری در این معبر به چشم میخورد که سبک و سیاق دهههای 60 و 70 را هنوز حفظ کردهاند. یکی از مشکلات خیابان امیرکبیر تردد زیاد و ترافیکی است که بهدلیل حضور همین مغازهها به وجود میآید.
ترنم میرشاهی دختر جوان محله بهشتی است که در زمینه عکاسی و معماری داخلی ذوق و سلیقه خاصی دارد. همین استعداد و ذوق ذاتیاش سبب شده است تا بتواند در زمینه معماری داخلی مقام کسب کند. این معمار جوان از همان دوران کودکی زنگ هنر را بیشتر از ریاضی دوست داشته است.
خیابان جهانآرا12 یکی از معابر پرتردد در محله بهشتی است که با وجود فرعی بودن آن، روزانه خودروهای زیادی در آن تردد دارند. این معبر که به گفته اهالی بعد از انقلاب آسفالت شده و کم کم شکل گرفته است، هنوز صفا و صمیمیت گذشته را دارد و اهالی یکدیگر را میشناسند و هوای هم را دارند. درست مانند روزگاری که با هم جمع میشدند تا بروند و از منبع آب ابتدای بولوار فعلی شهیدان خلیلی آب بردارند .
امید12، کوچهای 20متری است که از زمان بازگشایی مسیر بزرگراه شهید سردار حاج قاسم سلیمانی رفت و آمد خودروها در آن زیاد شده است.به همین دلیل سالمندان و کودکان بهسختی از عرض کوچه گذر میکنند.
شنیدن خبر رحلت امام خمینی (ره) در سال ۶۸ برای تمام مردم ایران بسیار سنگین بود، هنوز هم بسیاری آن لحظه را به خاطر دارند اینکه چگونه به خیابانها آمدند و از شهرهای دور و نزدیک راهی تهران شدند تا در مراسم خاکسپاری شرکت کنند، اما غم از دست دادن پیشوا و رهبر کشور برای افرادی که آن سوی مرزها در اسارت دشمن بودند دشوارتر بود. اسرایی که سالها شکنجه را در زندانهای دشمن بعثی به امید دیدار با امام خود تحمل کرده بودند با شنیدن این خبر دردناک حال و هوای دیگری داشتند.
صدای خس خس سینه و سرفههایی که میکند باعث میشود در میان مصاحبه رشته کلام از دستش خارج شود. گوشهایش خوب نمیشنوند. سنگینی گوشهایش ناشی از کهولت سن نیست بلکه مربوط به موجگرفتگی است. سالهاست که اطرافیانش عادت کردهاند با صدایی بلندتر از معمول با او صحبت کنند تا بشنود. مقدمفر متولد سوم خرداد ۱۳۲۸ در شهرستان تربت حیدریه است روزی که بعدها در تاریخ ماندگار شد. او از این موضوع با افتخار یاد میکند اینکه تاریخ تولدش با آزادسازی خرمشهر همزمان شده است.
سیما شکوری ۳۶ ساله ساکن محله بهشتی، دانشجوی دکترای فیزیولوژی ورزشی از سال ۹۰ فعالیت ورزشی خود را بهطور جدی آغاز کرده است. او که یکی از خلأهای موجود در جامعه برای بانوان را توجه نکردن به ورزش و تغذیه سالم میداند، سه سالی است که سازمانی مردمنهاد در حوزه سلامت و ورزش بانوان را راهاندازی کرده و در این سمن خدمات مختلفی از جمله مشاوره تغذیه، اهمیت ورزش، آموزش و مراقبتهای دوران بارداری و سالمندی را ارائه میدهد.
«علی ابراهیمزاده» سیساله است و از سال ۹۷ امام جماعت نماز ظهر و عصر مسجد ارشادارضاست. او جزو آن دسته افرادی است که ساکنان محله بهشتی از کودکی شیطنتهایش را دیده و او را به خوبی میشناسند. در کودکی در همین مسجد اذان و اقامه میگفت و فعال فرهنگی و بسیجی بود. حجتالاسلام علی ابراهیمزاده سالها قبل عضو پایگاه بسیج شد، پس از مدتی جانشین پایگاه و بعد هم مسئول پایگاه و مسئول هیئت فرهنگی مذهبی مسجد شد. توانایی و تلاش او به اندازهای بود که مردم محله سکان مسئولیت مدیریت مسجد را به او بسپارند.
«شهرام تدین» ۱۷ سالی است که افتخار خادمی امام رضا (ع) را دارد. بارها از او پرسیده شده که آیا خودت از نزدیک شاهد شفا دادن مریضی از سوی حضرت رضا (ع) بودهای؟ و او محکم جواب میدهد بله، میگوید دفتری در حرم مطهر رضوی وجود دارد که کراماتی که جزو خاطرات خدام است نیز در این دفتر ثبت میشود و آستان قدس رضوی بر روی این موضوع تأکید و حساسیت ویژه دارد و آنگونه نیست که هر کسی بتواند شفا گرفتن یا هر موضوعی را به حضرت نسبت دهد.
از زمانی که کرونا آمده به گفته «فرحناز رضوی» ساکن محله بهشتی که صاحب یکی از زنانهدوزیهای این محله است، کسب و کار این صنف از رونق افتاده است. او که 25سال است به طور حرفهای کار میکند و کمک خرج خانوادهاش است، میگوید: کار ما با جشن و مهمانیها ارتباط نزدیک دارد. هنگامی که عروسیو مهمانی برپا باشد برخی بانوان و دختران جوان دوست دارند لباس بدوزند. از اینرو رونق کارم در ارتباط نزدیک با برگزاری مراسمهاست. حتی برخی برای مراسم عزاداری در محرم هم لباس سفارش میدادند.
محرم که آغاز میشود پرچمهای عزاداری هم در سراسر کشور بساطش به پا میشود. پرچمهایی که هنر دست استادکاران زبردست مشهدی است. هنری که سالهاست در مشهد حرف اول را میزند و به جز تعداد انگشتشماری در شهرهای دیگر کسی این کار و هنر را دنبال نمیکند. این نکته را محمدرضا کامرانی 73ساله میگوید که از استادکاران این حرفه محسوب میشود. پدرش و برادرش هم در کار پرچمدوزی بودهاند و او از این طریق علاقه خاصی به اینکار پیدا میکند.
هاشم ارغوانی، پدر خانواده، از کودکی 2فرزندش را همراه با خود به گود زورخانه میبرد تا با دیدن آیین و منش پهلوانی آنها را با رسم مردانگی و جوانمردی آشنا کند. اکنون 25سال از آن زمان میگذرد و این حرکت او باعث شدهاست تا پسر ارشدش در جوانی مرشد بنام محله شود و پسر دومش باستانیکار و مایه افتخار او باشد.
کرونا خیلی از شغلها را دورکار کرد و خیلیهای دیگر را هم به تعطیلی و خانهنشینی کشاند، اما بعضی مشاغل هم بودند در دوران کرونا سرشان شلوغتر شد و حتی یک روز هم دورکاری نداشتند. پاکبانها از این دسته هستند. آنهایی که باید علاوهبر کارهای روزانه خودشان کارهای دیگری مانند ضدعفونی و گندزدایی معابر و ایستگاههای اتوبوس را هم انجام بدهند. سعید ثنایی پاکبان شریف و زحمتکشی است که در محله بهشتی خدمت میکند.
دوستان و همراهان جهادیاش «دکتر محسن» خطابش میکنند. کارنامه پرباری دارد. از همیاری و خدمترسانی در مناطق محروم شهر گرفته تا کمک به زلزلهزدگان سرپل ذهاب و سیلزدگان آققلا، گمیشان، لرستان و اهواز و حتی دورتر و خطیرتر همچون امدادرسانی در جوار مدافعان حرم حضرت زینب(س) در سوریه. حالا هم دوش به دوش کادر درمان تمام توان خودش و بسیج پزشکی راکه نزدیک به یک سال است مسئولیتش را برعهده گرفته، به کار گرفته است تا با این ویروس منحوس که بلای جان همه شده است، مبارزه کند.