سرنوشت، هر کدام از این سه نفر را به بهانهای به همجواری با مسجد حضرت ولیعصر(عج)، کشانید و دغدغههای مشترک برای آبادی محله، دوستیشان را عمیقتر کرده است.
بیشتر خانمهای محله شقایق یک، عضوی از پایگاه بسیج مسجد حضرتعلی (ع) هستند و با مهر و صبوری دست جوانانی را گرفتهاند که درگیر آسیبهای اجتماعی بودند. آنها هر کاری از دستشان برمیآید برای هم انجام میدهند.
مهربانیها بین همسایههای کوچه معاد۴۸ ریشهدار و ادامهدار شده است و آدمهای مختلف در این روند نقش داشتهاند، ازجمله شهربانو حسنزاده که توسط همسایهها به ما معرفی میشود.
همسایههای کوچه قائم ۴۲ سالهاست که کنار یکدیگر زندگی میکنند. بهانه آشناییشان دوره قرآنی بوده است که در کوچه داشتهاند؛ دوره قرآنی که باعث برکت، خیر و رحمت بوده است.
اهالی کوچه شهیدبخشی۱۱، اغلب ساکنانی قدیمی هستند که به هر طریقی سعی در تقویت روابطشان دارند. آنها دستبهدست هم دادهاند تا در فعالیتهای گروهی محله شرکت و و این رابطه خوب را حفظ کنند.
کوچه رسالت۷۲ بهدلیل داشتن همسایههای همدلی که سرمایههای اصلی محله بلال به شمار میروند. انگشت اشاره هرکدام از اهالی، نشانهای است برای راهنمایی مغازه همسایههای خوشنام و قدیمیشان.
رقیه خانم روزهایی را به خاطر دارد که بولوار مهران و بزرگراه امام علی (ع) وجود نداشت. انتهای دانشآموز۱۸ دیواری گلی بود که ساکنان دانش آموز به آن «برج» میگفتند و زمینها ارزانتر بود.
در کوچه مالکاشتر۲، سه همسایه با بیش از چهار دهه همسایگی، روابطشان را به سطحی از رابطه خواهرانه رساندهاند که دلشان طاقت یک روز دوری از یکدیگر را ندارد.
فاطمه مجرای، همسایگان خوب محله ایثارگران را مهمترین عامل فعالیتهای اجتماعیاش میداند، او یکی از فعالان فرهنگی و اجتماعی، فرمانده پایگاه بسیج و عضو شورای اجتماعی محله است.
همسایههای کوچه شهیددرکی۳۶ حالا بیش از نیمقرن است که کنار هم بهخوبی و خوشی زندگی میکنند. آنها هرروز احوال هم را میپرسند و مثل یک خانواده از جزئیات زندگی یکدیگر باخبرند.
سمیرا و پریسا حسینقلیزاده خواهران نقاش محله جاهدشهر تعریف میکنند: همسایهها که به منزل ما میآمدند و تابلوهایمان را میدیدند، از کارهایمان لذت میبردند و سفارش کشیدن نقاشی میدادند.
یکی از کارهای مؤثر همسایهها در کوچه مطهریجنوبی ۱۸، ایجاد مؤسسه خیریه یاوران جوادالائمه (ع) در محله است و از آن به بعد، کمکهای همسایهها به افراد نیازمند حاشیه هدف دار شده است.
همسایههای جهادگر فاطمیه که از سال۱۳۹۵ حول محور گروه جهادی شهیدصاحبنظر دور هم جمع شدهاند، کمک به تأمین تدارکات برای نیروهای گشت شبانه بسیج محله را به فهرست بلند فعالیتهایشان اضافه کردهاند.
شهلا احمدی معلم بازنشستهای است که از اواخر دهه۵۰ به محله آزادشهر آمده. یک همسایه در وصفش میگوید: از مهربانی این همسایه همین بس که درِ خانه اش به روی بچههای محله که نیاز به کلاس تقویتی داشته باشند، همیشه باز است.
اهالی کوچه رباط طرق ۷ سالهاست کنار هم زندگی میکنند و از حال و روز هم باخبرند. اهالی اینجا علاوهبر اینکه برای رفع مشکلات یکدیگر تلاش میکنند؛ چه کار فرهنگی باشد، چه کمک به نیازمندان.
باب آشنایی این همسایهها در مسجد چهاردهمعصوم (ع) فراهم شده است. یکی آشپزی مراسم و دیگری آوردن وسایل را برعهده دارد. یکی هم پابهپای دیگران در برنامهها حضور دارد و به این ترتیب حلقه همدلی پابرجاست.
در یکی از مجتمعهای واقع در کوچه نماز ۴/ ۲۸ اگر کسی مریض شود، سوپ داغی راهی خانهاش میشود. در این مجتمع، رسم همسایگی فراموش نشده و شکل تازهای به خود گرفته است.
بیشتر ساکنان کوچه معلم ۷۲، سالهای پایانی جنگتحمیلی در این نقطه ساکن شدند و از همان روزهای ابتدایی همسایگی جمعهای زنانهای تشکیل دادند برای سرزدن به خانواده شهدا و رساندن کمک به نیازمندان.
در دل این محله، همسایههایی زندگی میکنند که عمر کنارهمبودنشان از ۴۵ سال هم میگذرد؛ یعنی از سالهایی که تازه جنگ تحمیلی هشتساله شروع شده بود و همسایهها تمامقد هوای هم را داشتند. آنها با وجود مشکلات زیاد، از محلهشان مراقبت میکردند.
جو کوچه شهید رحیمی۵ آنقدر خوب و صمیمی است که وقتی کسی اینجا ساکن میشود، دیگر به فکر جابهجایی و نقلمکان به کوچه و محله دیگری نمیافتد.اینجا همسایهها از احوال هم باخبرند؛ اما اهل بدگویی و سرککشیدن به زندگی دیگران نیستند.