معلم - صفحه 3

علی دوستی با ۳۴‌سال خدمت ثابت کرده که یک مدیر واقعی، معماری است که با صبر و عاطفه، دیوار‌های مدرسه را به پناهگاهی گرم برای دانش‌آموزانی تبدیل می‌کند که آینده‌شان را با دستان او آغاز می‌کنند.
«پلاک‌های افتخار» طرحی که جرقه‌اش برای نخستین‌بار در ذهن معلمی از محله سجادیه زده شد. محمدرضا قربانی می‌گوید: دوست برای شهدا داشتم کاری کنم تا یادشان برای همیشه زنده بماند.
قصه زندگی علی‌جمعه باقری فقط در جبهه خلاصه نمی‌شود؛ بخشی از آن روزی رقم خورد که در تابستانی داغ، دو نامه برای امام‌علی (ع) و امام‌رضا (ع) نوشت و میان صفحات قرآن پنهان کرد و در آن، از آرزویی نوشت که سال‌ها بعد ثمر داد.
در مراسم هفتاد سالگی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد، محمد تقوی گفت: ادبیات فارسی مانند درختی ریشه دار است که نسل حاضر و آینده را می‌تواند در برابر تندباد‌های حوادث و تغییر و تحولات مختلف جهان پابرجا نگه دارد.
دکتر علی‌اکبر شهابی پژوهشگر ادبیات، تاریخ‌نگاری اسلامی و وقف‌شناسی بود. او مانند بسیاری از استادان هم نسلش، آرام و کم‌حاشیه بود. از خانواده‌ای اهل علم آمد و تا پایان عمر نیز در همان مدار حرکت کرد.
مریم شیردل سی‌سال از عمرش را یا معلم بوده است یا مدیر. در‌این‌میان یک شاگرد پررنگ‌تر از بقیه در ذهنش مانده است؛ دختری که ناگهان سرپرستانش را از دست داد و به ناچار به مدرسه شبانه‌روزی حاج‌رضا مقدم پا گذاشت.
شعر‌های جواد حاجی‌زاده چندین بار در مسابقات شعر فرهنگیان استان به عنوان اثر برتر برگزیده شده است و نمایشنامه‌ها و کارگردانی‌اش در جشنواره‌های تئاتر دانش‌آموزی حرف‌های زیادی برای گفتن داشته است.
اتفاقی در کلاس سوم دبستان برای سهیلا پورغلام افتاد که بعد از ۲۷ سال وقتی یاد آن خاطره می‌افتد، دلش می‌لرزد. وقتی معاون مدرسه صدایش زد، ناگهان سکوتی سنگین در کلاس حاکم شد!
سمانه شعرباف می‌گوید: پدرم که معلم بود، وصیت کرده بود «خانه‌مان؛ آموزش‌و‌پرورش ناحیه‌۵ را ترک نکن». پس از یک عمر سابقه تدریس در مدارس غیردولتی در آزمون استخدامی آموزش‌وپرورش پذیرفته شدم و اتفاقا ابلاغ محل خدمتم در یکی از مدارس ناحیه‌۵ خورد!
محمدجواد دهقانی‌فیروزآبادی می‌گوید: آقای غلامی با کلی خاطرات خوبی که برای ما به‌جا گذاشت، سال سوم از مدرسه رفت. او اولین معلم زندگی‌‌ام بود که هیچ وقت فراموشش نمی‌کنم و خیلی دلم می‌خواهد باز هم ببینمش.
این معلم بازنشسته از ۲۹ سال پیش تاکنون پنج‌جلد کتاب به رشته تحریر درآورده که محتوای آنها ترکیبی از تخیل و واقعیت‌هایی است که در سال‌های عمرش به چشم دیده است.
نتیجه پیگیری‌ دغدغه‌مندان محله تربیت، احداث دو مدرسه اردکانی و دبیرستان سفید‌سنگی بود که در کمتر از دوسال به‌همت ساکنان و دو خیّر مدرسه‌ساز به‌ نام‌های حاج‌محمود اردکانی و حاج‌علی دهقانی سفیدسنگی، بنا شد.
حضور محمدحسن دخت مشهدی در محله شهید مصطفی‌خمینی به سال‌های دور برمی‌گردد. او حالا وقتش را وقف نوجوانان محله کرده و با ایجاد محفل قرآنی یاسین که حدود ۲۴ سال سابقه دارد به استعدادیابی قرآنی می‌پردازد.
روز‌های اول معلمی برای عادله مسافری پر از تجربه‌های نو بود؛ اما در میان همه خاطراتش یک ماجرا هیچ‌گاه از یادش نمی‌رود؛ روزی که قرار بود نماز به جماعت برگزار شود، اما ورود موش به مدرسه همه‌چیز را تغییر داد.
سیدعلی سجادی یک‌بار پدر دانش‌آموزی که پیچ‌گوشتی آورده بود مدرسه را خواست و تذکر داد. چند سال بعد او را دید که پسرش را نشان می‌داد که در دعوا چاقو خورده است!
قبلا در مسجد قائم‌المهدی(عج) جاهدشهر برای مردم محله روخوانی و تجوید را آموزش می‌دادم که بیشتر این کلاس‌ها در ماه مبارک رمضان برگزار می‌شد.
مقداد واحدی‌مجد یک نقاش است که با ذوقی متفاوت برای ساختن «انسان» گام بردارد. او می‌گوید: نگاه من به دانش‌آموزانم مانند بوم‌های سفیدی است که هرکدامشان به ترکیب منحصر‌به‌فردی از رنگ و توجه نیاز دارند.
خانم صفایی پس از سه دهه تدریس، همچنان با همان شوق و انرژی روز‌های ابتدای کار، تلاش می‌کند شاگردهایش را به غواصی در دریای بی‌پایان مثنوی دعوت کند. می‌گوید: همه‌چیز در خانه ما بهانه‌ای بود برای یادگیری!
فضل‌الله مصدق دبیر بازنشسته است از سال‌۶۷ در محله آزادشهر سکونت دارد. او می‌گوید: وقتی خانه‌ام را ساختم چهار خانه بیشتر در این محله ساخته نشده بود و اطرافمان همه باغ بود.