همسایه - صفحه 4

همسایه‌ها درکوچه سبحان‌۱۷ اگر یک روز از حال هم بی‌خبر باشند، نگران هم می‌شوند. دوره قرآن و صندوق قرض‌الحسنه‌ای که همسایه‌ها راه‌اندازی کرده‌اند، بستری شده تا بیشتر از حال یکدیگر باخبر باشند.
اهالی محله آبکوه روزگار گذشته را اینطور روایت می‌کنند: یک خانه ۲ هزار متری بود و تعداد زیادی هم‌خانه، هنگام غروب مرد‌ها فرش‌ها را در صحن حیاط پهن می‌کردند تا سفره همه پهن شود، هر کس هر غذایی داشت می‌آورد.
همسایه‌های خیابان شهیدفلاحی۵۰ چندان با هم غریبه نیستند. قدیمی‌ها به‌واسطه آشنایی دیرینه و تازه‌وارد‌ها به‌واسطه جلسات مهدویت حسین‌آقای پارسامنش با یکدیگر سلام‌وعلیک دارند.
داشتن همسایه‌هایی همدل و همراه نعمت کمی نیست. در کوچه جلال آل‌احمد ۶۹ هنوز هستند همسایه‌هایی که هوای هم را دارندو به وقت غم و شادی کنار هم هستند و دلشان به بودن هم قرص است.
در میان اهالی دریادل حتی غیرمشهدی‌ها هم احساس غربت و دل‌تنگی نمی‌کنند؛ یکی مسئول چای روضه‌ها، یکی پیگیر مشکلات کوچک و بزرگ همسایه‌هاست و یکی هم با ماشینش شده است کارراه‌انداز مردم.
اگر سراغ بانوان کوچه شهید دهنوی‌۱۶ را بگیری، ردشان را می‌توانی در مسجد ائمه اطهار (ع) پیدا کنی. جایی که نه‌فقط محل عبادت، بلکه بستری است برای کنار هم بودن، دوستی، یادگیری و ساختن محله‌ای بهتر.
بیش از سه دهه همدلی و محبت، روابطشان را آن قدر نزدیک کرده است که عضوی از خانواده همدیگر شده‌اند. از حال و روز هم خبر می‌گیرند، با هم سفر می‌روند و در تلخ و شیرین‌های روزگار، یکدیگر را تنها نمی‌گذارند.
در خیابان گلبرگ جنوبی‌۱۲، سه همسایه هستند که به دوستی‌ها و همسایگی‌های قدیم پایبندند. آنها از حال یکدیگر باخبرند و اگر خدای‌ناکرده مشکلی برای یکی پیش بیاید، به‌دنبال راه چاره می‌گردند.
این سه همسایه، هروقت کاری داشته‌اند، به کمک هم آمده‌اند؛ از مشکل مالی گرفته تا درست‌کردن خانه و جابه‌جایی. کسب‌وکارشان نیز همین‌جا‌ست و همسایه‌ها آنها را کاسبان مردم‌دار، باانصاف و بااخلاق محله می‌دانند.
مسجد توفیق در سال‌۱۳۴۵ با کمک‌های مردمی در زمینی وقفی احداث شد و از همان تاریخ تا الان، این مسجد از نظر تعداد نمازگزاران و برنامه‌های مذهبی فعال بوده است.
در این کوچه هنوز همسایه‌ها یکدیگر را می‌شناسند و اگر کسی گرفتار شود، دستش را می‌گیرند. اینجا از ابزارفروشی قدیمی حاج‌ابراهیم کلامی تا بقالی کوچک حمیدرضا دانه و میوه‌فروشی پررفت‌و‌آمد مهدی صادقی، همه پر از مهربانی و خاطره‌اند.
سال‌هاست در خیابان هاتف، سنتی شیرین و پربرکت جریان دارد؛ سنتی زنانه و از جنس مهربانی؛ کمک به دیگران و باور به برکت الهی. مادربزرگ‌ها، مادر‌ها و اکنون دختران و نوه‌ها این مسیر را ادامه داده‌اند.
بسیاری از همسایه‌های خیابان دلاوران‌۱۳ یکدیگر را می‌شناسند و احوالپرس هم هستند. نزدیک‌بودن آنها به مسجد سیدالشهدا (ع) باعث شده که خیلی وقت‌ها آنجا دور هم جمع شوند و برنامه‌های مختلف بریزند.
سه بانوی همسایه کوچه عباس‌آباد‌۷ مبنای رفاقتشان کار‌های خیر و جهادی است. آنها در‌خلال همین کار‌های خیر، دوست شدند و دوستی‌شان در حال حاضر خواهرانه است.
خیابان سیدرضی ۵۷ پر از همسایه‌های خوب است؛ یکی برای بچه‌های محله کلاس تقویتی می‌گذارد؛ یکی خانه‌اش می‌شود جایی برای حل اختلاف‌ها و خیریه‌ای برای کمک به نیازمندان و دیگری واسطه‌ای می‌شود برای زنده نگهداشتن صله‌رحم و دیدار با همسایه‌ها.
خیابان اروند‌۲۹ شاید شلوغ‌ترین و زنده‌ترین خیابان محله اروند باشد. بیشتر ساکنانش از قدیمی‌های محله‌اند و یکدیگر را می‌شناسند، هر‌روز سلام و احوال‌پرسی می‌کنند و رسم همسایگی را از یاد نبرده‌اند. در این خیابان، همکاری و همدلی بین مردم پررنگ است.
هنوز کوچه‌هایی هستند که عطر مهربانی در بین همسایه‌هایش جاری است. کوچه امامیه ۳ یکی از همین کوچه‌هاست؛ جایی که همسایه‌ها نه‌تنها از حال هم خبر دارند، بلکه برای هم دل می‌سوزانند و دست هم را می‌گیرند.
پسر زهرا خانم دانشگاه سمنان قبول شده بود و دلتنگی‌های مادرانه امانش را بریده بود اما یک همدلی صمیمانه حالش را بهتر کرد. یکی از همسایه‌ها وقتی دید او بی‌قرار است، گفت پسرت رفته تا ادامه تحصیل دهد.
محمدجواد خدادوست، محسن یزدی‌حسینی و محمدرضا آژنگ، با صداقت، کمک به دیگران و رعایت رسم همسایگی، همچون نخ تسبیحی، پیوند‌های محکم بین خانه‌ها و دل‌های اهالی محله گلشور برقرار کرده‌اند.
اگر پسرم در سن کودکی فوت نمی‌کرد و از غم هجران فرزندم به سرطان مبتلا نمی‌شدم، هیچ‌وقت یاد حسین(ع)، جانم را آرام نمی‌کرد و هیچ‌گاه عزم خود را جزم نمی‌کردم که برای عرض ارادتم به ابا عبدالله (ع) دیگ دیگچه بار بگذارم.