جلال علیپور که امسال برای اولینبار با لباس پاکبان پایش به مراسم اربعین و شهر نجف باز شد میگوید: تا حالا این حال خوب را تجربه نکرده بودم؛ راستش این صدای خشخش جارویم، مثل ذکر گفتن شده است.
یک حفره بزرگ مقابلم قرار دارد که همان تونل نیمهساخته قطار است. صدای آقای مهندس را میشنوم که با صدای بلند میگوید: «اینجا کف شفت است و کارکنانش بچههای کف شفت...»
حسین زینبیبایگی که این روزها ساکن طبرسیشمالی است که بعد از سالها کشاورزی و باغبانی در زادگاهش تربت حیدریه، به شهر مشهد آمده و حالا جز باغبانهای نمونه شهرداری است.
سهم پاکبانان در زیارت اربعین، چیزی فراتر از کار روزمره است: جاروزدن در اوج گرما، جمعآوری زباله در ازدحام جمعیت، و حفظ بهداشت مسیری که زائران از آن عبور میکنند. آنها معتقدند طلبیده شدهاند!
خانم بنایی آغازگر زنجیره آموزش رایگان خیاطی در مسجد امامسجاد (ع) بوده است. در این سالها حدود صد نفر آموزشهای رایگان خیاطی دریافت کرده و حدود پانزده نفر به مرحله کارآفرینی رسیدهاند.
ماجرای ساخت بوستان کوهشار به سال۱۳۹۹ بازمیگردد و تنها یک سال زمان برد تا این پروژه به ثمر بنشیند و بوستانی به وسعت چهل هکتار آماده پذیرایی از شهروندان شود و حالا از پاتوقهای تفریحی بکر مشهدیهاست.
یکم مرداد سال ۸۸ بهدنبال حمله تروریستی به سه اتوبوس حامل زائران ایرانی حوالی مرز خسروی شصت نفر شهید شدند. یکی از این شهدا اکرم بیات بود که شکوفه صدایش میزدند.
نخستین اقدامها برای آسفالت خیابانهای مشهد توسط «دکتر ابوالقاسم شیخ احیاءالدوله» صورت گرفته که در آن دوران، ریاست بر بلدیه مشهد را بر عهده داشته است.
حسین عابدیپوریاب کارمند فضای سبز شهرداری است. دل جوانی دارد و زندگیاش را میان گل و گیاهان سپری میکند. او ده دفتر شعر دارد و میخواهد آنها را به چاپ برساند.
سیدمحمد موسوینژاد تعریف میکند: گلوله از پشت سر به مادرم خورده و از صورتش خارج شده بود. بدنش هم زیر تانک له شده بود. از روی لباس و سایر نشانههایی که از او میدانستیم، شناساییاش کردیم.
نیمهشب چهاردهم خرداد امسال، وقتی محمود اقبالی، کارگر خدماتشهری، طبق وظیفه و شیفت کاریاش در تاریکی خیابان شهیدفکوری مشغولبهکار بود، یک خودرو عبوری او را زیرگرفت و خانوادهاش داغدار شدند.
گلخانه شهرداری منطقه ثامن با گلهای رنگارنگ و درختچههای متنوعش، سالهاست خانه دوم علی محمدپور، جانباز سیدرصد اعصابوروان است، مأمنی سرشار از آرامش که حاصل دسترنج خودش در ۲۱ سال گذشته است.
در عرض کمتر از ۶ماه، یک زمین رهاشده که آفتی برای محله به شمار میآمد، به یک پاتوق خانوادگی دلنشین تبدیل شد. اهالی نام پارک محلهشان را «کودک» گذاشتهاند، چون معتقدند همه این دوندگیها برای بچهها انجام شده است.
از حدود صد سال پیش سیل به بلایی مدام تبدیل شد، یک رگبار کافی بود تا زندگی مردم را آب فرا بگیرد و هر ازچندی هم یک سیل اساسی، کل زندگی را ببرد و به این ترتیب سیل و مسیل به یکی از قصههای پرتکرار قرنی که گذشت، شد!
به گفته اهالی مجد ۱۷ پیش از اینکه بولوار شهیدمطهری جنوبی بین خیابان سنایی و بولوار مجد کشیده شود، سرتیپ عبدالرحیمخان کاشفالملک، چهارمین شهردار مشهد، با فرزندانش در این خیابان زندگی میکرد و برای همین نام کاشف برای آن انتخاب شده است.
در آخرین تغییرنام رسمی توحید ۴ «در انتهای سال ۱۴۰۳؛ نام توحید از تابلوی راهنمای ابتدای این کوچه حذف شد و عنوان شهیدجمهور آیتالله رئیسی۴ را به جای آن بر بالای نام شهید شریفروحانی ثبت کردند.
پارک برکت چند ویژگی خوب دارد؛ به بزرگراه نزدیک است، بزرگ است و فضای نشستن و دورهمی خانوادگی دارد. جای پارک خودرو در آن فراوان است و فضاسازی آن از درخت و چمن گرفته تا شهربازی و آبنما زیباست.
دورتادور پاتوق محلی خیابان شهیدغفوری ۳، باغچههایی احداث شده که در آن، چنداصله درخت و گلهای فصلی کاشت شده است. ساخت این پاتوق محلی حالخوبکن یا «مرکز اجتماعمحور» از سیاستهای مدیریت شهری است.
طرح پرداخت الکترونیک هزینه اتوبوس شهری از ۲۴ اسفند۱۳۸۹ بهصورت آزمایشی در خط۱۴ ناوگان اتوبوسرانی مشهد شروع شد و خداحافظی با بلیتهای کاغذی اتوبوس هم از همین تاریخ کلید خورد.
سیدحسین محمدی میگوید: هر وقت از کنار خانوادهای که در چهار راه نواب صفوی رو به حرم ایستادهاند رد میشوم، حس خوبی پیدا میکنم؛ حس زیارت خانوادگی. خیلی وقتها میبینم زائران با آنها عکس میگیرند.