انقلاب - صفحه 5

غلام‌یحیی ثابتی، علی‌اصغر تیموری و ابوالفضل ناجی، سه تن از ساکنان محله انصار هستند که در روز‌های پرالتهاب انقلاب، نه در حاشیه که در قلب رویداد‌ها ایستادند و در ساختن آینده‌ای جدید سهم داشتند.
سیدکاظم وارسته تعریف می‌کند: آن روزها، عکاسی و تکثیر اعلامیه‌های امام‌خمینی (ره) از حساس‌ترین کار‌ها بود. فتوکپی کم بود و هر برگه‌ای که تکثیر می‌شد، خطر بزرگی داشت.
تک‌گزارش‌های باقی‌مانده ساواک از هفته ابتدایی بهمن‌۱۳۵۷ به «درگیری بین عده‌ای از مخالفین و موافقین در نزدیکی مسجد قوچان»، «اخلالگران تربت‌حیدریه» و «وضعیت مشهد» در ۷‌بهمن‌۱۳۵۷ پرداخته است.
سیدمهدی سیدقطبی می‌گوید: مجموعه کتاب‌های «اخبار خراسان» مفصل‌ترین و مهم‌ترین منبع اطلاعاتی تاریخی درباره خطه خراسان است که در کشور منحصر‌به‌فرد است، اما متأسفانه تاکنون مورد‌حمایت قرار نگرفته است.
مرضیه خانم تعریف می‌کند: همراه مردم به‌سمت استانداری حرکت می‌کردیم که ناگهان دیدیم عده زیادی از تظاهرکنندگان به سمت ما می‌دوند و خودشان را به کوچه‌های فرعی می‌رسانند. ما هم مثل بقیه پا به فرار گذاشتیم.
سیدعلی حسینی که زمان انقلاب در تریکوفروشی در چهارراه شهدا کار می‌کرد، تعریف می‌کند: نیروی خدماتی داشتیم که تا سروصدایی می‌شد یا تجمعی می‌دیدیم، می‌گفتیم آقای خبرنگار، بدو ببین چه اتفاقی افتاده است!
اصغر عباسی، علی صفرمقدم و ناصر وحدتی سه دوست و بچه‌محل که در فعالیت‌های انقلابی کنار هم بودند و یک مسیر را طی می‌کردند. به قول آنها سال‌۱۳۵۷ حال و هوای کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر متفاوت بود.
محمد سلیمی یک مشاور امین بود؛ فرقی نداشت چه کسی برابر او ایستاده باشد. خواه یک غیرنظامی منحرف باشد و خواه یک افسر عالی‌رتبه. او همانی است که صریح و بی‌پرده، بدون واهمه‌ از به‌خطر افتادن موقعیتش، اصول اعتقادی و موازین اخلاقی را یادآوری می‌کرد.
دکتر علوی تعریف می‌کند: سال ۷۱، برای اولین بار بود که یک زن از یک شهر مذهبی خود را مطرح می‌کرد و نامزد نمایندگی شده بود. آن سال برای اولین بار بود که خانمی از شهرستان در مجلس حاضر می‌شد.
معصومه رضاپور ده‌سالی می‌شود که بازنشسته شده، اما خیرخواهی‌اش تعطیلی نمی‌شناسد، او هر بار یک تیم متشکل از پزشک اطفال، ارتوپد، زنان پرستار به روستا‌های محروم استان می‌رود.
همه حاج‌کاظم را به امور عام‌المنفعه‌اش می‌شناختند. کمتر کسی باور می‌کرد همین مرد بی‌ریا، روز‌های بسیاری توی یکی از اتاق‌های خانه‌اش با مبارزان حلقه اصلی انقلاب همچون چهره رهبر معظم انقلاب هم‌سفره می‌شود.
حجت‌الاسلام آزموده می‌گوید: ما معمولا از همین محله چهل‌پنجاه‌نفری راه‌ می‌افتادیم به‌سمت سی‌متری، میدان شهدا و بعد هم معمولا راهپیمایی‌ها به حرم یا بیت آیت‌ا... شیرازی ختم می‌شد و برمی‌گشتیم.
عصر ۱۶ دی‌۱۳۵۶ نامه‌های لاک‌ومهر‌شده محتوی برگه‌های «مقاله ایران و استعمار سرخ و سیاه» از وزارت اطلاعات و جهانگردی به دو روزنامه اطلاعات و کیهان می‌رسد تا در شماره روز بعد به مناسبت سالگرد کشف حجاب به چاپ برسد.
علی‌اکبر ظفری یکی از شاهدان عینی واقعه ده دی مشهد می‌گوید: نیروی ارتش در اسکورتی منظم به‌قصد انتقام از روز پیشین به‌شکل کارناوال (رژه همگانی) مرگ به‌راه افتادند و این‌بار برای کشتار مردم تانک‌ها را نیز در خیابان‌ها به‌راه انداختند. 
عموناصر صبح تا شب در دکان کوچکش می‌نشیند، با اهالی خوش‌وبش می‌کند و گاهی هم که حس و حالش را داشته باشد، دفتر شعرش را از کشوی پیشخوان بیرون می‌آورد و چندبیتی می‌نویسد. شعر‌های زیادی از دوران انقلاب در دفترش هست.
یکی از اولین واحد‌های رزمی که با شروع جنگ ایران و عراق، خودش را به منطقه نبرد می‌رساند، لشکر خراسان است و به دلیل همین ایستادگی، ۵ هزارو ۲۴۵ شهید، ۲۸۰ مفقودالاثر، ۱۵ هزارو ۹۴۹ جانباز و ۲ هزارو۸۶۵ اسیر داشت.
در چهارراه استانداری تانک چند زن و بچه را له می‌کند و نارنجک‌های اشک‌آور و گاز‌های خفه‌کن فضا را رنگ می‌زند. در درگیری‌هایی که در میدان شاه رخ می‌دهد، چند ساواکی به‌دست عده‌ای نامعلوم کشته می‌شوند و اجساد تکه‌تکه آنها از درختان آویزان می‌شود.
در ابتدای محدوده گلشهر، بوستانی قرار دارد که نامش وام‌دار شهداست. در بوستان آلاله‌ها مزار سه شهید انقلاب قرار دارد؛ شهدایی که در روز خونین مشهد یعنی دهم دی‌ماه به شهادت رسیدند؛ اسماعیل صفری، محمد تدین‌چرمه و محمود قویدل.
روز نهم دی‌ماه ۱۳۵۷، گروه‌هایی از اقشار مختلف مردم ابتدا در بیوت آیات سید عبدالله شیرازی، سیدحسن طباطبایی‌قمی و سیدمحمدکاظم اخوان‌مرعشی اجتماع می‌کنند و بعد از سردادن شعار‌هایی علیه حکومت، راهپیمایی آغاز می‌شود.
بتول چراغچی از شهدای انقلاب در ۵۱ سالگی در مبارزه با نظام ستمشاهی در مشهد مقدس به شهادت رسید. او اولین شهید خانواده، عمه شهیدولی‌الله چراغچی و مادر شهیدامیرمحمد روشن‌روان است.