دغدغه علیاکبر یوسفی جذب نوجوانان به مسجد است. او معتقد است: مسجد نباید خانه سالمندان شود؛ مسجدی پویاست که جوانان به آن رفتوآمد داشته باشند و امور را بهدست گیرند.
زهرا غلامیمقدم میگوید: وظیفه انسانی و اخلاقیمان ایجاب میکرد که کاری برای مردم جنگزده لبنان و فلسطین انجام دهیم. پخت آش و فروشش مطرح شد و همه بانوان به نوعی پای کار آمدند.
محمدامین و محمدسجاد علیجانی، سیده فاطمه قربانپور، مهلا رضاییپور و سید امیرمحمد سیدی نوجوانان فعال بسیجی مسجد المهدی(عج) محله سیدی آگاه هستند و هوشیار.
«سیدجواد ضیاء» عمرش را در حسینیه و مجتمع محبانالجواد(ع) گذاشته است. او میگوید: پدربزرگم واقف این حسینیه است و بعد از پدرم، من واقف این حسینیه شدهام.
کوچه دانشآموز۲۹ که از بولوار دانشآموز تا سیدرضی کشیده شده است، هیچ شباهتی به گذشتهاش در دهه ۵۰ و ۶۰ ندارد. در آن، نه خبری از خانههای پانصدمتری ویلایی هست و نه کوچههای خاکی که در پاییز غرق در گلولای بود.
بچه محلهای قدیمی خیابان وحدت۱۳، حالا همسایههای چهلپنجاهسالهای هستند که شغل پدرانشان را ادامه دادهاند و هنوز مانند گذشته هوای همسایهها را دارند.
حسن صفانگار معروف به پهلوان صفا، پیشکسوت ورزش باستانی صاحب زنگ پای گود است و ضرب و صلوات هنگام ورود به زورخانه است. او شاگردان بسیاری در همین رشته تربیت کرده است.
پلاکم را با یکی از رزمندهها عوض کردیم که شهید شد. خبر شهادت من را به خانوادهام داده بودند. حالا هرچقدر از پایگاه به پدرم زنگ میزدم که من زنده هستم و شهید نشدم، باورش نمیشد.
حسن عطائی یکی از ویژگیهای خوب همسایههایش را محبت و پایکار بودن در برگزاری مراسم مذهبی میداند: اهالی هر کمکی از دستشان برآید، دریغ نمیکنند. دهه محرم هرکدام از همسایهها گوشهای از کار را میگیرند.
برگهای که حدود ششسال پیش به داخل حیاط منزلشان انداخته شده بود، همان گمشدهای بود که سحر بهدنبال آن میگشت. کلاس کاراته مسجد جوادالائمه (ع) در رسالت ۱۰۵ را تبلیغ کرده بود.
زمینهای خیابان لعل یا همان چراغچی ۳۸ در محله هدایت، در گذشته بخشی از ملک فتحآباد بود و توسط کشاورزان موردکشتوزرع قرار میگرفت.
علی حسنزاده تولیت این مسجد «حقیقی» است. او میگوید: زمین مسجد و چند باب مغازه جنب آن و همچنین منزل فعلی مادرم بخشی از ارثی است که از پدربزرگم، مرادعلی به پدرم رسیده است.
قدیمیهای محله چهاربرج میگویند مسجد حضرت ابوالفضلالعباس(ع) در کنار یک نهر آب و یک درخت ساخته شد.
زمانیکه در مسجد مسجد چهاردهمعصوم (ع) درباره بافت لباس گرم اطلاعرسانی شد خانمها با روی باز استقبال کردند و به این ترتیب هر بانویی بافتنی بلد است به مسجد آمد و کار را شروع کرد.
زمین مسجد امام خمینی(ره) سالها پیش از ساخت بنا، نیایشگاه اهالی محله کوشش بودهاست. از زمانی که این مسجد حتی دیوار نداشت، آنها روی زمین آن فرش پهن میکردند و نماز میخواندند.
کوچه وحید ۶/ ۱۱ ، از کوچههای باقدمت محله وحید به شمار میرود. مدت سکونت بسیاری از ساکنان آن، از سه دهه فراتر رفته است و این همسایگی دیرینه، فضایی همدلانه را با محوریت مسجد حاکم کرده است.
پیشینه مسجد و حسینیه ابوالفضلی (گلخطمی سابق) به سال۱۳۳۰ برمیگردد؛ کربلاییعلی خلیلیپور، واقف و بنیانگذار این مسجد است، در آن زمان محله گلخطمی هیچ مسجدی نداشت.
گنبدالله وردیخان نه از بیرون که زیر سقفِ حرم هم رنگینکمانی از رنگها و نورها را درهم تنیده و بهشتی ساخته است از کاشی و نقش که بهگفته کارشناسان نظیرش را در معماری جهان اسلام کمتر میتوان دید.
اهالی طرق از ژیانِ زردی یاد میکنند که صاحبش یک روحانی آگاه و مبارز به نام حاج آقا جاهدی بود و شاهدوستها با پنچر کردن چرخهایش، شکستن شیشههایش، تلافی صحبتهای انقلابی حاجی را سرش درمیآوردند.
دارالقرآن «پیامبر اعظم (ص)» را آموزشوپرورش ناحیه ۲ در یک منزل وقفی بنا کرده است. این دارالقرآن دراین سالها توانسته است هزاران قرآنآموز را جذب فعالیتهای قرآنی کند.