ماه محرم - صفحه 5

هیئت غم‌زدگان آل‌زهرا (س) متوسلین به حضرت اباالفضل‌العباس (ع) از معدود هیئت‌های مذهبی در مشهد است که بانیان آن بچه‌ها هستند و در عصر روز عاشورای ۱۳۵۴ شکل گرفت.
درست از همان روزی که محله ایثارگران جز تلی خاک و تک‌و‌توکی خانه چیزی نداشت، خانواده خوشدل روضه دهه اول ماه محرم را به اینجا آوردند.
هنوز چند‌کیلومتری دور نشده بودند که طوفانی به پا شد. حسن‌ اسماعیلی هرچه چشم می‌گرداند هیچ‌یک از همراهانش را نمی‌دید. تعریف می‌کند: چفیه دور گردنم را باز کردم و روی سر و صورتم پیچیدم، اما فایده نداشت.
۵۷ نفر وقفشان را به محرم و صفر گره زده‌اند تا هم‌زمان با این ایام سوگواری، به‌نیت واقف روضه‌ای خوانده شود. در این بین ۵ نفرشان کرمانی هستند.
در محرم و صفر، مشهد شهر عزا و عزاداری بوده است و علم و علم‌کشی. هنوز هم در روز‌های عزا، در تاسوعا و عاشورا، در اربعین و چهل‌وهشتم، علم‌های مشهدی ردیف می‌شوند تا به حرم‌رضوی برسند.
از همان سال‌های قدیم هیئت‌های بسیاری با هیئت «بنی‌اسد متوسلین به امام‌زین‌العابدین (ع)» که یک قرن قدمت دارد، اتحاد داشتند که تعداد آن‌ها در سال‌های اخیر به ۵۵ هیئت از نقاط مختلف شهر مشهد می‌رسد.
حامد طاهری‌فر می‌گوید: در یکی از شب‌هایی که برای عزاداری به هیئت رفته بودم، یکی از دوستانم گفت «اگر کربلا می‌خواهی، در مجالس امام‌حسین (ع) دم در مجلس بایست و کفش عزاداران را تحویل بگیر.»
جمعی از اهالی شهرک شهید باهنر هر اربعین به کربلا می‌روند تا در موکب صاحب‌الزمان(عج) - عمود ۸۰۲ - میزبان زائران پیاده‌ باشند. حاج‌علی فدایی بزرگ خادمان موکب می‌گوید: مردم از هر قشر و طبقه‌ای کمک می‌کنند.
امام‌وردی‌خان بیات‌مختاری و همسرش، آبجی‌سلطان، مشهدی نبودند و از ملاکان و اهل سیاست نیشابور به‌حساب می‌آمدند آن‌ها بخش زیادی از اموالشان را وقف امام‌رضا (ع) می‌کنند.
همه عمر زهرا رفائی صرف خدمت به عزاداران حسینی در تکیه ۲۰۰ ساله کرمانی‌ها شده است.
زهرا صبوحی از مادرش چنین یاد می‌کند: همیشه به من می‌گفت «برو در حیاط را باز بگذار و درِ خانه همسایه‌ها را بزن و بگو بیایند روضه». می‌گفتم: «مادرجان! پرچم را می‌بینند و خودشان می‌دانند روضه است، اگر بخواهند می‌آیند». و این‌گونه سال‌به‌سال روضه ما شلوغ‌تر می‌شد.
به‌گفته علی قارونی، هیئت کرمانی‌ها بزرگ‌ترین هیئت پایین‌خیابان بود. این حسینیه هرسال با آغاز ماه عزا خیمه سنتی در حیاط برپا می‌کند و مشتاقان بسیاری را گردهم می‌آورد.
حاج سیدمهدی میرصدرایی یک داستان عاشقانه پلیسی از سرقت علمش دارد. علمی که از کودکی عاشقش بوده و تمام دار و ندارش را خرج آن کرده اما مدتی اسباب و نماد‌های عتیقه‌اش به سرقت می‌رود.
جواد همایونی ۱۲ سال است که نقالی و پرده‌خوانی را برای بیان مصائب اولیای دین انجام می‌دهد و مدت دو سال است که گروه تعزیه‌خوان عاشقان حرم را نیز سرپا کرده است.
او می‌گوید: تک‌تک حاجت‌هایم را نام بردم و نذر کردم برای هر‌کدام از این حاجت‌ها در روز عاشورا یک دیگ شله بار بگذارم و از عزاداران امام پذیرایی کنم.
این هنرمند می‌گوید: سروده‌های محرمی هرسال عمق بیشتری پیدا می‌کنند؛ زیرا هرسال این واقعه را عمیق‌تر درک می‌کنم و معنا تازه‌ای از آن دریافت می‌کنم. واقعه کربلا هیچ‌وقت تکراری نمی‌شود.
تینا خودی، می‌گوید: مدرسه در آستانه افتتاح است و قصد داشتیم برای بچه‌ها حسینیه کودک راه‌اندازی کنیم. می‌خواستیم همین ابتدای کار، فضای مدرسه برای حضور بچه‌ها در‌کنار خانواده‌هایشان معنوی شود.
خانه مرحوم حیدری، فقط یک خانه قدیمی ساده در انتهای شهرک شهیدباهنر نیست، بلکه از وقتی هیئت انصار المحسن (ع) شکل گرفته، قلب تپنده محله محسوب می‌شود؛ یک حسینیه کوچک برای همه اهل محل.
مراسم روستای فدیشه بزرگ‌ترین تعزیه‌خوانی کشور است که بیش از پنج گروه برتر کشور در قالب شصت تعزیه‌خوان، واقعه عاشورا را به نمایش می‌گذارند.
کسی از راز روضه‌های خراج‌بیگم خبر ندارد. برگزاری روضه صبح‌های پنجشنبه؛ نه یک بار و دو بار، بلکه ۵۲ بار در سال. یک دهه عزاداری برای سیدالشهدا (ع) را هم که اضافه کنیم، باید به حساب‌و‌کتاب اجرش غبطه خورد.