سعید بیژنی از قاریان بین المللی قرآن است. او سال ۷۰ این افتخار را دارد که به عنوان یکی از اعضاء جلسات قرآن دانش آموزی «صف» در حضور مقام معظم رهبری تلاوت داشته باشد.
الهام ظهورنیا از نقاشان قدیمی مشهد است، او از سال ۸۱ و بعداز فارغالتحصیلی از دانشگاه هنر شاهد تهران به تدریس مشغول شده و برای شروع کارش به مجتمع فرهنگی هنری امام خمینی (ره) در محله خواجهربیع میرود.
مجید کشوری مدرس، نویسنده، هنرمند، ورزشکار، عضو انجمن بینالمللی راه به زیستن و مدرس «قانون کار وتامین اجتماعی» در مجمع امور صنفی است.
لیلا محمدزاده از سال۷۵ وارد آموزشوپرورش استثنایی شده است. به قول خودش بهازای هر روز کار، خاطرهای با آنها دارد. اما خاطره اولین سال خدمتش که شاگردش حسن رقم زد، هنوز برایش انرژیبخش است.
امیررضا اختری، نخبه محله حسینآباد قصد داشته پزشک باشد، اما درنهایت پزشک روح بودن را به پزشک جسم بودن ترجیح داده و معلم شده است.
احمدمهدی حقیقیراد معلم بازنشسته میگوید: یک روز سرهنگی با چند سرباز وارد هنرستان شد. سرهنگ مستقیم به سمت دفتر هنرستان آمد و با عصبانیت به سربازها دستورداد که مدیر را دستگیرکنند. اما معلمها مانع کار شدند.
محمد ترابی، نخستین معلم محله قرقی است که در طول سالیان دراز شاگردان زیادی تربیت کرده است. او حالا خانهنشین شده است.
من خودم فکر میکنم از فشار آن یک هفتهای بود که شبانه روزی شروع کرده بود به نوشتن، تمام کرد و از دنیا رفت. نصف شب رفتم دیدم بدجوری خوابیده. بیدارش کردم. گفت: تو از خوابیدن من میترسی؟! گفتم: نه.
علی فرخندهکلات، معلم نمونه محله فاطمیه است که همواره در حال آموختن و یادگیری است. او خود را دانشآموز مادامالعمر میداند.
فاطمه یزداندوست، که در دانشگاه رشته زبان انگلیسی خوانده است، اکنون یکی از داوران رشته نهجالبلاغه و تفسیر و تدبر قرآنکریم است که به کودکان زیادی قرآن را آموزش میدهد.
راحله کریمیفیضآبادی، معلم نمونه آموزش و پرورش با ترکیب عشق و علاقه به شعر و ادبیات و زبان انگلیسی قواعد خشک و سخت زبان انگلیسی را به زانو درآورد.
رضا اسدی معتقد است: شفا همیشه در جسم نیست. گاه شفا در پذیرش است، گاه در قدرت عمل است و گاه در آگاهی. شاید معلولیت من حکمت خدا بود تا من خودم را قویتر کنم.
مصطفی یونسیان، قرار است قرآن را با خط نسخ ایرانی کتابت کند و این خط جایگزین شیوه خط عثمانطه در کتابت قرآن کریم شود.
سهیلا رکنی، آموزگار موفق زبان انگلیسی است که در محله راه آهن زبان تدریس میکند، معتقد است بی هدفی در زندگی مرگ تدریجی است.
سیدجواد عطارحسنی، معلميکه روزنامهنگار هم هست میگوید: من نان کلماتم را میخورم. همه معلمهای دنیا و آموزگاران زمانی موفق هستند که بتوانند از کلماتشان بهترین استفاده را بکنند.
ناصر مشایخی معلم آموزش و پرورش و یک روانشناس است که در مسجد به مردم مشاوره میدهد. او گاهی اوقات تا ساعت ۱۲ شب برای حل مشکلات خانوادهها وقت میگذارد.
معصومه یَسبیبجد ۲۵ سال سابقه تدریس در آموزشوپرورش را دارد. او اکنون کلاسهای داستاننویسی برگزار میکند و چندین کتاب به چاپ رسانده که «ذبیح» از جمله آنهاست.
سیدرضا ظریفیان، متوجه میشود بچههای کلاس اول و دوم بهشدت ترسیدهاند؛ «بچه هفتهشت ساله کوچک است و در چنین شرایطی دنبال پدر و مادرش میگردد؛ برای همین تعدادی از آنها گریه میکردند و به زبان میآوردند که مادرشان را میخواهند.»
حسین مرادی میگوید: بیشتر دانشآموزان، امکان شرکت در کلاسهای آموزشی یا جبرانی را ندارند؛ چون پرداخت هزینه این کلاسها از توان بیشتر خانوادهها خارج است.
محمدعلی آئینهچیان خیلی اتفاقی تریبوندار شده و بهناگاه در آغاز دهه سوم زندگیاش، نام مجری در کنار اسمش نشسته است؛ عنوانی که حال با آن، روزهای بازنشستگی را میگذراند.