این سه همسایه، هروقت کاری داشتهاند، به کمک هم آمدهاند؛ از مشکل مالی گرفته تا درستکردن خانه و جابهجایی. کسبوکارشان نیز همینجاست و همسایهها آنها را کاسبان مردمدار، باانصاف و بااخلاق محله میدانند.
مسجد توفیق در سال۱۳۴۵ با کمکهای مردمی در زمینی وقفی احداث شد و از همان تاریخ تا الان، این مسجد از نظر تعداد نمازگزاران و برنامههای مذهبی فعال بوده است.
در این کوچه هنوز همسایهها یکدیگر را میشناسند و اگر کسی گرفتار شود، دستش را میگیرند. اینجا از ابزارفروشی قدیمی حاجابراهیم کلامی تا بقالی کوچک حمیدرضا دانه و میوهفروشی پررفتوآمد مهدی صادقی، همه پر از مهربانی و خاطرهاند.
سالهاست در خیابان هاتف، سنتی شیرین و پربرکت جریان دارد؛ سنتی زنانه و از جنس مهربانی؛ کمک به دیگران و باور به برکت الهی. مادربزرگها، مادرها و اکنون دختران و نوهها این مسیر را ادامه دادهاند.
بسیاری از همسایههای خیابان دلاوران۱۳ یکدیگر را میشناسند و احوالپرس هم هستند. نزدیکبودن آنها به مسجد سیدالشهدا (ع) باعث شده که خیلی وقتها آنجا دور هم جمع شوند و برنامههای مختلف بریزند.
سه بانوی همسایه کوچه عباسآباد۷ مبنای رفاقتشان کارهای خیر و جهادی است. آنها درخلال همین کارهای خیر، دوست شدند و دوستیشان در حال حاضر خواهرانه است.
خیابان سیدرضی ۵۷ پر از همسایههای خوب است؛ یکی برای بچههای محله کلاس تقویتی میگذارد؛ یکی خانهاش میشود جایی برای حل اختلافها و خیریهای برای کمک به نیازمندان و دیگری واسطهای میشود برای زنده نگهداشتن صلهرحم و دیدار با همسایهها.
خیابان اروند۲۹ شاید شلوغترین و زندهترین خیابان محله اروند باشد. بیشتر ساکنانش از قدیمیهای محلهاند و یکدیگر را میشناسند، هرروز سلام و احوالپرسی میکنند و رسم همسایگی را از یاد نبردهاند. در این خیابان، همکاری و همدلی بین مردم پررنگ است.
هنوز کوچههایی هستند که عطر مهربانی در بین همسایههایش جاری است. کوچه امامیه ۳ یکی از همین کوچههاست؛ جایی که همسایهها نهتنها از حال هم خبر دارند، بلکه برای هم دل میسوزانند و دست هم را میگیرند.
پسر زهرا خانم دانشگاه سمنان قبول شده بود و دلتنگیهای مادرانه امانش را بریده بود اما یک همدلی صمیمانه حالش را بهتر کرد. یکی از همسایهها وقتی دید او بیقرار است، گفت پسرت رفته تا ادامه تحصیل دهد.
محمدجواد خدادوست، محسن یزدیحسینی و محمدرضا آژنگ، با صداقت، کمک به دیگران و رعایت رسم همسایگی، همچون نخ تسبیحی، پیوندهای محکم بین خانهها و دلهای اهالی محله گلشور برقرار کردهاند.
۵۵ سال پیش که ربابه نخودچیان در خیابان فلسطین۱۶ ساکن شد، هنوز از آپارتمانسازی و کوچههای آسفالت خبری نبود.خاطرات ربابهخانم از اهالی محل بسیار است؛ از دوختن لباس برای رزمندگان جنگتحمیلی تا پختن سوپ افطاری برای مسجد محل.
در کوچههای وحدت همسایگانی زندگی میکنند که پیوند همسایگیشان نه کوتاه است و نه گذرا، بلکه به بلندای یک عمر است. آنها از احوال هم باخبرند و در اتفاقهای کوچک شریک میشوند.
در دل هاشمیه، همسایههایی زندگی میکنند که هوای همدیگر را دارند. نقطه اشتراک بیشتر این همسایهها حضور و نقشآفرینی در برنامههای کتابخانه مسجد جوادالائمه (ع) است که خیلی از اهالی را به یکدیگر مرتبط کرده است.
بیشتر ساکنان کوچه موعود ۲۳ از قدیمیهای محلهاند؛ آدمهایی که سالها درکنار هم زیستهاند و هنوز هم رسم همسایگی را زنده نگه داشتهاند. اینجا همسایهها هرروز حالواحوال هم را میپرسند و در شادی و غم کنار هماند.
همسایههای کوچه سیدرضی ۵۵ به هر بهانه و مناسبتی دور هم جمع میشوند برای بهجاآوردن صله رحم و گاه باخبرشدن از حال هم تا اگر کسی در محله مشکلی دارد، دست به دست هم دهند برای گرهگشایی از کارش.
ساکنان خیابان خیبر۵ همواره در کمک به همسایهها پیشقدم بودهاند و در مشکلات یکدیگر را تنها نگذاشتهاند. منشأ بسیاری از این دوستیهای دیرینه، همراهی برای انجام کارهای خیر و کمک به نیازمندان بوده است.
اعظم یزدانپناه هنوز هم باورش نمیشود که سرنوشت همسایهاش را تغییر داده است؛ همسایهای که چراغ خانهاش همیشه خاموش بود، و زندگیاش در سکوت و تاریکی میگذشت.
اینجا رفتار بین همسایهها برادرانه و خواهرانه است. سالهای سال همزیستی، رابطهها را محکم و صمیمی کرده است. آنها آنقدر با هم جور هستند که فکر نقلمکان به نقطه دیگر به ذهنشان نمیرسد.
خانه حاجآقا غلامعلی عابدیِ و همسرش حاجخانم سکینه مرزوقی خانه آشتیکنان است. اگر زن و شوهری از اقوام یا در و همسایه با هم قهر کنند، شامی در این خانه پخته میشود و زن و شوهر قهرکرده جداجدا دعوت میشوند.