محمدطاها عیدی آنقدر در کاراته زبده و آبدیده میشود که در همان سن کم وقتی پا به میدان مسابقات میگذارد، بیشتر حریفانش را در همان راند اول ناکاوت میکند و درنهایت هم قهرمانی مسابقات کشوری و رقابتهای بینالمللی را بهدست میآورد. ورزشکار محله اقبال این روزها با پنج ساعت تمرین در خانه و باشگاه، خودش را برای مسابقات آسیایی که زمستان امسال در ژاپن برگزار میشود، آماده میکند.
یکی از این بانوان مشهدی فاطمه پیلتن است که نشان داده حس مادرانگی و شغل پرخطر آتشنشانی را میتوان با هم جمع بست و به دل سختیها زد. این بانوی ساکن محله سرافرازان دو فرزند دارد و از 10سال پیش به عنوان یک فعال اجتماعی در کنار شهروندان منطقه9 حضور دارد. او از سال91 در آزمونهای عملی و تئوری آتشنشانی شرکت میکند و سابقه یک دهه فعالیت به عنوان آتشنشان را دارد. شعرگفتن، نویسندگی، ورزش فوتسال و البته هیجان و ماجراجویی از دیگر علایق فاطمه است، بانویی که با آتش زندگی میکند.
روزنامه کیهان سیام آبان1340 در گزارشی از این بازی مینویسد: «رضا ارمگان وقتی که به روی رینگ آمد، همه فکر کردند که این مبارزه پایانش به نفع بازیکن آلمانی است. بازی شروع شد. ارمگان حمله را آغاز کرد و همه تماشاچیان را مجبور به تحسین و تشویق نمود. زیرا ضربات محکم و پیدرپی او حریف آلمانی را گیج کرده بود و از اینطرف به آنطرف روی طناب رینگ میافتاد...راند دوم با حمله مداوم ارمگان آغاز شد و وی یکبار حریف آلمان را ناکداون کرد. پس از شمارش یک تا نُه داور، فرانگل از زمین بلند شد، گارد گرفت و بازی آغاز شد.
55بهار را پشت سر گذاشته است اما هنوز بدن ورزیدهای دارد. مربیگری تکواندو را 30سال قبل از باشگاه توحید خیابان آبکوه شروع کرده است. در چند باشگاه معروف شهر هم آموزش میدهد. اما بیشتر سابقه مربیگریاش به باشگاه آبکوه برمیگردد. او مربی دو نسل بوده است. آنهایی که سالها پیش آموزششان داده است، حالا دست فرزندانشان را میگیرند و به باشگاه میآورند. رحیم حامدرحمت مربی باسابقه و پرتلاش محله صاحبالزمان(عج) است.
«وقتی خط پایانی مسابقه را رد کردم، باورم نمیشد مدال طلای آسیا را گرفتهام. از خوشحالی گریه میکردم. پرچم ایران را بوسیدم و به نشانه احترام، دور استادیوم را با پرچم دویدم. انگار نه انگار که چندصد متر را دویدهام. پرچم که دستم بود پاهایم دوباره جان گرفت.»
زهرا عیدی در دهسالگی کاراته را آغاز کرد، ورزش رزمیای که هیجان روزهای کودکیاش را بیشتر کرد و در مسابقات کشوری و استانی درخشید ، او این روزها در پانزده سالگی با پنج ساعت تمرین در خانه و باشگاه، خودش را برای مسابقات بینالمللی ارمنستان و قهرمانی آسیا که زمستان امسال در ژاپن برگزار میشود، آماده میکند.
یازدهمین فرزند در میان 13فرزند خانواده است. زندگی در یک خانواده پرجمعیت، یعنی سرزندگی و بازی همیشگی با برادرها، برادرزادهها و خواهرزادهها. علاوهبر بازیهایی مانند «زو» که بازی هر روزشان بوده و با روحیه سرسخت و مبارزهطلبانهاش همخوانی داشته است، کارکردن در زمینهای کشاورزی پدرش او را به آمادگی جسمانی رسانده بود که به محض ورود به دنیای ورزش، خیلی زود درخشیده و توانسته عنوان قهرمان قهرمانان دانشگاه آزاد اسلامی را از آن خودش کند.سمانه افخم بانوی سیوششسالهای که از بدو تولدش تاکنون ساکن محله امام هادی(ع) است از سال83 که پا به دانشگاه گذاشته، عضو تیم کبدی استان خراسان بوده و حتی لباس تیم ملی را هم بر تن کرده است.
پدرش مشوق اصلیاش برای ورزش کاراته سبک کیوکوشین بوده. او هم استعداد خوبی در این ورزش داشته و توانسته 20دوره مقام قهرمانی و نایب قهرمانی استانی را به دست بیاورد. در تازهترین مسابقههای کشوری و بینالمللی که در یک ماه گذشته در تهران و با حضور حریفانی قدرتمند برگزار شده است، در یک دوره مسابقههای نفسگیر و سخت توانسته مقام قهرمانی کشور و مقام قهرمانی بینالمللی را در نوجوانی به دست بیاورد.
مجید جعفری که خود از جوانان حاشیه شهر است ایمان دارد با کمی زحمت و صبر میتواند گنجهای با ارزشی را از کوچه پس کوچههای محلات و روستاهای حاشیه شهر کشف کند. به همین علت، آموزش هنرهای رزمی در رشته «هایکدو» به نوجوانان را شروع کرده است.
میگوید: از سال 76 تمرین در هنرهای رزمی را شروع کردم. پس از چهار سال با توجه به علاقهای که به آموزش داشتم تصمیم گرفتم مربیگری هم بکنم. سال 96 به شهرک شهید رجایی رفتم. سه سال تمام خودم را وقف آموزش هنرجویان این محدوده کردم و نتیجه آن تربیت دهها شاگرد قهرمان شد.
علاقه مادر به ورزش به دخترانش هم منتقل شده است. دخترانی که از پنجسالگی با رشته ژیمناستیک شروع کردند و اکنون ورزش جزو جداییناپذیر زندگی آنها شده است. پریسا و پرنیا نورمحمدی دو خواهر 15 و 9ساله ساکن محله امام خمینی(ره) با تلاش و علاقه خود مدال طلای مسابقات استانی کونگفو را کسب کردهاند و هر دو برای آیندهشان اهداف مشخصی دارند.
میلاد عاطفی پور چهارده ساله می تواند الگوی مناسبی برای نوجوانانی قرار گیرد که کم بودن برخی از امکانات باعث می شود تلاش نکنند. میلاد سراسر تابستان را صبح تا شب کار می کرده است تا بتواند درس بخواند. حالا هم درس می خواند هم سخت ورزش می کند. نوجوان پرانگیزه منطقه ما در محله قرقی با تلاش و تمرینات جدی ای که داشته، توانسته است تنها پس از شش ماه فعالیت در رشته ورزشی دی هانکیدو به مقام نایب قهرمانی استانی دست پیدا کند.
کسب مقام سومی مسابقات آسیایی شیرینترین خاطره نوروزیان از سه سال حضور در میدان رقابتهای ورزشهای رزمی است. اما او شیرینی کسب این مقام را در سربلندی پدرش میداند که همیشه و همه جا در کنارش بوده است؛ «گرفتن لوح سپاس و هدیه از دست دو نفر از مدیران ارشد شهرداری منطقه یک، آن هم در حضور پدرم برایم واقعا باعث غرور و افتخار بود.»
سر آخر خانواده شورورزیها از سه برادرش کوچکتر بود، اما قامتی تنومند داشت. یعقوبعلی در چهارمین روز از شهریور1302 دیده به جهان گشود و آفتاب زندگیاش در نحسی 13مهر1378 غروب کرد. مردی که نام پرآوازه او در کشتی و عرصه پهلوانی زبانزد است. ستارهای که دربارهاش میگویند در دوازدهسالگی چوخه میگرفته و کسی در روستاهای اطراف نیشابور یارای مقابله با او را نداشته است
سالها پیش از طریق همکلاسیهایش با ورزش رزمی آشنا میشود و برای گذران اوقات فراغت پا به باشگاه میگذارد. بهطور تفریحی به کلاس کاراته میرود و مدتی بعد هم آن را کنار میگذارد اما با آغاز سال1401 پرقدرتتر و مصممتر از قبل دوباره به میدان مبارزه برمیگردد. مبینا نامدار، مدالآور نوجوان محله کارمندان دوم، فقط پس از یکی دو ماه تمرین در اولین مسابقه زندگیاش شرکت میکند و مدال طلای استان را به دست میآورد.
کسب مقام دوم مسابقات چرتکه استان برای او و خانوادهاش غیرمنتظره بود اما باعث شد به این باور برسند که محمدطاها بااستعداد است. او از هفتسالگی رشته تکواندو را انتخاب و فعالیت ورزشیاش را تحت مربیگری استاد رحیم حامد آغاز میکند. از آنجایی که رشته ورزشی تکواندو مثل سایر رشتههای رزمی نیاز به تمرکز زیادی دارد، محمدطاها رستمی توانست بهسرعت عملکرد موفقی داشته باشد و مورد تشویق استادش قرار بگیرد.
مصطفی دهنوی متولد سال1386 در محله احمدآباد است. او ورزش تکواندو را از هشتسالگی شروع میکند. به گفته خودش بهترین حامی و پشتیبان او در ورزش کاراته پدرش است. میگوید: پدرم با وجود مشغله کاریای که داشت هر روز من را از خانه به باشگاه ورزشی توحید که در محدوده میدان سناباد بود میبرد. در گوشهای از فضای باشگاه مینشست و با تشویقهایش به من روحیه میداد.از همان ابتدا پابهپای من در تمرینات و همه مسابقاتی که شرکت کردم حضور داشت.
نزدیک 10سال است که زورخانه پاسارگاد توسط جواد صبوحی در کوچه شهید قانع 20 ساخته شده است و در این سالها شهروندان متعددی بهطور رایگان به این مکان رفتوآمد دارند. صبوحی با این اقدام عامالمنفعهاش توانسته کودکان زیادی را با ورزش باستانی آشنا کند و ورزشکاران بزرگسال را به ردههای بالای ورزشی و اخلاقی برساند و بر زندگی آنها تأثیر بگذارد.
در ایام تعطیلات نوروز امسال، فردی قمه به دست برای دختر نوجوانی در بوستان وحدت مزاحمت ایجاد میکند و حسن حکمآبادی با اینکه وظیفهاش نبوده و حتی این اتفاق در حوزه نگهبانی او هم نبوده است چشمش را به روی این حادثه نمیبندد و وارد گود میشود. او دختر را صحیح و سالم از چنگ مزاحم شرور که حالت طبیعی نداشته، نجات میدهد و غائله را میخواباند اما در این میان، خودش از ناحیه پا آسیب میبیند و حالا مدتهاست درگیر بیمارستان و اتاق عمل شده است.
ورزش را با فوتبال در مدرسه شروع می کند تا اینکه با کاراته آشنا می شود. اولین روزهای ورود او به کاراته هم زمان می شود با شیوع کرونا و بسته شدن باشگاه ها. او نیز به ناچار از این ورزش دور می ماند اما با کمرنگ شدن کرونا و عادی شدن اوضاع از یک سال قبل به طور جدی آن را دنبال می کند. علی رضا اکبری متولد سال1387 که ساکن محله نوده است در همین مدت کوتاه با کسب دو مقام دوم و سومی در مسابقات استانی کاراته استعدادش را نشان می دهد.
یگانه رفاهی مبارز پانزدهساله محله مجیدیه است که در رشته کاراته فعالیت میکند. نوجوان بااستعداد و پرتلاشی که بهواسطه مادر ورزشکارش به این رشته رزمی علاقهمند شد. یگانه در دهسالگی کاراته را آغاز کرد، ورزشی که هیجان روزهای کودکیاش را بیشتر کرد و همانطور که در مسابقات کشوری و استانی درخشید، این روزها با پنج ساعت تمرین در خانه و باشگاه، خودش را برای مسابقات انتخابی تیم ملی که هفته آینده در تبریز برگزار میشود، آماده میکند.