سمیرا خداترس، تعطیلات عیدش را گذاشته است پای تمرین برای پیروزی و قرار است از این پس خیلی ساعتهایش که میتواند با دوستان و خانوادهاش بگذرد در گرو قهرمانشدن از او گرفته شود.
مشوق رز کشاورز برای ورود به کاراته، دخترخالههایش بودند؛ دخترخالههایی که روزی حریف تمرینی بودند و حالا به رقیب ورزشیاش تبدیل شدهاند.
یگانه نیمی از عمرش را به ورزش اختصاص داده است تا بتواند به آرزو و هدف اصلی خود برای پوشیدن پیراهن تیم ملی و حضور در مسابقات بینالمللی برسد.
سیدامیررضا رئیسی مانند بسیاری از همسنوسالهای خود پرتحرک است. او اکنون در هفتسالگی، خیلی زود مسیر ورزشی خود را پیدا کرده است.
مهدی فقط قهرمان کاراته نیست، قهرمان اخلاق هم هست. خرید میکند، در کارهای خانه به من کمک میکند، کارهایش را خودش انجام میدهد، هوای دوستانش را دارد و در درس به آنها کمک میکند و خلاصه هرچه را از خصوصیات خوب یاد گرفته است، انجام میدهد.
ایلیا تحت تأثیر برادرش که بسکتبالیست است، به این رشته ورزشی علاقهمند شده و از هفتسالگی تمریناتش را شروع کرده است. البته از همان ابتدا خیلی زود استعدادش را نشان داده، بهطوریکه مربیاش به مادرش گفته است: ایلیا استعداد ورزشی فراوانی دارد و میتواند در این عرصه موفق شود.
محمدعلی محمدیارکانی دوسال پیش بهصورت مجازی در مسابقات کاتای کشوری چین شرکت کرد. حرکات را خیلی خوب اجرا و فیلمش را برای داوران ارسال کرد و موفق شد در رده نونهالان، مقام سوم را کسب کند که جایگاه ارزشمندی است. بعد از آن در مسابقات اوراسیایی ماه گذشته نیز مقام سوم را به دست آورد که آن هم بسیار بااهمیت و ارزشمند بوده است.
شکیبا عزیزی از یک سال پیش، ورزش «کاراته وادوریو» را بهطور حرفهای آغاز کرده است. این رشته رزمی را بهخاطر هیجانش دوست دارد. شکیبا ورزش را از دهسالگی با رشته رزمی شروع کرده است و بعداز یک سال تمرین توانسته مقام اول را در بخش کومیته به دست آورد. شیوع کرونا و تعطیلی مجموعههای ورزشی بین تمرینهای ورزشی او فاصله انداخت اما حالا تازهنفس در میدان رقابتها حاضر میشود.
سیدمحمدعلی جعفری در هشتمین دهه از زندگیاش در شرایطی که زخم میدان دفاع از کشور و یک سانحه رانندگی را بر پیکر داشت، وارد رقابتهای ورزشی در رشته پرس سینه شد و در نودسالگی با شکستن رکورد تکپرس جهان، نامش بر سر زبانها افتاد. کمترکسی باور میکرد نانوای مهربان محله، قهرمانی است که با بلند کردن 85کیلوگرم وزنه توانسته رکورد جهان را به نام ایران بزند و نامش میتواند در کتاب گینس ثبت شود.
جهانپهلوان تختی نمیدانست که این وصیت کوتاه، در سال1368 وقتی بابک بیستوسهسالگی را پشت سر میگذارد، توسط او اجرا میشود تا جرقه شکلگیری یکی از گنجینههای ارزشمند موزه آستان قدس، زده شود. ایجاد گنجینه مدالها حاصل همین چند خط وصیت قهرمان مردم است.
با اینکه چهار سال است کاراته را شروع کرده و دو سال آن هم با شیوع کرونا همزمان بوده است، اما در همین مدت توانسته مدال سوم مسابقات استانی و مقام دوم مسابقات کشوری نوجوانان را کسب کند. حمیدرضا سیستانی متولد1387 و ساکن محله الهیه است. از همان چهارسال پیش که کاراته را شروع میکند، برای کسب مقام مصمم بوده و برای رسیدن به هدفش تمرینات منظم و سختی را پشت سر گذاشته است.
مهلا یزدانی با شیوع بیماری کرونا و تعطیلی باشگاههای ورزشی، تمرینهایش را بهطور مجازی ادامه میدهد، اما نداشتن حریف تمرینی و تعطیلی این سبک از رشته کاراته در باشگاه نزدیک خانه، سبب میشود تا سبک دیگری به نام کیوکوشین را انتخاب کند. بعد از مدتی یکی از دوستانش پیشنهاد تمرین در رشته پنچاک سیلات را میدهد، ورزشی که با استفاده از چوب و شمشیر جذابیتهای خودش را دارد.
گرچه سن زیادی ندارد، اما مربی باسابقه ورزشهای رزمی به حساب میآید. کسی که در کودکی فریفته هنرهای رزمی میشود و عمرش را پای آن میگذارد. از هفتسالگی زندگی با ورزش رزمی را شروع کرده است. ثمره کار محمد غلامینژاد، تعلیم بیش از هزار هنرآموز است.
دقیق و منظم است و همیشه سر وقت خودش را به تمرین میرساند. انگیزه و هدف دارد و برای رسیدن به هدفش در تمرینات کوتاهی نمیکند. کمربند قهوهای دارد و باید راه درازی را پشت سر بگذارد تا حرفهای شود و مدال طلای جهان را به گردن بیاویزد. حسن پُردل متولد 1384 و ساکن محله الهیه است. چهار سال است که کاراتهکار میکند و دو سال هم بهدلیل کرونا از میدان مسابقات و تمرینات جدی دور بوده است، ولی امسال توانسته در مسابقات کشوری و استانی سبک کیوکوشین مقام اول را به دست آورد.
بدن ورزیدهای دارد و از این نظر به شانزدهسالهها نمیخورد. ساکن محله امیرالمؤمنین(ع)، اما افتخار گلشهر، ایران و همچنین وطن آبا و اجدادیاش محسوب میشود. قهرمان امروز ما همین ماه پیش به مسابقات بینالمللی استان خوزستان رفته و توانسته بهعنوان کاراتهکار تیم ملی جوانان افغانستان روی سکوی قهرمانی بایستد. سجاد کاظمی، جوان خوشآتیه گلشهری است که آرزوی کسب افتخارهای بیشتری را دارد.
معصومه موسوی، بانوی ورزشکار رشته کاراته و مهاجر ساکن محله شهید آوینی، بعد از فرازونشیبهای بسیار، مقام کشوری و بینالمللی کسب کرده است.کسی که از نوجوانی عاشق کاراته بوده اما خانواده با قدمگذاشتن او در این راه مخالفت میکنند. سالها میگذرد اما دلسرد نمیشود. معصومه حالا در بیستوهفتسالگی و با وجود دو فرزند و کار در بیرون خانه بالأخره به آرزوی دیرینهاش میرسد و در جایگاه قهرمانی کیوکوشین کاراته میایستد.
اولینباری که وارد باشگاه جودو شد هشتسال داشت و از آن روز فقط گریههایش را بهخاطر دارد. رزمیکاران بزرگسال را که دیده بود، وحشتزده گریه میکرد. به قول خودش ترسیده بود مبادا این مردان قویهیکل کمربند مشکی آسیبی به او بزنند. از آخر هم پدرش با او وارد کلاس شد تا ترسش بریزد. سینا اکرمی اکنون 18سال دارد و همچنان در ورزش جودو فعالیت میکند. او در این مدت سه مدال طلای استانی، سه مدال طلای باشگاهی و بیست مدال نقره و برنز استانی و باشگاهی به دست آورده است.
تا چهلسالگی سراغ ورزش نرفته، مادری کرده و به قول خودش بچهها را از آب و گل درآورده است. اما وقتی به پیشنهاد همسرش که اهل ورزش باستانی و رفتن به زورخانه است ورزش را شروع میکند، متوجه میشود که در این حوزه استعداد خوبی دارد. دو دخترش را هم همراه خود میکند و حالا در چهلودوسالگی توانسته در مسابقات هنرهای نمایشی به همراه رومینا و رکسانا مقام کشوری بهدست بیاورد.سودابه زنگنه حالا به پیشنهاد مربیاش یک قدم فراتر رفته و شانسش را در رشته رزمی تاپفولکونتاکت هم امتحان کرده است و در آخرین دوره از مسابقات به عنوان فایتر(مبارز) حضور پیدا کرده است.
کسی اسم او را نمیداند و همه به «آقایی که طناب میزند» میشناسندش. ورزشش حتی یک روز هم تعطیل نمیشود، حتی در روزهای بارانی. در روزهای سرد شال مشکی به پیشانی میبندد و لحظهای در طول مسیرش نمیایستد.
در حالی که ما هنوز کسل و خموده پشت میزهایمان برای شروع یک روز کاری خودمان را آماده میکنیم، او با طنابش بوستان کوهسنگی را یک دور زده و در حال بازگشت است. تصمیم میگیریم او را دعوت کنیم تا مهمانمان شود. فردای آن روز «سیدمحسن طباطبایی» بعد از ورزشش مقابلمان برای گفتوگو نشسته است.
جعفرقادرآبادی آموزش گروه سنی بزرگسالان را برعهده دارد. میگوید: این ورزش بر پایه تقوا و انسانیت است. با این ورزش جوانها دچار آسیبهای اجتماعی نمیشوند. جوانان مناطق محروم و حاشیه شهر هیچ دلخوشیای جز ورزش ندارند. اگر همت این مربیان نبود این سالن تعطیل میشد و احتمالا جوانان درگیر اعتیاد و بزهکاریهای دیگری میشدند که میتواند باعث فروپاشی خانوادهها شود.