منطقه ۸ - صفحه 65

منطقه ۸

منطقه‌ای با تاریخ کهن

منطقه ۸ از مناطق قدیمی مشهد است و بسیاری از محله‌های برخوردار مشهد قدیم همچون سراب، سرشور و ارگ را در خود جا داده است. اعیان و بزرگان شهر از همان ابتدا به سکونت در «سراب» که سرِ آب قنات قریه سناباد بوده تمایل نشان دادند. محله سرشور که از شهرنشین‌ترین محله‌های مشهد قدیم بوده، امروز نیز با برخورداری از مغازه‌های تجاری، خانه‌های تاریخی، هتل‌آپارتمان‌ها و... نبض شهر مشهد است. بازار سرشور که از ۴۰۰سال پیش گذرگاه زائران برای تشرف به حرم مطهر بوده است و همچنین بازارچه سراب، به‌تازگی احیا شده‌اند. خیابان ارگ مدرن‌ترین خیابان مشهد قدیم است و در گذشته، پاتوق روشن‌فکران و اهل فرهنگ بوده است. بوستان‌های کوهسنگی و باغ‌ملی در این منطقه در روز‌های مختلف سال میزبان جمع زیادی از شهروندان و زائران هستند. ۹ بیمارستان بزرگ مشهد در این منطقه شهری قرار دارد که به بیماران مختلفی از گوشه‌وکنار کشور خدمات می‌دهند. به‌دلیل وجود ۲ کنسولگری پاکستان و افغانستان، حضور شهروندان این ۲ کشور در این منطقه محسوس است. شهرداری منطقه ۸ مشهد سال ۱۳۷۸ شکل گرفته و در مساحت ۱۹۳۶ هکتاری آن ۹۳ هزار نفر زندگی می‌کنند.

نام منتصرالملک، نخستین شهردار مشهد به‌دلیل وقف‌های بزرگش در خاطره‌ها ماندگار شده است.
دکتر شاهین‌فر می‌گوید: ساخت بیمارستان را واقعا از صفر شروع کردم. ابتدا خانه‌مان استیجاری، ولی بزرگ بود. بعد، آن را از صاحبش که از بستگان همسرم بود، با قیمت مناسب خریدیم. همان‌جا کار و زندگی می‌کردم.
فاطمه رود‌معجنی مادر شهیدحسن شجیعی تعریف می‌کند: چطور می‌خواستم رضایت بدهم او با سن کم، زیر گلوله و آتش باشد! او، اما به باوری رسیده بود که خیلی از ما در سن و سال زیاد هم نمی‌توانیم آن را درک کنیم.
بعد از شهادت محمدحسین اَحسن، هر شش برادر به خط مقدم رفتند، پدر هم مدتی در عملیات‌های مختلف حضور داشت تا‌اینکه در عملیات کربلای ۲ پایش روی مین رفت و قطع شد.
«علی‌اکبر مقیمی» بخشی از تاریخ گذشته است، با خاطره جنگ‌ها، مهاجرت‌ها، رفتن‌ها، آمدن‌ها، اعتصاب‌ها، پیروزی‌ها؛ پیرمردی که با‌وجود سن‌و‌سالش، حافظه نسبتا خوبی دارد.
کتابخانه عمومی قلم در گذشته منزل «حاج علی‌اکبر شگفتی» بوده است که بعد‌ها توسط پسرانش حاج‌خلیل، یوسف و یونس شگفتی، وقف مکان فرهنگی شده و برای استفاده‌از این فضا دومنزل دیگر هم خریداری شده است.
میرزا حمید قربانپور می‌گوید: کار من اسم خاصی ندارد؛ تنها یک تلاش دلی است که خودم شروع کرده‌ام؛ تلفیقی از کار تذهیب، گل و مرغ، کاشی‌کاری و دیگر هنر‌های سنتی؛ کتاب‌های قدیمی را ورق می‌زنم.