محسن فریمانی، داور مشهدی فدراسیون را همه در مستطیل سبز میشناسند. وی از سال ۶۸ فعالیت حرفهای خود را در زمینه داوری آغاز کرده و تاکنون شاهد قضاوتهای خوب او در بازیهای مختلف لیگبرتر فوتبال بودهایم.
دکتر حمزه پاسبان، دبیر خوشسابقه آموزشوپرورش کلاسهای رایگان خود را به مسجد آورده است. در کلاسهایی که او برای تقویت علمی دانشآموزان برگزار میکند، به همهچیز فکر شده؛ اینکه چه روزهایی، برای چه مقطعی و تدریس چه دروسی مناسبتر است.
حضور پررنگ کودکان و نوجوانان همراه والدینشان در اجتماع مردمی سبب شد دونفر از فرهنگیان محله به مسئول پاتوق دخترانه مسجدالرضا(ع) پیشنهاد دهند که برای دانشآموزان کلاس رفع اشکال درسی برگزار کنند؛ پیشنهادی که با استقبال همراه شد.
این معلم خوشفکر با خرید هدایا و توزیعشان بین دانشآموزان حاضر در تجمعات شبانه، نذر فرهنگی خودش را ادا میکند. میگوید: یکی از دانشآموزان و یکی از همکارانش در خرید وسایل و ایدهپردازی مشارکت داشتهاند.
علی جعفری، معلم محله الهیه مشهد بهعنوان مستندساز و تصویرگر به همراه گروه جهادی، سفر دو روزهای به میناب داشته و با چندتن از خانوادههای شهدای دانشآموز میناب به گفتوگو نشسته است.
محمدرضا کیانینسب بدنبال اجرای ایدهای بود که اثر طولانی داشته باشد و به درختکاری رسید! حالا طول محدوده سبزی که آقامعلم در انتهای کوهپارک، معروف به باغ معین برای آن تلاش کرده به یککیلومتر امتداد پیدا کرده است.
برای بتول صدرآبادی، معلم دبیرستان حداد در محله فجر، و شهروند محله ثامن ضربالمثل «ماهی را هر وقت از آب بگیری، تازه است»، چکیده زندگی پنجاهوششساله است.
صدیقه هژبرکلالی هر چند تدریس در پایههای دیگر را هم تجربه کرده، اما معتقد است شیرینی هیچ دورانی به پای آموزگاری کلاس اولیها نمیرسد.
معصومه محمودی معلم بازنشسته محله فارغالتحصیلان میگوید: بیشتر از بقیه پایهها، معلم کلاس سوم بودم. نزدیک به ۴۰ سال کارکردن با بهترین، پاکترین و صادقترین گروه اجتماع خاطرات زیادی برای من به جای گذاشته است.
احمدرضا بهارلو، ساکن محله احمدآباد، بیش از ۳۹سال در تمام سطوح آموزشی تدریس و مقالات و کتابهایی را تالیف کرده است. او علاوه بر تسلط به چند زبان خارجی و باستانی، بنیانگذار روش کلیدواژه و تندخوانی است.
سال ۴۰ بود که اهالی دست به کار شدند و با خشت و گل افتادند بر سر یک زمین. مشتمشت کاه و گل روی هم رفت تا تک کلاس شرافت با یک سقف گنبدی چوبی و چند نیمکت تیر و تختهای نشست توی قلب محلهای کاهگلی.
محمدرضا میرنژاد شاعری نابینا و متولد زابل است و به عشق امام رضا(ع) ساکن مشهد شده است. شاعر شدنش نیز ماجرای شنیدنی دارد. میرنژاد میگوید: شهادت داییام توسط قاچاقچیان مواد مخدر سبب شد که اولین شعر را در سوگ دایی شهیدم بگویم.
مهدی اشرف زاده رفتگری است که حالا تنها دغدغهاش پیداکردن کتابهای درسی، آن هم کتابهای دبستان است! خودش میگوید: میخواهم ادامه تحصیل بدهم. نقشههای زیادی در سر دارد.
دانشگاه تربیت معلم شهیدبهشتی مشهد در رشته تربیت بدنی قبول شدم. یکی از استادان درس زبان انگلیسی هم تکواندوکار میکرد و جالب اینکه او دبیر هیئت تکواندو استان بود. یکبار او یکی از مبارزات مرا دید و خوشش آمد و من را به باشگاهش دعوت کرد
کمال قربانیان، معلم محله شفا با ۲۴ سال سابقه تدریس با ماشین و لپ تاپ شخصی از زمان استراحتش میگذرد و به خانه دانشآموزان میآید و بدون هیچ چشمداشتی به آنها درس میدهد.
زمستان بیرحم کوههای غربی، جایی که نفسها هم در سینه یخ میبندد، هم نتوانست عزم ابوالقاسم نهاوندی را برای دفاع از میهن بشکند؛ معلمی که روزی شهردار بود و ندای امام و عشق به وطن، او را از پشت میز مدیریت به سنگرهای جنوب و قلههای یخزده غرب کشاند.
زهرا اکبریشبانکاره از وقتی زبان باز کرد، لهجه مشهدی جزوی جدانشدنی از گفتارش شد.آنقدر به این لهجه علاقه داشت که حتی سالها بعد، در دوران تدریس و معلمیاش، برایش خاطرههای شیرین و بامزهای ساخت.
شوق رهاشدن از رنج بیسوادی و فضای شاد حاکم بر این کلاس، آنها را عصر روزهای یکشنبه به پایگاه بسیج مسجد ولیعصر (عج) میکشانَد تا ساعتی، رها از مشغلههای خانهداری، برای جبران حسرتی تلاش کنند که از کودکی بر دلشان مانده است.
در مدرسه توحید، خبری از تنبیه و تحقیر نیست؛ توصیه، گفتوگو و مدارا جای آن را گرفته است. موسویعمادی میگوید: اگر اختیار داشتم، میگفتم اول کار پرورشی، بعد آموزشی. آموزش بالاخره انجام میشود، اما رفتار، کلام و تربیت اجتماعی خیلی مهمتر است.
هشتسال پیش، اتفاقی با حضور بیبیاشرف حسینی در اسماعیلآباد رقم خورد. دعوت زنان محله به کلاس درس آسان نبود. خیلیها میگفتند وقت نداریم یا از ما گذشته است. بیبیاشرف تصمیم گرفت سهم خودش را از دغدغه آموزش در محله ادا کند.