همسایه - صفحه 2

در خیابان دلدار۶، همسایه‌ها جنس همسایگی‌شان متفاوت با سایر آپارتمان‌هاست. شاید عمر همسایگی‌ها به دو یا سه دهه نرسد، اما آنها تلاش کرده‌اند که مانند گذشته دور هم جمع شوند، از زندگی در محیط آپارتمانی لذت ببرند و با یکدیگر خاطره بسازند.
سه همسایه خیابان امیرالمؤمنین(ع) ۲ در یک محله رشد کرده‌اند و کار و کاسبی‌شان هم جان گرفته است، احوالشان به سلام‌وعلیک‌های روزانه با هم گره خورده است؛ معمولا پاتوق نیم‌روزه‌شان پیش از نماز ظهر، جلو انگشترسازی قدیمی آقاعلیرضاست.
درست نبش کوچه لشکر ثامن‌الائمه‌۱۳؛ خانه‌هایی با نام «کوی سازمانی ارتش» شناخته می‌شوند و در هر بلوک آن، چهل‌خانواده زندگی می‌کنند. برخی از این خانواده‌ها از شهر‌های دور و نزدیک به مشهد آمده‌اند و همچنان رسم همسایه‌داری را زنده نگه داشته‌اند.
اینجا هر همسایه، گوشه‌ای از کار‌های مسجد و محله را بر‌عهده می‌گیرد؛ یکی کلاس فرهنگی و تربیتی برگزار می‌کند، یکی سفره افطار می‌اندازد و.... همین فعالیت‌های ساده و خودجوش، پیوند دل‌ها را محکم کرده و همه برای ساختن محله‌ای بهتر تلاش می‌کنند.
سه بانوی فعال فرهنگی اجتماعی کوچه تورج‌۱۳ در همه عرصه‌های خدمت، فعال و آماده‌به‌کار هستند.این روز‌ها که دوباره کشور درگیر جنگ شده است، بازهم جزو اولین نفراتی هستند که خودشان را به مسجد محله کلاهدوز می‌رسانند.
بعد‌از شهادت قائد امت، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، سه بانوی فعال محله گوهرشاد با جمع‌آوری چادر‌های سیاه از محله، شروع به دوخت پرچم و ریسه مشکی کردند تا مسجد و خانه‌های محله را سیاه‌پوش کنند.
اگر صبح زود، قبل از آنکه مغازه‌ها کرکره‌ها را بالا بدهند در کوچه طبرسی‌جنوبی‌۶۲ قدم بزنی، می‌شود رد یک جور رفاقت قدیمی را دید؛ رفاقتی که لای سلام و علیک‌های بلند و احوالپرسی‌های بی‌تکلف جریان دارد. اینجا همسایه‌ها پشت هم هستند.
از هفده‌سال پیش تا امروز، هرسال ماه مهمانی خدا، خانه پدری بی‌بی‌آمنه قیصری میزبان بانوانی است که نه‌فقط برای یادگرفتن، که برای گرم‌شدن دل‌هایشان، دور هم جمع می‌شوند. جلسات قرآن در این خانه، تکه‌ای از زندگی فرهنگی و اجتماعی آبکوه است.
عصر که می‌‏شود، خانه «خاله رشته ‏بُر» میزبان آدم‌های ریز و درشت می‌شود. همسایه‌‏ها، آن‌‏هایی که از دور می‌‏آیند و سفارش رشته برای آش دارند و آن‏هایی که برای رفع چشم‌زخم می‏‌خواهند پیرزن تخم‌مرغی برایشان بشکند.
همسایه‌های کوچه اروند‌۶۸، بیش‌از نیم‌قرن است کنار هم زندگی می‌کنند و سال‌های طولانی با هم همدل و همراه بوده‌اند. آنها حالا فقط همسایه و هم‌محله‌ای نیستند. یکی از مکان‌هایی که محل دیدار این همسایه‌ها شده، مسجد امام‌حسن‌مجتبی (ع) است.
کوچه شهید‌مفتح‌۲۶ روایتی زنده از همسایه‌داری، رفاقت و اعتماد است. در این کوچه، سلام‌ها از سر عادت نیست، غم‌ها و شادی‌ها مشترک است و آدم‌ها یکدیگر را به اسم، به خاطره و به دل می‌شناسند و زندگی‌شان به دل هم گره خورده است.
کوچه شهیدسیداحمدی در محله رضائیه قرار دارد که در قدیم به آن حسین‌آباد قائنی‌ها می‌گفتند. بافت این کوچه مارپیچ است و حس‌وحال کوچه‌های دهه۶۰ را تداعی می‌کند. مردمش هم همان‌قدر باصفا و صمیمی هستند، درست مثل سه دوست!
سال‌هاست که در همسایگی هم با خوبی و خوشی زندگی می‌کنند؛ از دیدار هم خوشحال و از دوری هم ناراحت می‌شوند. اما آنچه این دوستی و همسایگی را پررنگ‌تر کرده، حس کمک‌رسانی به خانواده‌ها و افراد نیازمند محله است.
بلوک ۶۳ در خیابان شهید نوربخش ۱۷ در محدوده مجتمع‌های ۵۱۲ محله ارشاد از آن بلوک‌هایی است که همسایه‌هایش همیشه از حال هم خبر دارند و گفت‌وگویشان فقط به یک سلام و علیک ختم نمی‌شود.
همسایه‌های کوچه شهید‌مؤمن‌۱۴بیشتر ترجیح می‌دهند کار‌ها را جمعی پیش ببرند؛ از تصمیم‌های کوچک روزمره گرفته تا فعالیت‌های جدی‌تر اجتماعی. بخش زیادی از این همکاری‌ها در مسجد جوادالائمه (ع) شکل می‌گیرد که بیشتر شبیه یک قرارگاه محلی است.
وقتی سراغ همسایه‌های خوب کوچه شهید‌مفید ۳۳ را می‌گیریم، سه‌چهار نام خاص تکرار می‌شود. نام‌هایی که نه‌تنها به درد هم خورده‌اند که به یاری همه محله و همسایه‌ها آمده‌اند.
هم‌بستگی و رفاقت همسایه‌ها در محله پایین‌خیابان همچنان رنگ قدیم را دارد؛ رفاقت‌هایی به قدمت یک عمر. رضا براتی، حسین گروسی و غلامرضا جهانیان سه همسایه قدیمی هستند که بیش از شصت‌سال در خوشی و سختی کنار هم بوده‌اند.
به فاصله یکی‌دو‌سال، دیوار‌به‌دیوار هم خانه خریدند و همسایه شدند. شاید روزی که به این کوچه اسباب‌کشی کردند، تصورشان این نبود بتوانند با همسایه‌هایشان آن‌قدر صمیمی و دوست شوند که حالا نزدیک‌تر از خواهر باشند.
مغازه بقالی با چهارچوب فلزی و قاب‌های شیشه‌ای هنوز هم در خاطرات جواد فرهادی پررنگ است؛ صاحب مغازه، پیرمردی بود که همه «عمو» صدایش می‌کردند و این هنوز در ذهن جوادآقا ماندگار شده است؛ چون هیچ‌کس اسمش را نمی‌دانست.
منزل زینب پدیداران نه‌فقط یک روضه‌خانه دائمی، بلکه جایی است که در آن، همسایه‌ها و هم‌محله‌ای‌ها از برکت همدلی و همراهی با هم، سختی‌های زندگی را برای آنها که به مشکلی دچارند، حل می‌کنند و گره از کار یکدیگر می‌گشایند.