منطقه ۳  - صفحه 34

منطقه ۳ 

روستاهای دیروز، محله‌های امروز

منطقه ۳ به‌لحاظ تاریخی سابقه روستایی دارد. یعنی بسیاری از محله‌های امروز آن، در گذشته‌ای نه چندان دور روستا‌ بوده و حالا جزئی از شهر شده است. براین‌اساس، بخش زیادی از اراضی این محدوده را زمین‌های کشاورزی تشکیل می‌داده که به‌مرور زمان و با توسعه شهر، به کاربری‌های شهری تغییر یافته‌ است. محدوده منفصل قرقی که اسفند ۹۱ به محدوده شهری پیوست، یکی از جدیدترین الحاقات به این منطقه است. استقرار فضا‌های مهمی مانند ایستگاه راه‌آهن و سیلوی گندم از حدود سال ۱۳۴۰ را می‌توان نقطه عطف این منطقه برای تبدیل پهنه‌های روستایی به بافت شهری و افزایش جمعیت آن دانست. پس از انقلاب به‌دلیل شکل‌گیری شریان‌های مهم منطقه مانند محور گاز، رسالت، طبرسی و مجلسی، تحولات منطقه سرعت گرفت. آرامگاه و باغ‌موزه نادری و آرامگاه خواجه‌ربیع ازجمله مکان‌های هویتی و تاریخی منطقه ۳ است که جمع زیادی از گردشگران و زائران را راهی این منطقه می‌کند. در مساحت ۳۳۰۷ هکتاری شهرداری منطقه ۳ حدود ۴۱۷ هزار نفر زندگی می‌کنند.

 

بولوار ۲۲ بهمن راسته ابزارفروش‌های مشهد است. یعنی اگر بخواهید میخ، پیچ، انبردست، فرغون، سرند، اره، دریل یا ابزاری دیگر بخرید هیچ جای بهتری پیدا نمی‌کنید.
اکبر سرنشگیان از قدیمی‌های فوتبال در محله رسالت است که حالا برای خودش مربیگری می‌کند و با تیم‌های مختلفی عناوین قهرمانی مشهد و استان را کسب کرده است.
سال ۷۶ در رزمایشی آموزشی که از طرف بسیج برای آمادگی حضور در مناطق عملیاتی و پاک‌سازی آن برگزار می‌شود، میله‌ای که برای برپایی چادر وصل شده از جا درمی‌رود و به سرش اصابت می‌کند و باعث نابینایی او می‌شود.
علی معلومی قدیمی‌ترین نامه‌رسان منطقه 3 مشهد می‌گوید: اوایل دهه پنجاه اداره پست مرکزی در خیابان ارگ قرار داشت اما محدوده کاری من، روستاهای پایین کشف‌رود، چاهش، زیرکَن، کلاته‌بوغا، خواجه‌ربیع، دروی و سیس‌آباد بود.
آروین الله یاری، پسر نه‌ساله محله بلال، با کمربند مشکی‌اش نه‌تنها در مسابقات، بلکه در دل آرزوهایش حسابی می‌جنگد؛ آرزوی ساختن باشگاهی بزرگ، برای پرورش قهرمان‌های کوچکی مثل خودش.
سید‌محمد هاشمی‌راستی می‌گوید: بر‌اساس ارتباطاتی که با مخاطبانمان در ایران و افغانستان داریم، گزینه‌هایی را که برای انجام کار‌های مدیریتی در افغانستان مناسب هستند، برای ثبت‌نام و ادامه تحصیل به دانشگاه‌ها معرفی می‌کنیم.
دو اتفاق که از سر گذراند، مسیر جدیدی پیش‌روی زندگی‌اش باز کرد؛ یکی برای پسر دومش که ناگهان فلج می‌شود و دیگری وقتی دخترش را باردار بود، دکترا بدلیل نداشتن ضربان قلب جنین دستور سقط می‌دهند!