این معلم بازنشسته از ۲۹ سال پیش تاکنون پنججلد کتاب به رشته تحریر درآورده که محتوای آنها ترکیبی از تخیل و واقعیتهایی است که در سالهای عمرش به چشم دیده است.
نتیجه پیگیری دغدغهمندان محله تربیت، احداث دو مدرسه اردکانی و دبیرستان سفیدسنگی بود که در کمتر از دوسال بههمت ساکنان و دو خیّر مدرسهساز به نامهای حاجمحمود اردکانی و حاجعلی دهقانی سفیدسنگی، بنا شد.
حضور محمدحسن دخت مشهدی در محله شهید مصطفیخمینی به سالهای دور برمیگردد. او حالا وقتش را وقف نوجوانان محله کرده و با ایجاد محفل قرآنی یاسین که حدود ۲۴ سال سابقه دارد به استعدادیابی قرآنی میپردازد.
روزهای اول معلمی برای عادله مسافری پر از تجربههای نو بود؛ اما در میان همه خاطراتش یک ماجرا هیچگاه از یادش نمیرود؛ روزی که قرار بود نماز به جماعت برگزار شود، اما ورود موش به مدرسه همهچیز را تغییر داد.
سیدعلی سجادی یکبار پدر دانشآموزی که پیچگوشتی آورده بود مدرسه را خواست و تذکر داد. چند سال بعد او را دید که پسرش را نشان میداد که در دعوا چاقو خورده است!
قبلا در مسجد قائمالمهدی(عج) جاهدشهر برای مردم محله روخوانی و تجوید را آموزش میدادم که بیشتر این کلاسها در ماه مبارک رمضان برگزار میشد.
مقداد واحدیمجد یک نقاش است که با ذوقی متفاوت برای ساختن «انسان» گام بردارد. او میگوید: نگاه من به دانشآموزانم مانند بومهای سفیدی است که هرکدامشان به ترکیب منحصربهفردی از رنگ و توجه نیاز دارند.
خانم صفایی پس از سه دهه تدریس، همچنان با همان شوق و انرژی روزهای ابتدای کار، تلاش میکند شاگردهایش را به غواصی در دریای بیپایان مثنوی دعوت کند. میگوید: همهچیز در خانه ما بهانهای بود برای یادگیری!
فضلالله مصدق دبیر بازنشسته است از سال۶۷ در محله آزادشهر سکونت دارد. او میگوید: وقتی خانهام را ساختم چهار خانه بیشتر در این محله ساخته نشده بود و اطرافمان همه باغ بود.
زهرا اورعیعلیزاده، کتابخوانترین عضو مرکز شماره ۳ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است. پارسال هم مقالهاش با موضوع عاشورا، در مسابقات استانی مقالهنویسی کانون اول شد.
شهلا احمدی معلم بازنشستهای است که از اواخر دهه۵۰ به محله آزادشهر آمده. یک همسایه در وصفش میگوید: از مهربانی این همسایه همین بس که درِ خانه اش به روی بچههای محله که نیاز به کلاس تقویتی داشته باشند، همیشه باز است.
زندگی «داشحسین» ۵۷ساله یا همان «حسین طرحی» پر است از خاطرات ریزودرشتی که بهآسانی نمیتوان از کنارش عبور کرد. از خاطرات باغهای میمی میگوید و ارزانی و کسب و کار. از معلمی و درسآموختن.
وقتی در خانوادهای سه بچه باشند و هرکدام از این سه در زمینهای موفقیتی به دست آورده باشد، دیگر بحث تصادف یا فقط استعداد و تلاش نیست؛ لابد اطرافیانی بودهاند که محیط و شرایط مناسبی برای این سه بچه فراهم کردهاند.
بهمن رضایی با طرحهایش اسمی چشمگیر بود برای مطبوعات آن روزها. کاریکاتورهایش در مجله «روشنفکر» بهمن جوان را به جایگاهی رساند که مدیران مجله «توفیق» مجاب شدند با او قراردادی بیستوپنجساله امضا کنند.
خلیل نیازی همزمان با شروع جنگ طرح اولیه تانک ضدمین را در اختیار وزارت دفاع و دکتر بهشتی داده است اما این اتفاق همزمان با بمبگذاری دفتر حزب و شهادت دکتربهشتی بوده و درنتیجه پیگیریهایش بینتیجه ماند.
دبیرستان آیتالله کاشانی بیشتر از ۶۵۰ رزمنده، ۹۰ شهید، ۱۰ جانباز، ۸۰ مهندس، ۵۰ پزشک، ۱۵۰ فرهنگی و دبیر تقدیم کشور کرده و الان هم برخی از مسئولان سرشناس کشوری و استانی و شهری از همین دبیرستان هستند.
به بهانه قدردانی از پانزدهمعلم قدیمی، دورهمی دانشآموزان دهه ۷۰ و ۸۰ مدرسه نور برزگر در محله مهرآباد برگزار شد؛ بچههایی که حالا بعضیهایشان با فرزند و نوه خود به مدرسه آمدهاند.
خانم رنجبر میگوید: حاجیدستمالچی واقف مدرسه حضرت رقیه(س)، مردی بازاری بود که صبحهای بسیاری با خوراکی یا جعبه شیرینی، گلاب و... به مدرسه میآمد. او خوراکی را بین بچهها توزیع و نمازخانه را با گلاب خوشبو میکرد.
واژه «مامانجان» تکیهکلام معصومه پرچمی است؛ مدیری که ۲۶سال است در منطقه ۶ کار میکند و تبدیل به چهرهای آشنا و دوستداشتنی برای چند نسل از خانوادهها شده است.