گشتی در جاذبههای تاریخی خیابان خاکی مشهد
خیابان خاکی یا آخوند خراسانی از جمله خیابانهای قدیمی مشهد به شمار میرود. این خیابان در سال ۱۳۲۶ به دستور محمدرضاشاه، در امتداد خیابان شاهرضا (آیت الله بهجت امروز) شکل گرفت. در وجه تسمیه این خیابان به «خاکی» دو نقل قول وجود دارد؛ یکی خاکیبودن این خیابان و دیگری وجود خانقاه درویشهای خاکساری که در امتداد این خیابان درست مقابل آرامگاه شیخ مؤمن، مشهور به گنبد سبز، واقع است.
خانقاه درویشهای خاکساری، بقعه شیخ مؤمن و میرهما یا میرهوا از نوادگان امام حسنمجتبی (ع) مشهور به گنبد سبز، آبانبار خانقاه خاکساری، آرامگاه صدرالاشرف در کوچه آخوندخراسانی ۸ و... ازجمله بناهای قدیمی و تاریخی خیابان آخوندخراسانی به شمار میرود.
خیابانی که در گذر زمان، تغییر و تحولات بسیار به خود دیده و بیشترین تغییرات و البته رونق این خیابان را میتوان بعد از پیروزی انقلاب و تغییر بافت مسکونی به تجاری آن برشمرد. برای بیشتر دانستن درباره این خیابان بهسراغ اهالی و کسبه قدیمی خیابان خاکی دیروز و آخوند خراسانی امروز، رفتیم.

گنبد سبز؛ باغی برای درویشها
شنیده بودیم حاجحسن زرگر، قدیمیترین کاسب راسته خیابان خاکی است. یکیدوباری برای گفتگو به مغازه اش رفته، اما با در بسته و کشوی کشیدهشده روبهرو شده بودیم. تا سرانجام در سومین محلهگردی با در باز حجره دوچرخهسازی این کاسب کهنهکار روبهرو شدیم.
حاجحسن زرگر بیش از ۶۲ سال است که در این خیابان مغازه دوچرخهسازی دارد. او درباره این خیابان میگوید: «خیابان خاکی از چهارراه خسروی شروع و تا کوچه فروغ که کمی بالاتر از گنبد سبز است، ادامه داشت. بعد از کوچه فروغ دیوار باروی شهر بود و آخر شهر.
۶۲ سال قبل که من برای کسب و کار به اینجا آمدم، تمام این محدوده باغ بود. چون درویشها در آن ساکن بودند به آن باغ، باغ درویشها گفته میشد. اگر کسی هم میخواست به آن سمت باغ به طرف میدان دوچرخه و بیمارستان ۲۰۰ تختخوابی که انتهای خیابان بود برود، باید از کوچه باریکهای که پشت باغ قرار داشت، عبور میکرد.
بعد از این باغ قبرستان «میرهوا» بود که جوی پرآبی هم از آن میگذشت. بیشتر خانههای قدیمی آبانبار داشتند. میرآبها از آب این جوی به در خانههای اهالی خیابان خاکی میبردند تا آبانبارشان را پر کنند. البته میرابها اغلب نیمهشب کار میکردند، چون در روز زنان و دختران محله در این آب جوی، رخت و لباس و ظرف میشستند و آب، ناپاکی زیادی داشت.
بعد خیابانکشی، جوی آب درست روبهروی مغازه من قرار داشت که الان هم اثری از آن برجای مانده است. یکی از آن آبانبارهایی هم که گفتم هنوز در انتهای خانقاه خاکساریها هست.»

«فروغ» اولین خیابان آسفالتشده خیابان خاکی
او درباره وجه تسمیه خیابان خاکی، میگوید: «بعد از خیابانکشی، این خیابان تا مدتها خاکی بود. مردم هم به خاطر اینکه این محدوده هنوز اسمی نداشت و خاکی بود، به آن خیابان خاکی میگفتند. اولین جایی که در اینجا آسفالت شد، خیابان فروغ به سمت بیمارستان ۲۰۰ تختخوابی بود.
آن هم به خاطر اینکه مریض و تصادفی به این بیمارستان میآوردند برای سرعت و تردد بهتر وسایل نقلیه آن را آسفالت کردند. آنجا الان مرکز بهداشت شده است. او که مغازهاش درست رو به روی بنای گنبد سبز است، درباره این گنبد و شخص یا اشخاص مدفون در این بقعه هم میگوید: «من بهواسطه نزدیکی مغازه به گنبد سبز زیاد به آنجا رفت و آمد دارم، در قدیم سیدحسن نامی نگهبان اینجا بود. آنجا دوتا سنگ قبر بود، از او پرسیدم اینجا چرا دوتا قبر است، گفت: «یکی متعلق به نوادگان امام حسنمجتبی (ع) است و دیگری برای شیخ مؤمن صاحب باغ.» اما، چون اثری از آرامگاه امامزاده میرهوا نمانده، خیلیها معتقد بودند فقط شیخ مؤمن در اینجا دفن شده است.»

مطربهای دیروز در محله خاکی
حاجحسن که از قدیمیترین کسبه و میتوان گفت تنها کاسب قدیمی محله آخوندخراسانی با بیش از نیم قرن کاسبی است، درباره مطربها و حجرههایی که آلات و ابزار موسیقی عرضه میکردند هم خاطراتی دارد: «همین مغازه سمت راست من را سجادی نامی، اجاره کرده بود که کارش مطربی و نوازندگی بود.
او شبهای عروسی و مجالس شادی برای نوازندگی دعوت میشد. سر کوچه هم «دیمه» نامی بود که او هم ابزار مطربی داشت. یکی دو نفر ترک هم در این محله بودند که آلات و ادوات موسیقی ترکی داشتند و آواز ترکی میخواندند.»
یکی از بهترین خاطرات حاجحسن به سالهایی برمیگردد که صبح تا شب نوبتی دو مأمور در خیابان گشت میزدند تا امنیت محله تأمین شود «یکی از ابتدای خیابان خاکی و دیگری از انتهای خیابان، سرتاسر خیابان را قدم میزدند. مهمترین قسمت نگهبانی ۱۲ شب تا صبح بود که مأموران یکییکی قفل مغازهها را با پا میزدند ببینند بسته است یا باز.
اگر هم شبگردی را میدیدند میپرسیدند «بچه همین محلهای یا نه؟» اگر از همان محله بود تا جلو خانهاش او را همراهی میکردند تا درستی حرفش ثابت شود.»

قبرغریب کوچه روشنایی
بعد از گپوگفت با حاجحسن بهسراغ چند نفر دیگر از کسبه و بازاریهای خیابان آخوند خراسانی رفتیم. نکته جالب در تمام این گفتگوها نداشتن کوچکترین اطلاعاتی درباره وجهتسمیه خیابان خاکی یا آخوندخراسانی است. حتی حدود ۹۵ درصد مصاحبهشوندگان اطلاع زیادی از عارفی که در گنبد سبز مدفون است هم نداشتند.
جالبتر اینکه چند نفری هم بر این تصور بودند که این مکان آرامگاه آخوند خراسانی، یکی از انقلابیون است که در جریان انقلاب به شهادت رسیده! و شیخ مؤمن همان آخوندخراسانی است که خیابان به نام اوست؟!
بعد از گفتگو با چند تن از کسبه بهسراغ خانقاه درویشهای خاکساری رفتیم تا درباره این خانقاه و فعالیت هایش بیشتر بدانیم و نگاهی هم داشته باشیم به آبانباری که حاجحسن زرگر مدعی شده بود هنوز در انتهای این خانقاه پابرجاست.، اما متأسفانه تیرمان به سنگ خورد و مانع از ورودمان به خانقاه شدند. تنها اطلاعات ما از این خانقاه دورهمیهایی است که پنجشنبهشبها درویشهای خاکساری در این مکان برگزار میکنند.
آخرین مکان تاریخیای که در این محلهگردی به آن سر زدیم آرامگاه صدرالاشراف در کوچه روشنایی در آخوندخراسانی ۸ است. قبری که تنها آرامگاه برجای مانده از قبرستان خواجهروشنایی است. کسی از اهالی و نمازگزاران مسجد خواجهروشنایی که درست مقابل این آرامگاه واقع است، از شجرهنامه شخصی که در اتاقک کوچکی که پشت در سبزرنگ چوبی قدیمی، سالها آرمیده است خبری ندارد. اطلاعات در همین حد است که «اینجا آرامگاه شخصی سالک و عارف است.»
این گزارش سه شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۷ در شماره ۲۹۲ شهرآرامحله منطقه ۸ چاپ شده است.