محله پایین خیابان - صفحه 17

محله

پایین خیابان

محله پایین خیابان

محله پایین‌ خیابان به‌ دستور شاه‌عباس اول صفوی به‌طول یک کیلومتر از حرم مطهر تا دروازه پایین‌خیابان ایجاد شد. از آن‌جا که بخش انتهایی خیابان اصلی شهر در این محله قرار داشت، مردم مشهد به این محله «ته خیابون» می‌گفتند. اکنون بسیاری از هتل‌های معروف مشهد در پایین خیابان قرار دارد.

محله پایین خیابان
مرحوم پدرم در فصل توت شش‌هفت کارگر می‌گرفت که در کنار آن‌ها همه خانواده هم کمک‌دستش بودیم. از میان ما، چند نفر گوشه‌های چادر را می‌گرفتند و یک نفر بالای درخت شاخه‌ها را می‌تکاند.
برخی معتقدند، چون این قبرستان پایین‌خیابان کوچک‌تر از قبرستان کناری‌اش یعنی قبرستان میر بود، به خردو معروف شد و تعدادی هم دلیل نامش را خاک‌سپاری کودکان در آن می‌خوانند.
پس از آنکه عباسقلی خان مدرسه علمیه‌ای هم نام خودش در ابتدای این کوچه بنا و مدتی بعد نیز حمامی در یکی از فرعی‌ها ساخت، این راسته کوچه به نام وی یعنی کوچه عباسقلی خان مشهور می‌شود.
در دهه ۴۰ بیشتر جگرکی‌ها در بازارچه حاج‌آقاجان جمع بودند. جگرکی بهترین شغل بود و خوراکی بود که شیشلیک هم به پای آن نمی‌رسید.
سنت افطاری حسینیه طفلان مسلم‌بن‌عقیل عیدگاه از ۲۱ سال قبل با یک نان و تخم‌مرغ ساده سرگرفت و تاکنون تعطیل نشده است.
نقوش فرت‌بافی انعکاسی از زندگی بی‌پیرایه است که با الهام‌گرفتن از طبیعت و فضای پیرامون آن، بسیار ساده و به‌دور از پیچیدگی روی پارچه نقش می‌بندد و گل و گیاه و پرنده در آن بسیار به چشم می‌خورد.
خانه تاریخی غفوری سومین خانه تاریخی مشهد است که امکان بازدید عمومی آن فراهم شده است.
خانه تاریخی بلخاسب یکی از زیباترین و قدیمی‌ترین بناهای شهر است که قدمتش به دوره افشاریه می‌رسید.
قدیم پایین‌خیابان آب‌نبات‌پز‌های زیادی داشت که در سفرنامه خانیکوف هم به آن اشاره شده‌است. شاهد این حرف هم می‌تواند حسینیه تاریخی قناد‌ها در پایین‌خیابان باشد.
یکی از فرعی‌های خیابان وحدت ۱۱ در کلام قدیمی‌های محل به کوچه بندکشی معروف است؛ کوچه‌ای که از چند دهه پیش با تابلویی به نام شهید غلامرضا محمدپور شناخته می‌شود.
اقدس حقانی‌موسوی، ۱۵ سال است به عشق ولی عصر (عج) در و دیوار محله پایین خیابان، کوچه وحدت۱۱ را آذین‌بندی می‌کند. تنها آرزوی او در تمام این سال‌ها فرج امام زمان است.
مجید گلزاری می‌گوید: برای امثال من رزمنده‌شدن و حضور در جنگ بدون سختی نبود. اتفاقا خیلی هم سخت بود، اما سخت‌تر از آن، برای مادران و همسران رزمنده‌ها بود.
فرقی نمی‌کند کجای ایران؛ هرجا حادثه‌ای رخ دهد و نیاز به کمک و امدادرسانی باشد، مقصود ایرانمنش و اعضای گروهش تمام‌وکمال حاضرند.آن‌ها سال‌هاست که در جاده مهربانی به خلق خدا قرار گرفته‌اند.
پررنگ‌ترین خاطره‌اش از کودکی به روز‌هایی برمی‌گردد که دست در دست مادر به خانه علمای مشهد می‌رفت تا ردی از پدرش پیدا کنند؛ پدری که از غائله مسجد گوهرشاد دست پهلوی افتاده بود. او که با همین تصویر از مقاومت پدر در برابر حکومت پهلوی قد کشید، خودش به مبارزی تبدیل شد که خانه‌اش در پایین‌خیابان یکی از مکان‌های اصلی چاپ اعلامیه در سال ۱۳۵۷ بود.
قرار بود آقای هاشمی‌نژاد منبر برود. حاج‌مهدی سرابی که یکی از هیئتی‌های حسینیه پیروان‌دین‌نبوی بود، به من مأموریت داد که در زمان سخنرانی سید مراقب دور و بر باشم و به محض اینکه سروکله ساواکی‌ها پیدا شد، دوچرخه‌ام را زیر پایشان سر بدهم و این‌گونه برای فراری‌دادن سید زمان بخرم.
مرحوم عابدزاده با مدارس دولتی مخالف بود و در مدارسی که خودش راه انداخت، آموزش مذهبی را هم‌تراز آموزش علمی قرار داد.
روزگاری که راه ورود به مشهد از دروازه‌های آن بود، دروازه پایین‌خیابان تنها راه تجاری شهر از سمت جاده سرخس به شمار می‌آمد که هر روز، ده‌ها کاروان به خود می‌دید. آن‌طورکه محمود ناظران‌پور، از قدیمی‌های همین محدوده، می‌گوید، سحرها مردم با صدای زنگوله‌ای که به گردن شترها (لوک) آویزان بود، بیدار می‌شدند.
غلامحسین ابراهیم‌آبادی حتی زمان مصاحبه هم طاقت نمی‌آورد که بنشیند و دستش به قالی بند نباشد؛ دست بر پشت قالی روی دارش می‌کشد. شصت سال هم‌نشینی با فرش آن‌قدر به او آموخته است که نتواند در روزگار کهن‌سالی هم دست از آن بشوید. یک دار قالی 2در3 که از کف تا سقف خانه‌اش را گرفته، جلو یکی از پنجره‌های خانه‌اش برپا کرده است تا شاید جبران کارگاه‌های دیجور و نمور کودکی‌اش بشود.
صحبت از احیای خانه تاریخی غفوری، مرتفع‌ترین خانه عیدگاه است که در کوچه محمدیه (شهیدحاجی‌حسنی‌کارگر3) قرار گرفته و از یک‌طرف به شارستان و از طرف دیگر به حرم ‌مطهر راه دارد. صاحب اول این خانه یک یهودی متمول بوده است که سال 1340 این بنا را به آقای دشتباف و شریکش می‌فروشد و خانه در سال1385 به شرکت عمران و مسکن‌سازان ثامن که زیر نظر بازآفرینی شهری کشور است، فروخته می‌شود.
«باغ عنبر» بخشی از همان محله بالا‌خیابان است که این روزها پا‌به‌پای شهر تغییر شکل داده اما در این میانه یک پلاک باقی‌مانده که تاریخ بلند و اصیل خود را حفظ کرده است. باغی که در سال‌های نخست قرن گذشته تبدیل به حسینیه‌ای تاریخ‌ساز شده و این روزها با قدمت 150سال هنوز هم جان دارد و فعال است.