خدیجه بیگمموسوی معروف به «بیبیحسینی»، مادر دلسوز و معلم قرآن محله مقدم است. خیلی وقتها منزل آنها پاتوق روضههای محلی است و او آموختههایش را به همسایهها انتقال میدهد.
نازنین اسماعیلی میگوید: اگر ثروتمند باشی، میتوانی به علم هم برسی، اما صرفا با داشتن علم، شاید نتوانی موفقیت مالی کسب کنی. برای آدمهای پولدار، مسیر موفقیت همیشه هموارتر است.
منصوره شریفالحسینی یکی از بانوان موفق در حوزه آموزش میگوید: فاصله نسل ما با جوانان زیاد شده است. ما باید هدایتگر روند آموزشی باشیم نه آموزشدهنده. باید دانشآموزان را با تکنیکهای جدید آشنا کنیم.
استاد ایرج خواجوی در دوران کودکی حدود سه سال نزد برخی از هنرمندان روس آموزش دیده بود. این هنرمند معلم بود و بعد از بازنشستگی به آموزش هنرهای تجسمی مشغول شد و شاگردان زیادی در مشهد تربیت کرد.
مدرسه صیاد شیرازی بزرگترین مدرسه معلولان جسمی و حرکتی مشهد است که ساخت آن به کمک خیران انجام شده و از سال ۸۷ با تکمیل ساختمانش، بچههای معلول به محله سیدرضی منتقل شدند.
از بیت آیتالله شیرازی با بنده تماس گرفتند و گفتند برای سخنرانی بیایید. آن روز من نام امام خمینی را بردم و از مردم خواستم در پی این قیام خونین، تخممرغهای عیدشان را با رنگ سیاه، رنگ کنند.
سال۹۰ پدر فرحناز خانم تصمیم میگیرد خانهشان را بهخاطر همسرش به مدرسه تبدیل کند. خانم پولادی میگوید: پدرم از من خواست در این مدرسه از دانشآموزان مستعد و بیبضاعت پول نگیریم.
این معلم مسوولیتپذیر میگوید: به هر شکلی که بود و با تمام دردی که داشتم، برنامه صبحگاه و جشن آغاز سال تحصیلی را برای بچهها اجرا کردم. دلم نمیخواست آن بچههای معصوم متوجه درد من شوند.
عبدالمجید عصاری ازطریق قلمش، کارهای خیر انجام داده است. او با مجوز دادستان، داستان زندگی پسری را به نگارش درمیآورد که ۱۲ سال به اتهام مشارکت در قتل، زندان بود و در کانالش منتشر میکند.
حسن ذوالفقاری وقت نوشتن کتاب درباره شهدا حس خاصی داشته است؛ «زمان تحقیق در پرونده شهدا، طوری با آنها حس نزدیکی میکردم که انگار سالها با آنها زندگی کردم و دارم درباره رفقای صمیمیام مینویسم.»
محمدرضا نوری دلوئی میگوید: علاقهام به درسخواندن سبب شده بود در کنار کار معلمی، یکسره درس بخوانم و سه دیپلم داشتم. بعد از مدتی به تهران منتقل شدم. آنجا جزو اولین دانشجویان دانشکده اقتصاد شدم.
کلاس اولِ دبستان دخترانه المهدی (عج) چند قانون مهم دارد. این قانونها بلافاصله بعد از «سلام و صبحبهخیر» زهرا باقری و «درود بر شما»ی دانشآموزان اجرا میشود.
علی ظریفیان بنیانگذار دومین مدرسه ملی مشهد است. مدرسهای با نام «روش نو» که در مدت زمان کوتاه حضورش، یعنی از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۶۱، الگوی بسیاری از مدارس در مشهد بود.
زندگی برای اسماعیل پردل، معلم قرآن محله المهدی، پستیوبلندی بسیاری داشته است؛ وقتی دو ساله بوده خانوادهاش متوجه میشوند دیگر راهی برای برگرداندن بینایی فرزندشان ندارند.
محمدعلی سلیمانیخدابنده یکی از افراد موثر در ساخت مدرسه شهیدمحمد میراب است و در کنار همه اینها خودش هم فرزندان موفقی تحویل جامعه داده است.
جواد زاهدی؛ راوی و رزمنده هشت سال دفاع مقدس بعد از ۳۰ سال خدمت در سپاه با کولهباری خاطره از جبهه و جنگ به میان مساجد، مدارس و... میرود و به روایتگری میپردازد.
اهالی حجتالاسلام محمدحسین رجاییخراسانی را با سمت مدیر مرکز فقهی ائمۀ اطهار (ع) مشهد میشناسند، اما بیشتر خاطرات او به معلمی در مدرسه توحید و رتق و فتق امور محله کوی پلیس برمیگردد.
احمد بختیاری، قاری ممتاز مشهد میگوید: همیشه خداوند را بهخاطر اینکه در خانوادهای قرآنی متولد شدم، سپاس میگویم و اتفاقا خودم هم فرزندانی قرآنی به جامعه تحویل دادم.
«معصومه محمدزاده» فردی است که بر روی پای خود ایستاده و با اندک پساندازش قدمی در راه بهبود اوضاع مدارس منطقه ۱۲ برداشته و مدرسهای را با بودجه تنها ۱۵ میلیون تاسیس کرد.
عباس عطاپور، بیشتر از ۲۰ سال است که در هنر تذهیب فعالیت دارد. تذهیب تابلوهای ورودی صحنهای حرمین امام موسیکاظم(ع) و حضرت جوادالائمه(ع) از جمله آثار اوست.