شهرداری

سال ۱۳۶۹ خورشیدی، کلنگ پروژه زیرگذر پارک ملت در دوره دوم شهرداری علی‌اکبر صابری‌فر به زمین خورد و سه سال بعد در ۱۱ شهریور ۱۳۷۲، زیرگذر پارک ملت با حضور عباس امیری‌پور، شهردار وقت مشهد، افتتاح شد.
منجی محمدی، نوجوان محله امام‌رضا(ع)، پس از تجربه ورزش‌های مختلف، برای اولین‌بار مرداد امسال در مسابقات استعدادیابی دو‌و‌میدانی که از‌سوی شهرداری منطقه ۸ برگزار شد، شرکت کرد و در پرتاب وزنه، صاحب عنوان شد.
زمین ورزشی محله ایثارگران از ساعت ۱۰ صبح تا ۱۰ شب مشتری دارد و نوجوان‌ها و جوان‌ها نمی‌گذارند هیچ‌وقت این فضای ورزشی خالی بماند. همین دو تا تیردروازه و زمین والیبال بدون تور همه دلخوشی بچه‌هایی شده است که در محله‌شان امکانات تفریحی دیگری ندارند.
قدیمی‌‏تر‌های شهرک صابر هنوز نام «نه‌‏دره» را بر زبان دارند. برخی از آن‏ها از سال ۴۰ به بعد را به‌خوبی به یاد می‌آورند و برخی از قبل‌تر‌ها هم سخن می‌گویند؛ «نه‌‏دره روستایی بود که به خاطر وجود کوهستان و نه‌دره‌‏ای که پشت‌سر هم قرار داشتند، به این نام معروف شده بود.»
۶۰ پاکبان منطقه ۹ و ۱۰ در ایام اربعین به نظافت شهر نجف کمک کردند. این شصت نفر، نه‌تنها با جارو و سطل، بلکه با «اذن خدمت» از امیرالمؤمنین (ع) آمده‌ بودند تا در میان عرق و گردوغبار، مسیر عشق را برای زائران اربعین پاکیزه نگه دارند.
در گرمای ۵۰درجه نجف که آسفالت زیر پایت را نرم می‌کند، چشم به هم که می‌گذاری، کیسه‌های زباله پر می‌شوند و دوباره باید جمع شوند. اینجا رضا قدیمی و غلامرضا ابراهیمی و کاظم غلامی خستگی‌ناپذیر کار می‌کنند بدون آنکه آثار خستگی در صورت آنها نمایان باشد.
درحالی‌که مسئولان از اصولی‌بودن بازسازی مسجد مروی‌ها می‌گویند، کارشناسان مرمت، خطر از بین رفتن کالبد تاریخی را جدی می‌دانند.
سلاخ‌خانه مشهد، سال‌ها در مجاورت شهر بود و به مسئله‌ای فراتر از یک مرکز کشتار تبدیل شد؛ مسئله‌ای که هم با امنیت غذایی و گرانی گوشت پیوند دارد، هم با آلودگی معابر و بیم شیوع بیماری.
هنرمندان برجسته‌ای از کشور‌های ایران، لبنان و یمن در خیابان ملاصدرا مشهد گرد هم آمدند تا با اجرای نقاشی دیواری «قوموالله» بر روی ۲۳مترمربع از دیوار مدرسه مصلی نژاد، پیام ایستادگی و وفاداری را به تصویر بکشند. 
در مشهد دهه ۳۰ قرن ۱۴ خورشیدی، چنان‌که اسناد نشان می‌دهد، مسئولان قرار می‌گذارند برای برپا کردن مجسمه محمدرضاشاه در یک جای مناسب یک میدان جدید در شهر بسازند اما به دلایلی این اتفاق هیچ‌گاه به سرانجام نمی‌رسد.
جواد مرادی پاکبان شهرداری است. او چندی پیش کیف پولی پیدا کرد و به صاحبانش برگرداند، کیفی که می گوید پول دوا و دکتر یک مریض آبادانی بوده است.
برخلاف برخی از پارک‌های منطقه که ناامنی در آن دیده می‌شود، جو غالب بوستان «سوسن» آرام است و همین باعث شده که افراد مختلفی از خیابان‎‌های دوروبر به آن رفت‌وآمد داشته باشند و از فضای دل‌نشینش استفاده کنند.
مسجد نورالزهرا (س) مجتمع چشم‌انداز کوهسنگی بعد از ۱۰ سال دوندگی، هنوز هم ساختمان درستی ندارد؛ داربست‌ها و پارچه‌هایی که دور آنها کشیده شده، فضای مسجد را تشکیل داده، اما آنچه آن را پابرجا نگه داشته پشتکار و همت اهالی است.
مشهد یکی از نخستین شهر‌های ایران است که خیابان‌هایش آسفالت شده است. اسناد می‌گویند قرارداد اولیه آسفالت با شرکتی که مقرر بوده این پروژه مهم را در مشهد آغاز کند، به انجام نمی‌رسد و مسئولان ناچار می‌شوند با شرکت جدیدی قرارداد ببندند.
دغدغه اصلی حسین صادقی حفظ محیط زیست و مراقبت از فضای سبز شهری است. این شهروند چهل‌و‌هفت‌ساله می‌گوید اگر از کنار مشکلات بگذریم بخش زیادی از فضای سبز و درختانی که با هزینه و زحمت فراوان کاشته می‌شوند، ممکن است از بین بروند.
حامد حلیمی می‌گوید: وقتی مشکلی را می‌بینم، احساس می‌کنم وظیفه دارم تا حد توانم دنبال کنم. مثلا برای یک خط عابر پیاده حدود ۲۵‌ماه پیگیری کردم تا بالاخره انجام شد. اگر بعد‌از اولین پاسخ، موضوع را رها می‌کردم، آن کار هم به نتیجه نمی‌رسید.
اواسط بهمن سال گذشته، مدیریت هنری شهرداری مشهد، سفارش نقاشی با موضوع «ما ایران را می‌سازیم» را به فرهاد رضایی‌فر، هنرمند مشهدی، داد. این نقاشی دیواری که در آن، بانوان ایرانی در لباس و اقوام مختلف، فرشی را با طرح ایران می‌بافند، در یک زمان بیست‌وپنج‌روزه به پایان رسید.
۱۰ خرداد ماه ۱۲۸۶ خورشیدی، نمایندگان اولین دوره مجلس شورای ملی ایران «قانون بلدیه» را تصویب کردند و در ادامه، تصویب این قانونِ ۱۰۸ ماده‏‌ای پایه تأسیس نهادی شد که اکنون شهرداری نام دارد.
فاطمه ارضی می‌گوید: احساس می‌کردم دختران محله فضایی برای بازی و سرگرمی ندارند، به همین دلیل تصمیم گرفتیم کاری کنیم که دختران محله ما بتوانند ساعاتی را کنار هم با‌نشاط و انرژی سپری کنند.
خواهر شهید می‌گوید: شهید امرالله فیضی با وجود اینکه کار ثابتی پیدا کرده بود و به‌عنوان نیروی شهرداری مشغول به کار شده بود به محض شنیدن زمزمه‌های دفاع مقدس همه چیز را رها کرد و به جبهه رفت. برادرم اولین شهید شهرداری شد.