مرضیه سلطانی دانشجوی دکترای زبان انگلیسی که بهطور رایگان به خانوادۀ شهدای مدافع حرم زبان آموزش میدهد.
هیچکس نمیداند چگونه یک معلم ناخودآگاه میتواند با یک توپوتشر و شاید با تشویق و خندهای، یک زندگی را بچرخاند.
محمدباقر کلاهیاهری، با حضور در کافه داشآقا به ادبیات علاقهمند شد و حالا تاریخ شفاهی پنجاه ساله ادبیات در مشهد است.
یکفیلمکوتاه از شعرخوانی یکشاعر در حضور رهبری باعث شد نام «قاسم رفیعا» سر زبانها بیفتد وبه قول معروف گل کند.
امیرحسین دبیرزاده که سال ۹۶ به طور همزمان مدیریت پردیس سینمایی سیمرغ و پیروزی را برعهده داشت میگوید: بین انتخاب فعالیت در سینما و درس حوزه مردد بودم. با علما مشورت کردم. بهصراحت گفتند در حوزۀ سینما تأثیرگذارترید.
مهسا مجتهدزاده که در یکی از خیریههای قرقی کار میکند از آلمان به ایران برگشته تا بتواند قدمی برای افزایش آگاهی همشهریهایش بردارد.
جانبازیاش ۳۰ درصد است و مشکلات اعصاب و روان هم دارد. با این وجود کارش را رها نمیکند و در آموزش و پرورش ناحیه ۱، ناحیه ۵ و تبادکان مشهد به دبیری میپردازد.
حالا برخی دختران، از مهارتهایشان مثل خیاطی، شیرینیپزی و... درآمد کسب میکنند. در تلاشم که این طرح را به آموزشوپرورش استان خراسان رضوی ارائه کنم.
احمد فاضلی، نقش زیادی در پرورش و حمایت از دانشآموزان نخبه و تأسیس هنرستانهای جدید در مشهد داشته است.
آقای مدیر! خداخیرت بدهد، با رفتارت باعث شدی عزت و احترام من بین اقوام بیشتر شود. تا قبل از آن روز، خانوادهام برای شغلم ارزش و احترام قائل نبودند.
برای دکتر شریعتی خانهای به قیمت هفتهزار تومان در خیابان عدالت احمدآباد خریدم و ضامن چک ۳۰۰ تومانی همسرش شدم. چکی که متأسفانه برگشت خورد.
سی سال خدمت طاهره کلاتهعربی تمام شده است، ولی، چون عاشق کارش هست، امسال هم استمرار گرفته و همچنان در مناطق محروم کار میکند.
زمان ما خبری از شیوههای نوین آموزش نبود و من خودم گرامافون را به کلاس میبردم و برای بچهها مکالمه زبان پخش میکردم تا تلفظشان خوب شود.
کفشدار قبل از تشرف هر زائری به حرم مطهر، چهرهبهچهره با او مواجه میشود و آخرین فردی است که هنگام بیرونآمدن نیز چهره زائر را میبیند.
مریم سالارباباخانی معلم بازنشستهای است که سال ۹۶ در حاشیه بولوار شاهنامه خانهای با عنوان «خانه کتاب حکیم فردوسی» راهاندازی کرده است.
هادی بخشی آنقدر شیفته فضای مدرسه بوده است که گرچه سنگهای زیادی سر راهش گذاشته شد، به فضای آموزش برگشت.
گلیها چهار نفرند. سه نویسنده و آرمیتای ششساله که نقاشی میکشد و خیال دارد در سالهای آتی مجسمهساز شود. پدر خانواده (محمد) ۱۹ عنوان کتاب نوشته است. مادر خانواده و دخترِ خانواده (ملیکا) نیز هر دو نویسنده هستند.
اقدس نعیمی، معلم محله فرهنگیان میگوید: من دیدهام که دانشآموزی آنقدر عاشق معلمش بوده که حتی اگر غذایی میخواستند در منزل بخورند، سهم معلمش را کنار میگذاشته است.
میرزاحسن تبریزی یک نام آشنا در تاریخ آموزشوپرورش نوین ایران است که دستبرقضا گذرش به مشهد هم افتاده است.
هفتمین گردهمایی دانشآموزان و معلمان دو مدرسه خاقانی و استقلال بعد از گذشت ۳۸سال، با حضور بیش از ۲۵۰ دانشآموزان و ۲۵معلم برگزار شد.