همسایه - صفحه 6

همسایه‌های کوچه شهید‌درکی۳۶ حالا بیش از نیم‌قرن است که کنار هم به‌خوبی و خوشی زندگی می‌کنند. آنها هر‌روز احوال هم را می‌پرسند و مثل یک خانواده از جزئیات زندگی یکدیگر باخبرند.
سمیرا و پریسا حسین‌قلی‌زاده خواهران نقاش محله جاهدشهر تعریف می‌کنند: همسایه‌ها که به منزل ما می‌آمدند و تابلوهایمان را می‌دیدند، از کارهایمان لذت می‌بردند و سفارش‌ کشیدن نقاشی می‌دادند.
یکی از کار‌های مؤثر همسایه‌ها در کوچه مطهری‌جنوبی ۱۸، ایجاد مؤسسه خیریه یاوران جوادالائمه (ع) در محله است و از آن به بعد، کمک‌های همسایه‌ها به افراد نیازمند حاشیه هدف دار شده است.
همسایه‌های جهادگر فاطمیه که از سال‌۱۳۹۵ حول محور گروه جهادی شهید‌صاحبنظر دور هم جمع شده‌اند، کمک به تأمین تدارکات برای نیرو‌های گشت شبانه بسیج محله را به فهرست بلند فعالیت‌هایشان اضافه کرده‌اند.
شهلا احمدی معلم بازنشسته‌ای است که از اواخر دهه‌۵۰ به محله آزادشهر آمده. یک همسایه در وصفش می‌گوید: از مهربانی این همسایه همین بس که درِ خانه اش به روی بچه‌های محله که نیاز به کلاس تقویتی داشته باشند، همیشه باز است.
اهالی کوچه رباط طرق ۷ سال‌هاست کنار هم زندگی می‌کنند و از حال و روز هم باخبرند. اهالی اینجا علاوه‌بر اینکه برای رفع مشکلات یکدیگر تلاش می‌کنند؛ چه کار فرهنگی باشد، چه کمک به نیازمندان.
باب آشنایی‌ این همسایه‌ها در مسجد چهارده‌معصوم (ع) فراهم شده است. یکی آشپزی مراسم و دیگری آوردن وسایل را برعهده دارد. یکی هم پا‌به‌پای دیگران در برنامه‌ها حضور دارد و به این ترتیب حلقه همدلی پابرجاست.
در یکی از مجتمع‌های واقع در کوچه نماز ۴/ ۲۸ اگر کسی مریض شود، سوپ داغی راهی خانه‌اش می‌شود. در این مجتمع، رسم همسایگی فراموش نشده و شکل تازه‌ای به خود گرفته است.
بیشتر ساکنان کوچه معلم ۷۲، سال‌های پایانی جنگ‌تحمیلی در این نقطه ساکن شدند و از همان روز‌های ابتدایی همسایگی جمع‌های زنانه‌ای تشکیل دادند برای سرزدن به خانواده شهدا و رساندن کمک به نیازمندان.
در دل این محله، همسایه‌هایی زندگی می‌کنند که عمر کنارهم‌بودنشان از ۴۵ سال هم می‌گذرد؛ یعنی از سال‌هایی که تازه جنگ تحمیلی هشت‌ساله شروع شده بود و همسایه‌ها تمام‌قد هوای هم را داشتند. آنها با وجود مشکلات زیاد، از محله‌شان مراقبت می‌کردند.
جو کوچه شهید رحیمی۵ آن‌قدر خوب و صمیمی است که وقتی کسی اینجا ساکن می‌شود، دیگر به فکر جابه‌جایی و نقل‌مکان به کوچه و محله دیگری نمی‌افتد.اینجا همسایه‌ها از احوال هم باخبرند؛ اما اهل بدگویی و سرک‌کشیدن به زندگی دیگران نیستند.
خانم‌های همسایه ساکن کوچه رشید‌۲۸ محله قدس، در حسینیه حضرت رقیه (س) برای اولین‌بار با هم آشنا شدند و این آشنایی در خدمت و کمک به افراد گرفتار و نیازمند محله به دوستی عمیقی تبدیل شده است.
امین و مورد‌اعتماد‌بودن از خصلت‌های همسایه بلوک ۳ است؛ کسی که همسایه‌ها وقت سفر، کلید خانه‌شان را به او می‌سپارند تا در نبودشان گل و گیاهشان را آبیاری کند و مراقب خانه و زندگی‌شان باشد.
همسایه‌ها در خیابان پایداری۴ همه‌جوره هوای یکدیگر را دارند. اگر کسی بدون نان بماند، چندین همسایه برایش نان می‌فرستند؛ از بچه‌های یکدیگر نگهداری می‌کنند و برای هم آش پشت‌پا می‌پزند.
در دل مجتمع محمدیه زنانی زندگی می‌کنند که با وجود دشواری‌های زندگی، دست از مهربانی نکشیده‌اند؛ همسایه‌هایی که همدل‌اند، همراه‌اند و بی‌هیاهو و ستون‌های محله خود شده‌اند.
رفاقتشان از مسجد حضرت‌محمد (ص) آغاز شد و حالا پانزده‌سال است کنار هم زندگی کرده‌اند و دیگر فقط همسایه نیستند؛ با هم خرید می‌روند، گاهی تفریح می‌کنند و اگر یکی‌شان مشکلی داشته باشد، دو نفر دیگر بی‌درنگ خودشان را به او می‌رسانند.
خیابان شهید‌بابانظر ۶ جایی است که همسایه‌ها دست‌کم هفته‌ای دو بار یکدیگر را می‌بینند و روز‌های شنبه برای فراهم‌کردن مقدمات یک دورهمی مؤمنانه به وسعت صد‌نفر و یکشنبه‌ها برای به‌ثمر‌رساندن نیت‌هایی از جنس امید و حاجت.
مسجد قدیمی خیابان شافعی در محله نوده پاتوقی برای دیدار همسایه‌های قدیمی است؛ همسایه‌هایی که در سختی‌ها و مشکلات کنار هم هستند و به همسایگی با هم افتخار می‌کنند.
در محله آقامصطفی خمینی هرکسی گوشه‌ای از کار را می‌گیرد؛ یکی بساط آشپزی مراسم را می‌چیند و یکی کلاس قرآن برگزار می‌کند. همین فعالیت‌های ساده و خودجوش، پیوند دل‌ها را محکم کرده است.
قدیم رسم‌های خوب زیاد بود. مثلاً هرکس برای افطار چیزی درست می‌کرد و تا جایی که وسعش می‌رسید به همسایه‌ها می‌داد. به این کاسه‌های افطار در اصطلاح «کاسه همسایگی» می‌گفتند.