معلم - صفحه 4

موسی عصمتی می‌گوید: یک روز بی هوا از دهانم دررفت و گفتم: «درس می‌خوانم.» دل مادر شاد شد و مجبور شدم به آن انزوا پایان دهم. صبح یکی از روز‌ها با مینی بوس آمدیم مشهد و دنبال مدرسه ویژه نابینایان.
ابراهیم باقری‌پور می‌گوید: در این سال‌های معلمی متوجه شدم معلم باید یک سطح استدلال بالاتر از شاگردانش داشته باشد. درواقع معلم همان حرف شاگرد را می‌زند، با این تفاوت که برای آن استدلال می‌آورد.
جمشید لامی که ۲۴ سال است به خواست خودش در مناطق محروم خدمت می‌کند، طی سه‌سال دبیرستان فردوسی که در فهرست مدارس تخریبی بود را به مدرسه‌ای هوشمند تبدیل کرد.
عفت شیدا در کورترین نقطه که از امکانات اولیه زندگی بی بهره بود، معلمی را شروع کرد و ۱۰ سال به عنوان معاون نمونه شناخته شده و در جشنواره «الف تا» مقام اول کشوری و در «درس پژوهی» نیز مقام اول استان را دریافت کرده است.
جوراب پاره یکی از بچه‌ها سر کلاس معذبش کرده بود. استاد آمنا جلسه بعد با جورابی به کلاس رفت که به‌طور عمد چند سوراخ داشت؛ «موقع درس‌دادن از جا بلند شدم و عمدا جوری ایستادم که بچه‌ها سوراخ جورابم را ببینند.»
معصومه راسته، معلم ساکن محله بهمن مهتقد است چهارسال تدریس در مدرسه شهید بیگلری، برکات زیادی در زندگی او داشته، چون دانش‌آموزان این مدرسه به‌دلیل مشکلات مالی خانواده، سختی زیادی تحمل می‌کنند.
خانم معلم مدرسه شهدای محله سیس‌آباد می‌گوید: اینجا بچه‌های طلاق زیاد هستند. بچه‌هایی که به آنها محبت نشده است. یک‌بار هم به آنها اخم نکرده یا با صدای بلند حرف نزده‌ام.
سید‌جلیل علمشاهی تعریف می‌کند: استاد شجریان همان‌طور‌که ورق می‌زد، از جواب‌های درست و تمیزی دفترم تعریف می‌کرد. آن وسط سه غلط هم داشتم. استاد رو به من کرد و گفت: علمشاهی، تو شاگرد زرنگی هستی. می‌دانم که این سه تا از دستت در رفته است.
از روزی که حسن لاهوتی دست به نوشتن و ترجمه برد، تا آن اسفندماهی که سرانجام بر اثر بیماری سرطان ریه چشم از جهان فروبست، شمار مقالاتش از پنجاه فقره گذشت و دست‌نوشت‌های ارزشمند او در مجلات جاودانه شد.
محمدکلالی‌نژاد نه‌تنها معلمی را دوست نداشت، بلکه این حرفه، جزو مشاغلی بود که در دوران جوانی فکر می‌کرد هرگز سمتش نمی‌رود. تعریف می‌کند: خوابی دیدم که نگاهم را به زندگی تغییر داد و تصمیم گرفتم در روستا‌ها خدمت کنم.
مغازه لوازم‌التحریر جواد کریمی در حر ۱۶، محل دیدار دانش‌آموزان و معلمان قدیمی محله بعد از ۳۲ سال شده است.
معاون پرورشی، معلم هنر، معلم دفاع شخصی، عناوینی است که ناهید کاتب دارد. او آن‌قدر روش‌هایی متفاوت و خلاقانه دارد که هر‌ساله دانش‌آموزانش در عرصه‌های مختلف هنری و ورزشی رتبه‌های برتر در سطوح استانی و کشوری کسب می‌کنند.
رضا حاجی‌اسماعیلی طی سال‌های خدمتش، همیشه در سنگر انسانیت، درس ایثار برای دانش آموزانش بوده است. او نه تنها خودش در کار خیر پیشرو است که بچه‌ها را برای پیش قدم شدن در نیکوکاری تشویق می‌کند.
محمد تربتی‌فیض‌آباد از قدیمی‌ترین معلم‌های مشهدی است. او از سال ۷۳ بازنشسته شد البته به علت کمبود نیرو دو سال بیشتر خدمت کرد.
جواد صادقی، معلم ورزشی است که بیشتر کودکی خود را با بیماری سپری کرد. او با ورزش خودش را درمان کرد و حالا سال‌هاست که به عنوان معلم ورزش فعالیت دارد و مدرک کارشناسی ارشد در رشته آسیب شناسی ورزش را دریافت کرده است.
دکتر محمدفرهاد رحیمی بنیان‌گذار مشهدی فیزیک‌سرا‌ها در ایران و بانی بخش نجوم موزه آستان قدس رضوی بود. سال‌۱۳۴۲ نامش در فهرست ورودی‌های دانشکده علوم دانشگاه فردوسی قرار گرفت و از همان زمان به دنیای بی‌نهایت فیزیک وارد شد.
«طلیعه نور» سال۱۳۸۱ در مکان فعلی یعنی صبا۵۶ تاسیس شد و از همان سال اقدام به پذیرش دانش‌آموزان پسر کم‌توان ذهنی کرد و درحال حاضر ۱۰۰ دانش‌آموز در مقاطع آمادگی و ابتدایی درآن تحصیل می‌کنند.
محمدعلی عشرت آبادی ۴۲‌سال سابقه خدمت در آموزش و پرورش را دارد. او می‌گوید: ۲۲ ساله بودم که دوره دانشسرا را به اتمام رساندم و برای اولین بار در مدرسه‌ای در شهرستان تربت‌حیدریه مشغول به تدریس شدم.
فهیمه ناظم ۲۶ سال سابقه همراهی با دانش‌آموزانی را دارد که حالا هرکدام برای خودشان کسی شده‌اند و بودنشان در این جامعه را مدیون دستان پرزحمت معلمانی مثل او هستند.  
طرح «هم‌کلاسی آسمانی» یک سبد آموزشی و تربیتی است که با ایده یک معلم جوان منطقه‌۵ آغاز به کارکرده و قرار است در‌کنار ارتقای علمی، مهارت دانش‌آموزان را در ابعاد مختلف فرهنگی، تربیتی و ورزشی تقویت کند.