«پنجشش جوان همسنوسالیم که یکسال پیش تصمیم گرفتیم خیمهای بهنام امام حسنمجتبی(ع) بزنیم. هر شب جمعه سر کوچه شهدای حج3 از اذان مغرب تا ساعت23 به زائران امامرضا(ع) چای میدهیم.»
این روایت دوخطی، داستان گزارش ماست که از زبان یکی از جوانهای هیئتی میشنویم.
محله
پایین خیابان
محله پایین خیابان به دستور شاهعباس اول صفوی بهطول یک کیلومتر از حرم مطهر تا دروازه پایینخیابان ایجاد شد. از آنجا که بخش انتهایی خیابان اصلی شهر در این محله قرار داشت، مردم مشهد به این محله «ته خیابون» میگفتند. اکنون بسیاری از هتلهای معروف مشهد در پایین خیابان قرار دارد.
حاجرمضان حدادقرقی را با همین دو ویژگی، قفلساز سنتی و پهلوان قدیم، سال1396 در یک مغازه قدیمی آهنگری درست در میانههای خیابان نوغان پیدا کردم. کسی که آهنگری را از پدر به ارث برده بود و افتخارش این بود که قفلهای دستساز او امروز در دکور خانهها جا دارد.
حادثه نهتنها پایانی برای زندگی روزمره علیرضا نشد، بلکه از او مردی ساخت که خیلی زود توانست روی پای خودش بایستد و نوجوانی و جوانیاش را از آسیب انزوا و خانهنشینی دور کند!
علیرضا همتآبادی متولد۱۳۵۴ حالا پدر سه فرزند است که عنوان «تنها داور معلول والیبال کشور» را دارد.
این بار درباره آن بخش از نوغان خواهیم گفت که به روایت این دوست عزیز چون طفل جدا مانده از مادر است و اکنون دیگر تنها در ذهن قدیمی های مشهد است اگرنه برای آن هایی که برای نخستین بار وارد آن می شوند، «آصفی» یا«طبرسی 11» است و برای کسبه بعد از «چهارسوق» هم «کوچه سیابان». این نام های متعدد هم هرکدام داستانی دارد
سرای عزیزالله اف هم یکی از همین مکانهاست که آن را میتوان تنها بازار تاریخی چندطبقه ثبتملیشده در مشهد دانست که همچنان پس از حدود نزدیک به 110سال استوار اما لرزان در چندقدمی حرممطهررضوی ایستاده است. بنای ساختهشده از آجر و چوب و نقشخورده با فیروزه است که از ابتدا کاربری تجاری داشته و محل اصلی تجارت پوست مشهد بوده است.
این کوچه ترکیبی است از چند خانه قدیمی که در میانشان دهها آپارتمان و هتل نوساز نیز به چشم میخورد. نامش در کلام پیرهای محل «حوضخرابه» است. محمد احمدی که 57سال پیش در همین کوچه به دنیا آمده، حوضخرابه را ندیده است، اما نقلش به خاطرات مرحوم پدرش برمیگردد و میگوید: «محل کنونی هتل گلشن در حدود صد سال پیش حوضخرابه بود.»
جایی بین خیابان شهیدنوابصفوی 5و7 یک در کوچک چوبی با تابلویی قدیمی رو به بیستوچند پله به طبقه بالای کاروانسرای یوسف خان کرمانی(تابراه) گشوده میشود تا ما را با این صحنه روبهرو کند: کمک دندانپزشک تجربی، سیدهاشم سعادتمند، تأسیس 1329.
پس از پنج سال تملک و تخریب صدها خانه، عملیات اجرایی از سال1380 آغاز شد. با پیشرفت این خیابانکشی، اولینبار ساخت تونل انرژی در غرب آسیا مطرح شد که شروعش در سال1384 از همین محل بود. درنهایت پس از یازده سال این خیابان در سال1386 به طول حدود هشتصد متر افتتاح شد که خیابان وحدت را به طبرسی و شهیدنوابصفوی وصل میکند.
خوشخبری این روزها احیای خانه تاریخی غفوری در پایینخیابان است؛ خانهای که با تاریخ دویستساله و حتی بیشتر، به روزهای پایانی استرس تخریب و ویرانیاش میرسد.
این خانه که ترکیبی از معماری دو دوره پادشاهی است، از 10روز پیش دست چند استاد باستانشناس و مرمتکار سپردهشده است تا آسیبشناسی و احیا شود.
احمد ماهوان اواخر دهه ۶۰ برای نخستین بار در خود مشهد نقشههایی از شهر تهیه میکند.
از زمانی که حاجرجب بهادر، فرد متمول پایینخیابان و معتمد دربار قاجار، بخش زیادی از زمینهایش را وقف کرد، نزدیک 130سال میگذرد. او که در میان مردم «خیر» شناخته میشد، صاحب کاروانسرایی در کوچهای بهنام خودش(شهیدسالاریمقدم12 کنونی) بود و طبق وصیتش پس از فوت به تکیه حاجرجب تبدیل شد و با 101سال قدمت همچنان فعال است.
در این مسیرِ هزاراتفاق، همیشه مأمن و سرپناهی باید میبوده است تا غبار خستگی راه از سر شانههاشان بتکاند و تاول پاهای به خاشاک نشستهشان را التیام دهد. این رسم میهماننوازی بوده است خاصه آنکه میهمان عزم مشهد کرده باشد. همین امر هم عامل و اسبابی بوده است برای ساخت کاروانسراهایی که حالا دیگر کمتر نشانی از آنها باقی است.
در ابتدای پایینخیابان که خیلی از بناها بهروزرسانی شده و در معدود بهجاماندهها هم فقط تصویری غبارگرفته از ابهت پیشینشان دیده میشود، میتوان یکی از دو ساباط بهیادگارمانده از مشهد قدیم را یافت که برای جلوگیری از یورش مهاجمان با اسب، ساختهاند. این ساباط ابتدای کوچهای بنبست است که در گذشته هفت خانواده ساکن آن بودند.
راسته کوچه عیدگاه به عنوان یکی از کهن ترین کوچه های شهر مشهد از منظر جغرافیایی در محدوده جنوبی حرم مطهر رضوی قرار گرفته است. این کوچه که بخشی از آن به موازات بازار رضا واقع شده اکنون میدان 17 شهریور و محدوده های اطراف آن را به ورودی باب الرضا(ع) حرم مطهر رضوی و با اندکی اغماض میدان بیت المقدس کنونی و فلکه آب قدیم وصل می کند.
آنطور که آقای ایمانی، از قدیمیهای کوچه، میگوید: بیشاز صدسال قبل بیشتر ساکنان کوچه یزدی بودند. آن زمان چون این کوچه نسبت به کوچههای مجاورش آفتابگیرتر بود، آنها نام آفتاب را روی آن گذاشته بودند. البته این کوچه امروز بهنام شهید محمدآبادی خوانده میشود.
دورهمی کودکانهای که از یک برنامه هفتنفره شروع شد و با استقبال بچهها به چهل نفر نیز رسید.
در این برنامه کودکان دورهم جمع میشدند و کتاب میخواندند و دربارهاش صحبت میکردند. اشتیاق بچهها به حضور در این جمع باعث شد مسئولان به ایدههایی بزرگتر فکر کنند و از دل آن کتابخانه «صلح و زندگی» متولد شد
در روزگاری که تهیه وسیلهای که در خانه خودت خراب میشود، سخت بهنظر میرسد، بیبی اقدس حقانی موسوی کمر همت بسته است برای جوانان نیازمندی که تصمیم گرفتهاند خانواده تشکیل دهند، ولی تمکن مالی ندارند، اسباب زندگی تهیه کند. او که یکبار برای تکدخترش جهیزیه تهیه کرده است، اکنون نقش مادری را برای دختران زیادی برعهده گرفته است تا در این وانفسای گرانی اسباب خانهشان را آماده کند و آنها را به خانه بخت بفرستد.
تاریخ شکلگیری مسجد و حسینیه معتمد معلوم نیست اما طبق اسناد خانوادگی و وقفنامههای خاندان« بامشکی» حداقل 170 سال قدمت دارد. مسجدی که اکنون نیز پذیرای نمازگزارانی است که مسیر عبورشان از عیدگاه میگذرد. دو تن از خانواده بامشکی در این گفتوگو همراه ما هستند تا صفحهای از تاریخ پنهان مشهد را به روی ما بگشایند و درباره وقفی حرف بزنند که گرچه موقوفه هایش گم شده، هنوز خیر معنوی اش به بانیاش می رسد.
کوچه نوابصفوی3 که به «بازار حضرتی» معروف است، یکی از معابر قدیمی در نزدیکی حرم حضرترضا(ع) است. وقتی مغازههای حوالی حرم بهدستور ولیان، استاندار وقت، تخریب شد، او زمین این محل را که موقوفه عباسقلیخان بود، به کسبه پیشنهاد کرد تا برای خودشان بسازند. حوالی سال1354 بود که غرفهها ساخته شد و از آنجاکه همجوار بارگاه امامهشتم(ع) بود،بازاریها به اتفاق نامش را «بازار حضرتی» گذاشتند.
آن روزها حاج اصغر خباز که بین مشهدیها به «اصغرکله» شناخته میشد، بعد از برخوردش با درهای بسته در دایرکردن مجدد کلهپزی سرانجام به این فکر میافتد که قسمت جلو خانهاش در خیابان دریادل را تفکیک کند، سروشکلش را تغییر دهد و در همانجا مشغول کاسبی شود.
آغاز این کار برای حاجاصغر با اتفاق بدی همراه میشود؛ اتفاقی که او برای گذر از آن نذر کلهپاچه بهنام امامحسین(ع) میکند. این نذر حاجاصغر همزمان با اربعین امسال پنجاهساله میشود.