دفاع مقدس - صفحه 34

فرهنگ‌سرای خادم‌الشریعه در سالروز عملیات عاشورا میزبان دورهمی خانواده‌های رزمندگان بود.
صحبت ما با احمد غلامی، جانباز شیمیایی هفتاد‌درصد محله سرافرازان که سه‌بار مرگ و احیا را تجربه کرده و ۱۵۰‌بار زیر عمل جراحی رفته است، با سرفه‌های او شروع می‌شود.
حسین افتخاری که به‌دلیل سن کم، اجازه شرکت در جنگ را نیافته بود، به عشق شهدا به گروه‌های تفحص پیوست و با برقراری ارتباطی روحی با شهدا توانست پیکر ۳‌هزار شهید را شناسایی کند.
با صدای مأمور قطار بیدار شدیم. لو رفته بودیم. در ایستگاه شاهرود، ما را تحویل کلانتری دادند. پلیس خوش‌اخلاقی بود و برایمان توضیح داد که ممکن بود توسط منافقین دزدیده شویم.
«اسماعیل جنگی» حالا هم‌نام پدرش است، جوان سی ساله ای که تا چشم به این دنیا باز کرده، سایه پدربزرگ و مادربزرگ را بر سر خود دیده است، درحالی‌که پدرش چند ماه پیش از تولد او، در منطقه عملیاتی مهران و عملیات کربلای ۵ به شهادت رسید‌ه بود.
اهالی محله انقلاب همسر شهید غلامحسن رحیمی را بانی بسیاری از کار‌های خیری می‌دانند که در محله انجام می‌شود. 
سرهنگ سیدکاظم فرتاش، فرماندار نظامی سوسنگرد در جنگ تحمیلی بوده، او کسی است که سال‌ها با دکتر چمران در جبهه‌ها خدمت کرده و خاطرات آن دوران را به‌خوبی به یاد دارد.
بی‌بی‌فاطمه منافی مادر شهید بایگی آن‌قدر صبور است که صبر را هم به زانو درآورده‌، او نه‌تنها درد از دست دادن فرزندش را تحمل کرده، بلکه مصیبت‌هایی چندگانه را دیده و هنوز گاهی لبخند می‌زند و می‌گوید خدا را شکر.
کانون فرهنگی هنری شهید بصیر در بولوار توس فعالیت‌های متفاوتی انجام می‌دهد که شاید در هیچ کجای شهر تا به حال ندیده باشید. ایجاد کتابخانه و جمع‌آوری اسناد جنگ تحمیلی از جمله این فعالیت‌هاست.
محمد‌حسین سبحانی جانباز قطع نخاعی است که دارای مدرک کارشناسی ارشد علوم سیاسی است، ورزش هم می کند و مدال های متعدد استانی و کشوری دارد.
علی چوپانی، جانباز دفاع مقدس نیست؛ او یک دهه بعد از جنگ، پاهایش را در یک حادثه سربازی از دست می‌دهد، اما به خاطر روحیه دفاع مقدسی که دارد ویلچر جانبازان را رایگان تعمیر می‌کند.
شهید جواد اسماعیل‌پورطرقی که ۹ سال مفقودالاثر بود در وصیت نامه خود نوشته است: از برادران و خواهران خویش می‌خواهم در شهادتم گریه نکنند. شاد باشید که من با عروس زیبای شهادت، ازدواج کرده و به آرزوی دیرینه خود رسیده‌ام.
پس از شهادت حسن علیمردانی و در پی آن پیروزی رزمندگان در عملیات فتح‌المبین، امام‌خمینی با شنیدن رشادت‌های این سردار خراسانی فرمودند: «تنگه چذابه را تنگه شهیدعلیمردانی بنامید».
ستوان حسن کریمی از همرزمان شهید صیاد شیرازی است. او از سال ۵۰ در ارتش خدمت می‌کند و شش سال را در جبهه‌های جنگ حضور داشته است.
چهل سال از شهادت جواد شیری سرشوری می‌گذرد، جواد ۱۷ سال داشت که در جزیره مجنون به شهادت رسید و خانواده‌اش بعد از این همه سال، هنوز رفتنش را باور ندارند. در خیابان صدف کوچه‌ای به نام این شهید مزین شده است.
سیدمجید میرذوالفقاری، قدیمی‌ترین معلم پرورشی محله جاهدشهر (دبستان‌فطرت) ۳۴ سال سابقه معلمی پرورشی را در پرونده کاری‌اش دارد.
سعیده زنبوری تعریف می‌کند: به‌طور‌کامل فلج شده بودم. تنها چیزی که زنده بود، مغزم بود. پنج‌سالم که شد، کم‌کم توانستم دست‌هایم را تکان بدهم.
حاج‌ابوالقاسم حسین‌زاده است در پی آشنایی با یک طلبه وارد مسیری انقلابی شد و سرگروه محافظان شخصیت‌های انقلابی شد.
سیدعلی حیدری می‌گوید: در‌حال حرکت بودم که با اصابت گلوله مستقیم تانک به جیپ سرنگون شدیم. بعد‌از چند لحظه با همان سرووضع خونین دوباره سوار جیپ شدم.
اهالی عکس شهیدانشان را در روز‌های برگزاری روضه می‌آورند و داخل دکور می‌گذارند و دیگر آن را نمی‌برند. آن‌ها می‌گویند چه جایی بهتر از اینجا.